ما اطلاعات را به شيوهٔ سوگيرانه پردازش مى‌کنيم. اين کار موجب مى‌شود که خيلى مطمئن باشيم، روابطى ببينيم که وجود ندارد، رفتارها را به‌علت‌‌هاى نادرست نسبت دهيم و ... البته جاى ترديد است که اين کار بتواند، زمانى‌که موضوع ادراک يکى از افراد گروه‌هاى ديگر است، چيزى را سر و سامان دهد. به‌علاوه، چون تک‌تک ما، به‌طور هم‌زمان، به تعداد زيادى از گروه‌هاى تعلق داريم، موقعيت‌هاى زيادى پيش مى‌آيد که ”ما“ در مخالفت با ”آنها“ تعريف مى‌شود. به عبارت ديگر، در بسيارى از موقعيت‌ها وقتى ضمير ”ما“ را به‌کار مى‌بريم، در واقع، آن را در مقابل ضمير ”آنها“ قرار مى‌دهيم. اين نوع تقسيم‌بندى افراد به گروه‌هاى مختلف، که طبقه‌بندى ناميده مى‌شود، اولين فرآيند شناختى مورد بحث ما است.