آيا دوست داريد گروهى کار کنيد؟ اين کار براى شما خيلى خوب است، زيرا استادان دانشگاه نيز، مثل دبيران دبيرستان‌ها، براى کارهاى گروهى خيلى ارزش قائل مى‌شوند. از قديم گفته‌اند که يک دست صدا ندارد. مديران، مربيان و افراد با تجربه اغلب يادآورى مى‌کنند که بازار کار بر همکارى بين افراد استوار است و براى ورود به بازار کار لازم است که در کار گروهى تجربهٔ کاف داشته باشيد.


برخى دانشجويان، وقتى به آنها پيشنهاد مى‌شود که گروهى کار کنند، با شور و شوق تمام از جا مى‌پرند. به‌نظر آنها، کار گروهى ذوق‌آورتر و کار آمدتر فردى است، زيرا کار بين تعداد زيادى از افراد تقسيم مى‌شود و سرمايه‌گذارى شخصى کمترى ايجاب مى‌کند. اما تعداد زيادى از دانشجويان نيز کار گروهى وحشت دارند. آنها معتقدند که کار گروهى به جاى افزايش بازده، مزاحم آنها مى‌شود. آنها ترجيح مى‌دهند با روش و با آهنگ خاص خود کار کنند. تعدادى نيز معتقدند که در درون گروه استثمار مى‌شوند، زيرا برداشت آنها اين است که کار گروهى آزادى را محدود مى‌کند و به ديگران امکان تنبلى مى‌دهد.


هرچه باشد، زندگى گروهى و کار گروهي، چه در سرگرمى‌ها و چه در انجام دادن روزمره، در موجوديت ما جايگاهى بسيار مهم دارد. همه در درون گروهى متولد مى‌شويم که خانواده مى‌ناميم. به تدريج که زمان رفتن به مهدکودک و آمادگى فرا مى‌رسد به گروه‌هائى وارد مى‌شويم که از همسالان و به شکل اختيارى تشکيل مى‌شوند. بعدها، تقريباً کل زندگى خود را به اين ترتيب اداره مى‌کنيم که در سازمان‌هاى دولتي، غيردولتى و حتى در مشاغل آزاد به‌صورت گروهى کار مى‌کنيم.


بنابراين، گروه عامل بسيار مهم اجتماعى شدن است. يادآورى مى‌کنيم که به‌نظر اکثر روانشناسان اجتماعي، خود، پيش از هر چيز، انعکاس تصويرى است که ديگران به ما بر مى‌گردانند. در گروه است که ياد مى‌گيريم و هنجارهاى اجتماعى را تمرين مى‌کنيم، در گروه است که همرنگي، مقاومت، اطاعت و عدم اطاعت را تجربه مى‌کنيم. با معيار قرار دادن يک يا چند گروه است که بخش عظيمى از ادراک دربارهٔ خودمان شکل مى‌گيرد. اما نفوذ گروه خيلى بيشتر از اينها است. گروه‌هائى که جزء آنها هستيم، بر شيوهٔ ادراک ما از دنيا اثر بسيارى قوى دارند. همان‌طور که قبلاً گفته‌ايم، انسان به‌طور منظم تلاش مى‌کند که يک دنياى معنى‌دار و قابل پيش‌بينى براى خود خلق کند تا به واقعيت معنا بدهد. در اين تلاش تعلق به گروه‌ها و همانندسازى با آنها، اهميت بسزائى دارد.


مفهوم گروه، موضوع تعداد بيشمارى از تحقيقات روانشناسى اجتماعى را تشکيل مى‌دهد. روانشناسان اجتماعى سعى کرده‌اند عمل‌کردهاى گروه، ساخت و عوامل متحدکنندهٔ اعضاء آن را بفهمند. همچنين آنها اين سؤال را مطرح کرده‌اند که ديگران چگونه رفتارهاى ما را تحت تأثير قرار مى‌دهند و گروه چگونه تصميم مى‌گيرد.