بنابراين، فارس‌ها، ترک‌ها، کردها، لرها، بلوچ‌ها، عرب‌ها و گيلان‌هاى ايران، براى داشتن تصورات قالبى دربارهٔ يکديگر، علت‌هاى تاريخى دارند. آيا ممکن است اين تصورات قالبى به‌صورت ديگرى نيز به‌وجود آيد؟ آيا، وقتى در کنار يکديگر زندگى مى‌کنيم، تصورات قالبى و پيش‌داورى‌ها اجتناب‌ناپذير مى‌شود؟


در سال‌هاى ۱۹۵۰، مظفر شريف، در اردوهاى تابستانى کودکان، تحقيقاتى انجام مى‌دهد (شريف، ۱۹۶۱). او، براى مدتي، کودکانى را که تازه به اردوگاه رسيده بودند و مورد توجه مددکاران اجتماعى بودند، در نظر مى‌گيرد. بعد، آنها را به دو گروه تقسيم مى‌کند، بدين صورت که دوستى‌هاى ايجاد شده بين آنها يا در حال ايجاد شدن را به هم مى‌ريزد. هر گروه، به‌طور جداگانه، به‌کار خود ادامه مى‌دهد. شريف متوجه مى‌شود که کودکان، براى تحقير دوستان قبلي، خيلى سريع با گروه تازه همانندسازى مى‌کنند. و بالاخره، شريف، در فعاليت‌هاى مختلف، با دادن جايزهٔ پولى به گروه برنده و ندادن جايزه به گروه بازنده، آنها را به رقابت با يکديگر وامى‌دارد.


نتايج غيرقابل انتظار مشاهده مى‌شود: همانندسازى با يک گروه، خيلى سريع طرد گروه ديگر را به دنبال مى‌آورد. به‌صورت تدريج که رقابت براى دريافت جايزهٔ پولى شديدتر مى‌شود، طرد، ابتدا به‌صورت نفرت واقعى بعد به تعارض آشکار جلوه مى‌کند. هر گروه، براى رودررو شدن و مبارزه با گروه ديگر، هيچ فرصتى را از دست نمى‌دهد. بنابراين، شريف نتيجه مى‌‌گيرد که ريشهٔ پيش‌داورى‌ها بر علت‌هاى عينى استوار است، يعنى بر تقسيم قلمرو و منابع. مبارزهٔ دو گروه براى تسخير قلمرو و به‌دست آوردن غذا و منابع مادي، طبق نظريهٔ تعارض گروه‌ها، ريشهٔ پيش‌داورى‌ها را تشکيل مى‌دهد.


اين نوع مشاهدات را موقعيت‌هائى واقعى نيز مى‌توان انجام داد. تا به حال کدام يک از شما نشنيده‌ايد که بگويند: ”ترک‌ها تمام تهران را قبضه کرده‌اند.“ کسانى که اين حرف‌ها را مى‌زنند، در واقع مى‌خواهند از قلمرو خود دفاع کنند. مى‌دانيم که منابع محدود است، بنابراين، رقابت براى تسلط منابع محدود، انگيزهٔ بسيار قوى براى رودررو شدن گروه‌هائى است که زنده ماندن خود را تنها در مخالفت با گروه‌هاى ديگر و حتى از بين بردن آنها مى‌دانند.


مخالفت بين نسل امروز و نسل گذشته، که از آنها صحبت کرده‌ايم، باز هم بر تعارض بين گروه‌ها استوار است. نسل جوان، نسل گذشته را متهم مى‌کند که تمام منابع را انحصارى کرده است و آن را در اختيار وارثان خود، که زندگى چندان خوبى ندارند، قرار نمى‌دهد. بنابراين، جاى تعجب نخواهد داشت که اين موقعيت پيش‌داورى‌هاى شديدتر از آنچه معمولاً بين نسل‌ها مشاهده مى‌شود، به‌وجود آورد.