نشانه‌هاى بيمارگونهٔ تفکر گروهى

جينيز (۱۹۷۱)، به‌دنبال تحقيق در بارهٔ تفکر گروهى در تصميم‌گيرى دولت‌ها و نيروهاى نظامي، هفت نشانهٔ بيمارگونهٔ تفکر گروهى شناسائى کرده است:


- خطاى آسيب‌ناپذيرى


- دليل‌تراشى


- اعتقاد به فوق اخلاقى بودن گروه


- ديد قالبى دربارهٔ گروه‌هاى ديگر


- فشار براى همرنگى


- خودسانسورى


- همرأئى


- حضور طرفداران تفکر گروهى


حال هر يک از اين نشانه‌ها را شرح مى‌دهيم:


اکثر اعضاى گروه، به خطاى ادراکى آسيب‌ناپذيرى گرفتار مى‌شوند. يعنى امکان شکست خود را نمى‌پذيرند. اين خطا موجب مى‌شود که آنها نسبت به گروه خود خوشبين باشند و از خطرات کاملاً استثنائى استقبال کنند. به‌علاوه، آنها شناسائى نشانه‌هاى کاملاً آشکار شکست و خطر را رد مى‌کنند، زيرا خود را شکست‌ناپذير مى‌پندارند.


به‌علاوه، قربانيان تفکر گروهي، به‌طور دسته جمعي، به دليل تراشى‌هائى متوسل مى‌شوند تا همهٔ هشدارها و هر شکل ديگرى از بازخورد منفى را رد کنند، زيرا اگر اين هشدارها و بازخوردها جدى گرفته شود، آنها را مجبور خواهد کرد تا تصميم‌هاى خود را زير سؤال ببرند.


همچنين، قربانيان تفکر گروهى معتقدند که از اصول اخلاقى بسيار بالاى گروه خود پيروى مى‌کنند. اين اعتقاد مى‌تواند آنها را به نديده گرفتن پى‌آمدهاى اخلاقى و روانى تصميم‌هاى خود هدايت کند.


گروه‌ها، دربارهٔ مخالفان خود نيز تصورات قالبى دارند:


آنها را اساساً بد و بى‌لياقت مى‌بينند يا ضعيف و احمق مى‌پندارند. بدين ترتيب رفتار خود در مورد آنها را توجيه مى‌کنند.


قربانيان تفکر گروهي، بر اعضائى که در مورد خطاهاى ادراکى اکثريت اعضاء ترديد کنند يا در مورد اعتبار دلايل آنها ترديد داشته باشند، به‌شدت فشار مى‌آورد تا با گروه همرنگى کنند. با اين همه، آنها به سانسور کردن ديگران قناعت نمى‌کنند بلکه خودسانسورى را نيز رواج مى‌دهند. آنها ترديدهاى‌ خود را پنهان نگه مى‌دارند و اهميت يا اعتبار آن را به حداقل مى‌رسانند.


اين دو پديده همچنين اعتقاد به موافق بودن کسانى که در بحث سکوت مى‌کنند، گروه را در جهت گرفتار شدن در خطاى هم‌رأئى سوق مى‌دهد. در نهايت چون اعضاء گروه خيال مى‌کنند که همه موافقند مطمئن مى‌شوند که به راه حل معتبر رسيده‌اند.


بالاخره، قربانيان تفکر گروهي، خود را حاميان تفکر مى‌دانند:


آنها از رهبر و از ساير اعضاء گروه در برابر اطلاعاتى که احتمالاً بتواند هم‌دستى آنها در اثربخشى و رعايت تصميمات گروهى به هم بزند، حمايت مى‌کنند.


پى‌آمدهاى اين نشانه‌هاى بيمارگونه کدام‌ها است؟ در درجهٔ اول، اعضاء گروه بحث‌هاى خود را به تعداد کمى از افراد (اغلب دو نفر) محدود مى‌کنند، همهٔ انتخاب‌هاى ممکن را ارزيابى نمى‌کنند. در درجهٔ دوم، آنها تصميم اوليهٔ خود را حتى زمانى که اطلاعات مخالف دريافت مى‌کنند، زير سؤال نمى‌برند و سعى نمى‌کنند معايب را به شيوهٔ مناسب و درست بسنجند. همچنين آنها نظر متخصصان را که مى‌توانند هزينه‌ها و درآمدها را بهتر تخمين بزنند، نمى‌پرسند. در نهايت، آنها به خود زحمت نمى‌دهند که نقشهٔ ديگرى فراهم آورند، نقشه‌اى که به هنگام شکست مى‌تواند مفيد باشد. خلاصه اينکه تفکر گروهي، قربانيان خود را در جهت اخذ تصميم نامناسب و نا بارور سوق مى‌دهد.