مسئلهٔ ما با پيش‌داورى‌ها تنها اين نيست که نمى‌توانيم آنها را به آسانى انکار کنيم، بلکه اين است که اغلب واقعيت پيدا مى‌کنند. پيش‌داورى‌ها پيش‌گوئى‌هائى به‌وجود مى‌آورند که خود به خود تحقق مى‌يابد. بدين ترتيب که وقتى تعداد زيادى از دخترها مى‌شنوند که ”زن‌ها براى کارهاى مهندسى و مکانيکى آفريده‌ نشده‌اند“، به اين نتيجه مى‌رسند که نبايد در اين زمينه‌ها فعاليت کنند و اين کار، پيش‌داورى‌ اوليه را تائيد مى‌کند (شکل زير).


به‌نظر تايلور و سيزر، تصورات قالبى اغلب واقعيت پيدا مى‌کند؛ اينجا است که مى‌توان از پيش‌گوئى‌هائى صحبت کرد که خودبه‌خود تحقق مى‌يابد.
به‌نظر تايلور و سيزر، تصورات قالبى اغلب واقعيت پيدا مى‌کند؛ اينجا است که مى‌توان از پيش‌گوئى‌هائى صحبت کرد که خودبه‌خود تحقق مى‌يابد.

تايلور و سيزر (۱۹۵۴) در تحقق خود به خودى پيش‌داورى‌ها، پنج مرحله شناسائى کرده‌اند:


۱. شخص A نسبت به شخص B نوعى پيش‌داورى به‌دست مى‌آورد:


آرش معتقد مى‌شود که زن او هما نمى‌تواند چرخ پنچر شدهٔ اتومبيل را عوض کند، زيرا که زن است.


۲. شخص A براساس همين پيش‌داورى عمل مى‌کند:


آرش، بلافاصله به تعويض چرخ پنچر شدهٔ اتومبيل اقدام مى‌کند، بدون آنکه از هما بپرسد که مى‌تواند اين کار را انجام دهد يا خير؟


۳. شخص B، براساس رفتار شخص A، رفتار خود را تغيير مى‌‌دهد:


هما در گوشه‌اى مى‌ايستد و اعمال آرش را در حين عوض کردن چرخ اتومبيل نگاه مى‌کند.


۴. شخص A مى‌بيند که پيش‌داورى او با رفتار شخص B تائيد مى‌شود:


آرش مى‌بيند که هما، در تعويض چرخ اتومبيل، به او کمک نمى‌کند و به اين نتيجه مى‌رسد که زن‌ها استعداد مکانيکى ندارند.


۵. شخص B، پيش‌داورى‌هاى شخص A را به‌صورت يک واقعيت مى‌پذيرد:


چون آرش، تمام کارهاى مکانيکى را، بدون نظر خواستن و کمک گرفتن از هما، انجام مى‌‌دهد، در نهايت، هما قبول مى‌کند که براى کارهاى مکانيکى استعداد ندارد.


مى‌توانيم اين مثال را، در مورد همهٔ پيش‌داورى‌ها، از جمله پيش‌داورى‌هاى مربوط به خود، به‌کار ببريم. اگر خود را فردى تصور کنيم که کمتر قدرت مانع کردن داريم، به احتمال زياد کمتر تمايل خواهيم داشت که در مجالس با مردم تماس حاصل کنيم و اين کار کمتر شانس قانع کردن ديگران را در اختيار ما خواهد گذاشت و در نتيجه برداشت خودمان از خودمان را تائيد خواهيم کرد.