يکى از دانشجويان، وقتى با استاد حرف مى‌زند، سرخ مى‌شود. يکى از آشنايان، از کنار ما رد مى‌شود اما سلام نمى‌کند. کتابدار دانشکده خيلى آدم خوبى است. مشترى انعام خوبى به شاگرد مغازه مى‌دهد. نزديکترين دوستم سالگرد جشن تولد مرا فراموش کرده است و ... همهٔ اين موقعيت‌ها موجب مى‌شود که دربارهٔ رفتار ديگران سؤالاتى مطرح کنيم. اغلب اتفاق مى‌افتد که رفتار ديگران را، براساس صفات شخصيتى نسبت داده شده به آنها تبيين مى‌کنيم. اين مکانيسم، که خيلى سريع، به شيوهٔ خودکار و بدون آگاهى ما وارد عمل مى‌شود، هم دربارهٔ بيگانگان و هم دربارهٔ آشنايان به‌کار مى‌رود. تمايل ما به ديگران، همان‌‌طور که قبلاً ديديم، ممکن است از مشاهدهٔ رفتار ناشى شود، رفتارى که ممکن است عادى به‌نظر برسد يا تعجب‌آور باشد، يا حتى از نياز سادهٔ ما براى بهتر شناختن آنها سرچشمه بگيرد. وقتى شخصى ناآشنا موردنظر است، قضاوت دربارهٔ او براساس مشاهدهٔ يکى از رفتارهاى او انجام مى‌گيرد. در مقابل، وقتى فردى آشنا موردنظر است، تفسير رفتار او براساس خاطراتى که از مجموعه رفتارهاى او داريم انجام مى‌گيرد. حال ببينيم، در اين موقعيت، چگونه دربارهٔ ديگران قضاوت مى‌کنيم.