روانشناسان ابتدا به اندازه‌گيرى نگرش‌ها قناعت مى‌کردند، اما بعد، در پايان سال‌هاى ۱۹۴۰، سعى کردند فرآيندهائى بيابند که به کمک آنها بتوان نگرش‌ها را تغيير داد. اين نوع مطالعه اصولاً دو هدف دارد که در نهايت به يک نتيجه منجر مى‌شوند:


در درجهٔ اول، بايد ديد که به هنگام تغيير نگرش چه اتفاقى رخ مى‌دهد؛ در درجهٔ دوم، راهبردهاى تغيير نگرش را روشن کرد. پژوهشگرانى که نظريه‌هاى ارائه شده فراهم آورده‌اند، همه سعى کرده‌اند، با استفاده از ابزارها و اصول مختلف، به اين هدف‌ها برسند.