وقتى در مقابل اطلاعات متعدد قرار مى‌گيريم، گاهى به شيوهٔ دانشمندان عمل مى‌کنيم تا علت رفتار را تميز دهيم. به‌عنوان مثال، چگونگى عمل پُل بروکا (Paul Broca) براى برقرارى رابطه بين برخى اختلال‌هاى گفتارى و ناحيهٔ خاصى از مغز را، که بعداً ناحيهٔ بروکا ناميده شد، در نظر مى‌گيريم. او سه سؤال زير را مطرح کرده بود:


- آيا وقتى اين قسمت از مغز آسيب مى‌بيند، بيمار هميشه نوعى اختلال گفتارى نشان مى‌دهد؟


- آيا اين اختلال گفتارى تنها زمانى به‌وجود مى‌آيد که اين قسمت از مغز آسيب مى‌بيند؟


- آيا بيمارانى که در اين قسمت از مغز آسيب مى‌بينند، همه، همان اختلال گفتارى را نشان مى‌دهند؟


ارتباطى که بروکا به‌دست مى‌آورد، بر پاسخ مثبت به سه سؤال بالا تکيه مى‌کند. بلي، شخصى که اين آسيب را دريافت مى‌کند، اختلال‌هاى ذکر شده را به‌طور ثابت نشان‌ مى‌دهد؛ بلي، اين اختلال گفتارى به‌وجود نمى‌آيد مگر اينکه همين ناحيه آسيب ببيند؛ و بلي، همهٔ اشخاصى که اين آسيب را دريافت مى‌کنند، به يک شيوه واکنش نشان مى‌‌دهند.


طبق نظريهٔ تغيير همگام کِلى (Kelley) در سال ۱۹۷۲، شما به شيوهٔ مشابه عمل مى‌کنيد تا بدانيد که مثلاً، چرا دوست شما، وقتى به او تلفن کرديد، با سردى پاسخ داد. اين نظريه، اسناد را از طريق ادراک رابطه بين رفتار و علتى که رفتار به همراه آن در طول زمان و به‌طور منظم تغيير مى‌يابد، تبيين مى‌کند. بنابراين، از نظر کِلي، سه سؤال به ذهن شما مى‌‌رسد:


- آيا دوست من، هر وقت که به او تلفن مى‌زنم، به همين شيوه عمل مى‌کند (معيار ثبات)؟


- آيا دوست من، تنها زمانى‌که من به او تلفن مى‌زنم، به همين شيوه عمل مى‌کند (معيار تمايز)؟


- آيا هر وقت به يک نفر تلفن مى‌زنم، به همين شيوه پاسخ مى‌دهد (هم‌رأيي)؟


به‌نظر کِلي، ثبات تمايز و هم‌رأيي، معيارهائى هستند که براى بيان رفتار ديگران به‌کار مى‌بريم (جدول زير). پاسخ مثيت به سه سؤال بالا موجب مى‌شود که به اسناد بيرونى حکم کنيم: مثلاً مورد بروکا، رفتار دوست خود را به علتى نسبت دهيم که خارج از وجود او است. در مثال بالا، پاسخ مثبت به سه سؤال براى ما ارزشى نخواهد داشت، زيرا علت خارجى رفتار دوست خود خود ما خواهيم بود! رفتار ما به چيزى نسبت داده مى‌شود که ماهيت يا ذات نام دارد. در واقع، اگر دوست ما، هر وقت که به او زنگ مى‌زنيم، به سردى پاسخ دهد و اين رفتار را فقط با ما انجام دهد و رفتار او مثل رفتار ديگران با ما باشد، لازم خواهد شد که برخى نتيجه‌گيرى‌ها به عمل آوريم!