در حال حاضر، صنعت هرزه‌نگارى بيش از هميشه در حال شکوفائى است. امروزه، مى‌توان هرزه‌نگارى را تقريباً درهمه جا مشاهده کرد، ر کلوب‌هاى ويديوئي، در مغازه‌هاى خاص در شبکه‌هاى ماهواره‌اى و در اينترنت. خوشبختانه اين صنعت در ايران رشد نيافته و همه‌گير نشده است. استفاده از هرزه‌نگارى (مشاهدهٔ فيلم‌ها و وسايل خلاف عفت) چه آثارى مى‌تواند داشته باشد؟ از اول سال‌هاى ۱۹۷۰، تعداد زيادى از روانشناسان اجتماعي، جامعه‌شناسان و جرم‌شناسان به اين سؤال توجه کرده، خواسته‌اند، با استفاده از تحقيقاتى که انجام مى‌دهند، به آن پاسخ دهند.


پيش از اشاره به تحقيقات، يادآور مى‌شويم که در چارچوب مبحث روانشناسى اجتماعى هر چيزى که محتواى جنسى داشته باشد، صرف‌نظر از وسيلهٔ مورد استفاده (عکس يا فيلم)، هرزه‌نگارى ناميده خواهد شد. اکثر پژوهشگرانى که آثار مربوط به هرزه‌نگارى را مى‌خوانند، اين تعريف را قبول دارند. با اين همه، بايد تصريح کنيم که برخى مؤلفان تنها صحنه‌هاى جنسى توهين‌آميز را هرزه‌نگارى مى‌دانند، زيرا در اين صحنه‌ها سلطه‌گرى يا خشونت، مخصوصاً عليه زنان ، وجود دارد.


تحقيقى که در مورد زندانيان با اعمال شاقهٔ کانادا انجام گرفته، نشان داده است که متجاوزان جنسى و بچه‌بازها، در مقايسه با ساير مجرمان، بيشتر از هرزه‌نگارى استفاده مى‌کنند. در نگاه اول، اين تحقيق مى‌تواند به اين نتيجه منجر شود که هرزه‌نگاري، فرد را در جهت پرخاش جنسى هدايت مى‌کند. اما در تفسير نتايج بايد احتياط کرد:


نتايج به‌دست آمده مى‌تواند بيانگر رابطهٔ همبستگى باشد نه رابطهٔ علت و معلولي. به عبارت ديگر، وجود رابطه بين هرزه‌نگارى و خشونت جنسى معلوم نمى‌کند که استفاده از هرزه‌نگارى علت پرخاش جنسى است. احتمال دارد اشخاصى که خشونت جنسى نشان مى‌دهند، به استفاده از هرزه‌نگارى علاقه‌مند باشند. همچنين، احتمال دارد عامل سومى رابطهٔ هرزه‌نگارى و پرخاش را تبئين کند. مثلاً، ممکن است پرخاشگران جنسي، به محيط‌هائى رفت و آمد کنند که در آنها هرزه‌نگارى رواج دارد.


براى برقرارى رابطهٔ علت و معلولي، بايد به تحقيقات آزمايشى روى آورد، چيزى که دقيقاً دنرشتين انجام داده است. او به گروهى از مردان جوان يک فيلم خنثى (فيلمى که هيچ صحنهٔ جنسى نداشت)، به گروه ديگر يک فيلم هرزه‌نگارى غير خشن (فيلم جنسي) و به گروه سوم يک فيلم هرزه‌نگارى خشن نشان مى‌دهد. در فيلم سوم، صحنهٔ کلاسيک هرزه‌نگارى خشن ديده مى‌شد: مردى به زنى که مقاومت مى‌کند و به شدت سر و صدا راه مى‌اندازد، تجاوز مى‌کند. اما، کم‌کم مقاومت زن کاهش مى‌يابد. در پايان، زن به شوق مى‌آيد و دوباره تقاضا مى‌کند.


پس از نمايش فيلم، از آزمودنى‌ها مى‌خواهند تا تعدادى هجاهاى بى‌معنى را به شخصى ديگر ياد بدهند. آنها مى‌بايستي، به هنگام مشاهدهٔ خطا از جانب شخص، شوک الکتريکى به او مى‌دادند و شوک را نيز خودشان تعيين مى‌کردند. نتايج نشان مى‌دهد، آزمودنى‌هائى که فيلم هرزه‌نگارى خشونت‌آميز را تماشا کرده بودند، نسبت به بقيهٔ آزمودنى‌ها، شوک‌هاى شديدترى مى‌دهند، اما تنها زمانى شوک‌هاى شديدترى مى‌دهند که يادگيرنده زن باشد. پژوهشگران ديگر نيز با استفاده از همين روش، به نتايج مشابهى مى‌رسند، اما آنها موقعيت آزمايشى ديگرى نيز اضافه مى‌کنند. بدين صورت که در شوک‌هاى وارده، زمانى که قربانى نهايتاً راضى به نظر مى‌رسد، در مقايسه با زمانى که تا آخر اعتراض مى‌کند، شدت بيشترى پيدا مى‌کنند. پژوهشگران نتيجه مى‌گيرند که فيلم‌هاى هرزه‌نگاري، مخصوصاً آنهائى که صحنه‌هاى تجاوز جنسى دارند و به‌نظر مى‌رسد قربانى رضايت مى‌دهد، مى‌توانند افرادى را که تمايلات پرخاشگرى دارند و کمتر از مکانيسم‌هاى بازدارنده کمک مى‌گيرند، به خشونت وادار کنند.


اثر هرزه‌نگارى بر پرخاش احتمالاً به اين علت است که درک مردان از زنان و واکنش‌هاى آنها در مقابل امتيازهاى جنسى را تغيير مى‌دهد. يعني، دقيقاً همان چيزى که مالاموت و چيک در مورد دانشجويان دانشگاه مشاهده مى‌کنند. آنها به نصف آزمودنى‌ها فيلم‌هاى هرزه‌نگارى خشونت‌آميز (که در آن به‌نظر مى‌رسيد قربانى پرخاش را دوست دارد) و به نصف ديگر دو فيلم خنثى نشان مى‌دهند. يک هفته بعد، آزمايشگر ديگرى از آزمودنى‌ها مى‌خواهد که به پرسش‌نامه‌اى پاسخ دهند، با اين هدف که درجهٔ پذيرش آنها از خشونت انجام شده عليه زنان را اندازه بگيرد. خود نتايج سخن مى‌گويد:


درجهٔ پذيرش خشونت عليه زنان، در آزمودنى‌هائى که فيلم هرزه‌نگارى خشونت‌آميز را تماشا کرده بودند، در مقايسه با ساير آزمودنى‌ها، خيلى بالا بود.


باز هم با اين روش، چيک نشان مى‌دهد، آزمودنى‌هائى که در معرض هرزه‌نگارى خشونت‌آميز قرار مى‌گيرند، در مقايسه با کسانى که در چنين موقعيتى واقع نمى‌شوند، اغلب اعلام مى‌کنند، در شرايطى که مطمئن بودند نبايد دست به خشونت بزنند، مرتکب خشونت شده‌اند. باز هم در همين راستا، مالاموت و چيک نشان داده‌اند که قرار گرفتن در معرض هرزه‌نگارى خشونت‌آميز، اعتقاد به اسطوره‌هاى تجاوز را افزايش مى‌دهد. اين گفته مخصوصاً در مورد آزمودنى‌هائى که نسبت به زنان نگرش‌هاى دشمنانه دارند، همچنين در مورد کسانى که شخصيت ضداجتماعى يا روان‌پريش دارند، بيشتر صدق مى‌کند.


لينز و همکاران او سعى کرده‌اند اثر استفادهٔ بلندمدت از هرزه‌نگاري، بر نگرش‌ها را بشناسند. گروهى از آزمودنى‌ها، به مرور زمان، نسبت به خشونت، بى‌تفاوت مى‌شوند: صحنه‌هاى خشونت‌آميزى که روزهاى اول شوک ايجاد مى‌کردند، در روزهاى آخر هيچ نوع دگرگونى به وجود نمى‌آورند. آزمودنى‌ها، فيلم‌ها را مفيدتر از اول ارزيابى مى‌کنند و سطح برانگيختگى جنسى آنها تغيير نمى‌کند. آنها، به هنگام شبيه‌سازى‌هاى صحنه، خشونت را يک جرم کم اهميت‌تر تلقى مى‌کنند، برخلاف آزمودنى‌هائى که فيلم‌هاى هرزه‌نگارى را نديده بودند.


نتايج همهٔ اين تحقيقات، دنرشتين، لينز و پنراد را وادار مى‌کند تا، در کتابى که به مطالعهٔ آثار هرزه‌نگارى بر خشونت اختصاص دارد، چنين اظهارنظر کنند: اگر هدف اين باشد که مردم، در مقابل شکنجه و انحراف زنان، خونسرد باشند، بهترين شيوه اين است که يک رشته فيلم‌هاى هرزه‌نگارى بيش از بيش خشونت‌آميز تماشا کنند.


اما، براى جلوگيرى از آثار شوم هرزه‌نگارى چه مى‌توان کرد؟ آيا سانسور چاره‌ساز است؟ نمى‌دانيم، اگر هم مؤثر باشد، در فرهنگ‌ها و کشورهاى مختلف متفاوت خواهد بود. دست کم، آنچه مى‌توانيم بگوئيم اين است:


”اگر به تساوى حقوق زن و مرد معتقد هستيم و آرزو داريم که روزى به آن درجه از پيشرفت برسيم، نبايد تهديد حاصل از نمايش برخى صحنه‌هاى هرزه‌نگارى عليه زنان و خشونت با آنها را نديده بگيريم“.


شما چه فکر مى‌کنيد؟