هر تبيين، به شيوهٔ خود، روش درک نامناسب افراد از موقعيت را تفسير مى‌کند. تبيين پيش‌داورى‌هائى که همى حالا مطرح مى‌کنيم، از اساس متفاوت است، زيرا معتقد است، اعضاء گروه‌هائى که موضوع پيش‌داورى‌ قرار مى‌گيرند، هر چند که بدون عيب نيستند، ارزش به شهرت رسيدن را دارند. مثلاً، قهرمانان مشهور اين ارزش را دارند که مردم بگويند:


”بربرى خورده‌اند و دوپينگ کرده‌اند!“


اما گفتن اين جوک دربارهٔ اين بندهٔ يک لاقبا خيلى بى‌مزه خواهد بود.


همهٔ گروه‌ها، صفات يا رفتارهاى يکسانى ندارند. با اين همه، تفاوت‌هاى بين گروه‌ها معمولاً بسيار ظريف است و اغلب به انحراف برخى از آنها از مجموعه تکيه دارد. به‌طورى‌که تعداد افراد مشابه گروه‌‌هاى مختلف، آشکارا از تعداد افرادى که مشابه نيستند، بيشتر است. به‌علاوه، حداقل تفاوت، در صورتى که واقعاً وجود داشته باشد، بايد به شيوهٔ درست تفسير شود. آيا اين تفاوت به عوامل ذاتى و ثابت مربوط است يا به عوامل محيطى و متغير (آلپورت، ۱۹۵۸)؟ به‌عنوان مثال، آيا زنان بيشتر از مردان هم‌رنگى نشان مى‌‌دهند؟ در مباحث بعدى خواهيم ديد که در اين مورد بايد از نتيجه‌گيرى‌هاى عجولانه و قطعى خوددارى کرد. اين واقعيت را نيز نبايد از ياد برد که پيدا کردن معيارهاى عينى براى بررسى صحت تصورات قالبي، هميشه آسان نيست (آلن (Allen)، در سال ۱۹۹۵).