حتماً تا به حال، آگهى‌هاى استخدام روزنامه‌ها را خوانده‌ايد. احتمالاً متوجه شده‌ايد که يکى از درخواست‌ها يا توقعات هميشگى کارکنان، ”رهبري“ يا ”ويژگى‌هاى مدير“ است. رهبري، عبارت از فرآيندى است که براساس آن، يکى از اعضاء گروه - رهبر - رفتارهاى ساير اعضاء را طورى تحت تأثير قرار مى‌دهد و طورى هماهنگ مى‌کند که اهداف گروه به‌دست آيد (يوکل Yukl، ۱۹۸۱). رهبر، شخصيتى است که برنامه‌ريزي، سازمان‌دهى و فعاليت گروه را در اختيار دارد (استاگديل Stogdill، ۱۹۷۴)و آيا براى رهبر شدن صفات شخصيتى خاصى وجود دارد؟ آيا شخصيتى که ويژگى‌هاى خاصى دارد، مى‌تواند در همهٔ شرايط و در همهٔ موقعيت‌هاى گروهي، رهبر باشد؟


- رهبر کيست؟

روانشناسان، سال‌ها تلاش کرده‌اند تا ويژگى‌هاى ”رهبر ذاتي“ را تعريف کنند. خيلى راحت مى‌توان فهميد که چرا امتيازهاى چنين کشفى قابل کتمان نيست. امروزه، هر اندازه يک سازمان، متخصصان و نيمه متخصصان زيادى در اختيار دارد و از آنها در استخدام کارکنان و کارگران کمک مى‌گيرد، به‌همان اندازه بيشتر شانس دارد که در آينده مديران يا رهبرانى داشته باشد که اعتبار سازمان را تضمين کنند. اولين تلاش‌ها، براى تعيين فهرست صفات شخصيتى مشترک رهبران، مأيوس‌کننده بود (يوکل، ۱۹۸۱)، اما تحقيقات جديد صفاتى را شناسائى کرده که ممکن است به موفقيت رهبر کمک کنند. به‌نظر فاريست Forsyth (۱۹۹۰)، رهبران در مقايسه با افراد پيرو، توانائى سازگاري، احساس مسؤوليت و نياز به پيشرفت بسيار بالائى دارند. آنها باهوش و اجتماعى هستند و اعتماد به نفس آنها بسيار قوى است. رهبران، دست‌کم در دنياى تجارت، جاه‌طلب، سرسخت، باهوش، خلاق، انعطاف‌پذير، درستکار و شريف هستند. آنها نوآور، مطمئن به خود و شايسته‌ هستند دوست دارند، بر ديگران اثر بگذارند.