قلمرو، در مورد انسان‌ها، همان عملکرد را دارد که در مورد حيوانات دارد:


تضمين نوع صلح در مدتى که فعاليت‌ها ايجاب مى‌کند. قلمرو، علاوه بر اين عملکرد کلي، سه عملکرد ديگر، نيز دارد (تايلور و ديگران، ۱۹۹۴).


در درجهٔ اول، قلمرو تعامل‌هاى اجتماعى را تسهيل و تنظيم مى‌کند. براى توافق در معناى عينى مرزهاى قلمروها، ارزش‌ها و معناى آنها، مذاکراتى لازم است. به محض برقرارى اين توافق، تعامل‌ها آسان مى‌شود، زيرا مرزهاى ممنوعه را مى‌شناسيم. در مقابل، مى‌دانيم که چگونه مى‌توانيم، در صورتى که بخواهيم، به مرزهاى ديگران تجاوز کنيم. اگر عليه کسى عصبانى باشيد، آشنائى با مرزهاى قلمرو او، وسيله‌اى خواهد شد که بيشتر عليه او پرخاش کنيد. به‌عنوان مثال، اگر با هم‌اتاقى خود به توافق رسيده باشيد که سالن را مرتب نگهداريد، کافى است کيف، کت يا کتاب‌هاى خود را روى ميز ناهارخورى بگذاريد تا موجب بحث دربارهٔ چيزى شويد که، براى مرتب نگهداشتن آن، متفاوت فکر مى‌کنيد.


قلمرو اين اجازه را نيز مى‌دهد که دربارهٔ خود اطلاعاتى به ديگران بدهيم. اين عملکرد هم در روابط افراد و هم در روابط گروه‌هاى اجتماعى وجود دارد. در اتوبوس يا در مترو، وقتى دست خود را روى پيشانى مى‌گذاريم و سرمان را پائين مى‌اندازيم، خيلى روشن به ديگران مى‌فهمانيم که نبايد با ما حرف بزنند. برعکس، وقتى پشت يکى از ميزهاى رستوران مى‌نشينيم يا وقتى وارد کلاس مى‌شويم، به تمام افرادى که تنها نشسته‌اند به دقت نگاه مى‌کنيم، احتمالاً دوست داريم با آنها ارتباط داشته باشيم.


با اين همه، تمايل به ايجاد ارتباط يا اجتناب از آن، تنها اطلاعى نيست که علائم قلمروى در اختيار ما مى‌گذارد. شيوهٔ دکوراسيون حريم، مثلاً ديوارهاى اتاق، در مورد معنا و مفهومى که به خودمان مى‌دهيم، اطلاعاتى در اختيار ديگران مى‌گذارد. اين پديده مخصوصاً در مورد نوجوانان آشکار است:


- انواع عکس‌هاى دوستان


- خوانندگان


- ورزشکاران


- ستارگان سينما و ...


را به در و ديوار اتاق خود مى‌چسبانند.


بالاخره، قلمرو اجازه مى‌دهد تا مقدار اطلاعاتى را که به آنها اجازهٔ خروج مى‌دهيم کنترل کنيم. علائم قلمروي، به‌طور هم‌زمان، نقش علائم من عمومى را نيز ايفاء مى‌کنند. منظور از من عمومى عبارت از جنبه‌هائى از خود است که آنها را در اختيار ديگران نيز مى‌گذاريم، اما، جنبه‌هائى از خود وجود دارد که نمى‌خواهيم آنها را ديگران بدانند؛ قلمرو اجازه مى‌دهد تا آنها را، به نفع جنبه‌هاى ديگرى که مى‌خواهيم به ديگران نشان دهيم، پنهان نگه مى‌داريم.


علائم قلمروى نه تنها دربارهٔ مردم اطلاعاتى فراهم مى‌آورند، بلکه بر روابط بين افراد و بين گروه‌هاى اجتماعى نيز اثر مى‌گذارند. شخصى که دور خانهٔ خود را با سيم‌هاى خاردار، نرده‌هاى آهنى يا نى محصور مى‌کند، نه تنها به مردم نشان مى‌دهد که مى‌تواند براى خود حريم شخصى داشته باشد، بلکه شرايطى نيز به‌وجود مى‌آورد که براى راحتى خودش ضرورت دارد. به همين طريق، استادى که فقط خودش حرف مى‌زند و دانشجويان را اصلاً در بحث شرکت نمى‌دهد، اگر دانشجويان رديف به رديف و پشت سر هم بنشينند، بيشتر احساس راحتى خواهد کرد تا اينکه به‌صورت دايره‌وار قرار گيرند. زمانى هم که شخصى با واکمن به گوش وارد جائى مى‌شود، تنها به اين قناعت نمى‌کند که عدم تمايل خود به برقرارى ارتباط را به ديگران بفهماند، بلکه آن را به حداقل ممکن مى‌رساند. کسانى هم که هميشه موبايل به همراه دارند، در اتوبوس، مهماني، سالن سخنرانى يا در سالن جلسات با آن حرف مى‌زنند، نه تنها برقرارى ارتباط با اطرافيان را کاهش مى‌دهند، به ديگران مى‌فهمانند که راحتى خود آنها در اولويت قرار دارد.