برخى حرکت‌هاى اجتماعى جوان‌مرگ مى‌شود. جوان‌مرگ شدن آنها علت‌هاى مختلف دارد، مخصوصاً عدم موفقيت از ديد مرم يا از ديد قدرت. مثلاً، گاهى حرکت‌هائى در جهت سالم‌سازى محيط اداري، مبارزه با کاغذبازي، مبارزه با گران‌فروشي، مبارزه با تهاجم فرهنگى يا رسيدگى به اموال ثروتمندان (قانون از کجا آورده‌اي) قد علم مى‌کنند. اما پس از آنکه طرفداران آنها داد زدند و عقده‌هاى خود را خالى کردند، حرکت در نطفه خفه مى‌شود و به خاموشى فرو مى‌رود.


ممکن است حرکت اجتماعى به‌علت فقدان اثربخشى سازماندهى يا مديريت جوان‌مرگ شود، همچنين ممکن است به عدم ارائه راه‌حل‌هاى واقعى براى بى‌عدالتى‌ها، به‌صورتى‌ که ديد کلى و بسيج اجتماعى مى‌خواهد، از بين برود. به‌علاوه، مى‌دانيم که تکرار شکست به ندرت تحرک ايجاد مى‌کند. بالاخره، علت ديگر از بين رفتن حرکت اجتماعى ممکن است رسيدن به هدف باشد. حرکتى که به هدف خود مى‌‌رسد، ديگر دليل براى بقاء ندارد.


حرکت‌هائى که گسترش مى‌يابند، اغلب در مکتب‌ها و نهادهاى مذهبى جاى مى‌گيرند. قبلاً به حرکت طرفداران محيط زيست اشاره کرديم: هر چند که بخشى از اين حرکت در خارج از نهادها جاى مى‌گيرد، چند گروه کاملاً سازمان يافته و تا اندازه‌اى قدرتمند از نظر سياسى و اقتصادى بخش عظيمى از آن را هدايت مى‌کنند. مى‌توانيم صندوق‌هاى قرض‌الحسنه را مثال بياوريم که موجوديت آنها براساس ارادهٔ جمعى و با هدف به‌دست گرفتن اقتصاد فردى پايهٔ هميارى مردم بود. نمونهٔ ديگر شرکت‌هاى تعاونى است. اگر مؤسسات سازمان يافته و نهادهاى دولتى از آنها حمايت نکنند به دشوارى خواهند توانست روى پاى خود بايستند.


به‌طور کلي، حرکت‌هائى که دوام مى‌يابند، معمولاً هدف‌ها و عملکردهاى خود را به مرور زمان تغيير مى‌دهند. تداوم هر حرکتى اغلب ايجاب مى‌کند که هدف‌هاى خود را تغيير دهد، به نحوى که درکوتاه‌مدت قابل حصول باشد و بدين وسيله از حاشيه رفتن اجتناب کند. اين کار سازش‌ها و همبستگى‌هائى ايجاد مى‌کند که براى دولت مردان، در برخورد اول، خوش نمى‌آيد. آدر (۱۹۸۸)، با مثال آوردن تجزيهٔ گروه مخالف توليد موشک‌هاى هسته‌اي، بر اين واقعيت تأکيد دارد که ممکن است حرکت اجتماعي، بر اثر فشارهاى بيرون، کمرنگ شود و طورى بازسازى کن که اعضاء يکديگر را نشناسند.


به‌نظر تارنر و کيليان، حرکت اجتماعى موفق، برداشت‌هاى اجتماعى را تغيير مى‌دهد و به اجتماع يا يکى از جنبه‌هاى اجتماع نگاهى تازه مى‌اندازند. در اين معنا، نمى‌توان مرگ يا کمرنگ شدن حرکتى را که موجب تغيير پايدار شده است، شکست محسوب کرد.