آيا رهبري، تنها موضوع شخصيت است؟ طبق ديدگاه تعاملي، موفقيت رهبر مسلماً شخصيتى او وابسته خواهد بود، اما تحت تأثير شرايط نيز قرار مى‌گيرد. نظريه‌پرداز معروف، فيدلر (۱۹۷۸)، در مورد رهبر، ديدگاه تعاملى را ارائه داده است. طبق اين ديدگاه، بين سبک رهبري، که شخصيت رهبر آن را تعيين مى‌کند، و الزام‌هاى موقعيت، کنش متقابل وجود دارد. او الگوى خود را نظريهٔ وابستگى مى‌نامد.


- سبک رهبرى شما چگونه است؟

چگونگى تعيين سبک رهبرى از نظر فيدلر (۱۹۷۱). به کسى که دوست نداريد، چه در مدرسه، چه در دانشگاه و چه در محيط کار، عضو گروه او باشيد. حال، همان شخص را براساس مقياس زير ارزيابى کنيد:


خون‌گرم ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱ سرد
خوشايند ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱ ناخوشايند
نجيب ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱ بدجنس
دلنشين ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱ نچسب
راحت ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱ سرسخت
همراه ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱ مستقل
کمک‌کننده ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱ ناکام‌کننده


حال، اعدادى را که دور آنها دايره کشيده‌ايد جمع کنيد تا نمرهٔ شما در مورد کسى که دوست نداريد با او همکارى کنيد به‌دست آيد. نمرهٔ بالا بيانگر اين واقعيت خواهد بود که شما احتمالاً رهبرى هستيد که به ايجاد روابط تمايل داريد. رهبرى شما مخصوصاً در موقعيت‌هائى که به دشوارى کنترل مى‌شوند، مفيد خواهد بود. نمرهٔ پائين بيانگر تمايل شما در جهت کار خواهد بود. بدين صورت که به کار اهميت مى‌دهيد و در موقعيت‌هائى که کنترل آنها خيلى دشوار نيست، مؤثر واقع مى‌شويد.


- درجه‌بندى نتايج:

نمرات پائين: ۱۴ - ۰


نمرات متوسط: ۴۲- ۱۵


نمرات بالا: ۵۶ - ۴۳


به عقيدهٔ فيدلر، دو نوع رهبر وجود دارد:


- رهبر کارگر


- رهبر رابطه‌گرا


نوع اول بيشتر به کار و فعاليت توجه دارد، در صورتى‌که نوع دوم، ايجاد روابط را در اولويت قرار مى‌دهد. به‌نظر فيدلر، اين دو سبک به ويژگى‌هاى کم و پيش ناسازگار و متضاد نياز دارند و به‌ندرت در يک فرد پيدا مى‌شوند. رهبر کارگران يا رهبرى که جهت‌گيرى کارى دارد مى‌تواند خود را از هنجارهاى مربوط به روابط بين اعضاء خلاص کند و تنها بر موفقيت گروه متمرکز شود. بنابراين، اين نوع رهبر، اگر نگوئيم که بى‌احساس است، اغلب سرد و خشک جلوه مى‌کند. او بايد بتواند حساسيت خود نسبت به منافع گروه را بى‌سر و صدا به کار گيرد. رهبر رابطه‌گرا يا رهبرى که به ايجاد روابط انسانى بيشتر تمايل دارد، همان‌طور که از اسم آن معلوم است، توانائى برقرارى روابط خوشايند با اعضاء گروه را دارد. بنابراين، از ويژگى‌هاى برانگيزنده و ارتباط‌دهنده صحبت مى‌شود. افراد، در کنار رهبر روابط‌گرا خوشحال هستند، اما گروه الزاماً بازده مطلوب را ندارد، زيرا براى افزايش شانس موفقيت گروه، لازم است که براى برقرارى تفاهم خوب بين اعضاء خطر کرد. گفتن به عضو گروه که به اندازهٔ کافى کار نمى‌کند، مزاحم ساير اعضاء گروه است يا، بدتر از آن، خيلى استعداد ندارد، ممکن است در رابطه با کار عالى باشد، اما خيلى کم اتفاق مى‌افتد که مردم اين نوع تفسيرها را با کمال ميل بپذيرند!




از دوسبک رهبرى کدام يک ارجحيت دارد؟ قابليت توليد و سلامت گروه، به سبک رهبرى و دشوارى تسلط بر موقعيت وابسته است (شکل اثربخشى رهبران، برحسب سبک رهبرى و موقعيت). به عقيدهٔ فيدلر، تسلط بر موقعيت به سه عامل وابسته است: رابطهٔ عاطفى بين رهبر و ساير اعضاء گروه، درجهٔ پيچيدگى کارى که بايد انجام گيرد و قدرت رهبر در گروه (يعنى توانائى او در پاداش دادن و تنبيه کردن). در موقعيت آسان يا، برعکس خيلى دشوار رهبر کارگران توانائى به‌دست گرفتن اوضاع و اعمال قدرت را خواهد داشت. اگر تسلط بر موقعيت خيلى آسان باشد، براى بهبود جوّ گروه، تلاش زيادى ضرورت نخواهد داشت. اما رهبر رابطه‌گرا، به دخالت در روابط بين اعضاء ادامه خواهد داد و احتمالاً خواهد توانست خود را از آنها دور نگهدارد. با اين همه، در موقعيت‌هاى تقريباً قابل کنترل رهبر رابطه‌گرا ارجحيت خواهد داشت، زيرا با خوشايند کردن شرايط زندگي، از هر عضو بالاترين بازده را به‌دست خواهد آورد.


اثربخشى رهبران، برحسب سبک رهبرى و موقعيت
اثربخشى رهبران، برحسب سبک رهبرى و موقعيت