دوربين‌هاى تلويزيونى موجود، ولتاژ متغيرى را توليد مى‌کنند (سيگنال ويدئو) که قياس مستقيم و مشابه روشنى و تاريکى صحنهٔ اصلى است. با اين وجود، تغيير ويدئو به‌طريق تجزيهٔ ديجيتالى مزاياى فنى بى‌شمارى دارد. اين فرآيند به مهندس ويدئو فرصت‌هاى بسيارى مى‌دهد تا با استفاده از دستگاه‌هاى ديجيتال، کيفيت تصوير را اصلاح کند (پالايش تصوير)، نوفهٔ تصوير را کاهش دهد (برفک‌زدائي)، وضوح ظاهرى تصوير را بهبود بخشد (پالايش لبه‌ها)، همگاهى تصوير را تثبيت کند تا دستگاه‌هاى ترکيب تصاوير بتوانند منابع ناهمگاه و همگاه را قبول کنند و امکان تکثير تصوير را بدون اختلال کيفى به‌وجود آورند. هم‌چنين به کمک اين پيشرفت تکنولوژيک ساخت وسايل با کيفيت بالا و جمع و جور مثل تبديل‌کننده‌هاى استاندارد، ابزار مربوط به نوشتن الکترونيکي، حافظه‌هاى الکترونيک عکس و تصحيح پايه - زمانى ممکن شده است.


اصولاً تجزيهٔ ديجيتالى بسيار ساده است. در اين تجزيه، قدرت سيگنال ويدئو در فرجه‌هاى منظم بررسى شده و اين نمونه‌ها به شکل عدد در حافظهٔ دستگاه انبار مى‌شود (اعداد جفتي: يک پالس رمز خاموش - روشن نمايندهٔ يک عدد است). در اين روش، به جاى موج ويدئوى متغير، مجموعه‌اى از اعداد داريم که نمايش‌گر روشنائى و رنگ هر ناحيهٔ کوچک (عنصر) تصوير هستند. سيگنال‌هاى رمز عددى حافظه را مى‌توان به دلخواه بازخوانى کرد و مجدداً تصوير اصلى را تشکيل داد.


مزيت ويژهٔ اين روش در اين است که مى‌توان به هر عنصر تصوير دسترسى فورى داشت در حالى‌که در سيستم‌هاى ديگر اين عمل مستلزم فرت و اشکالات فراوان است. معمولاً در دستگاه‌هاى قياس، اطلاعات تصوير به ترتيب اصلى خود از حافظه بيرون کشيده مى‌شوند. اما وسايل و دستگاه‌هاى امروزى مى‌توانند ويدئو را بر اساس سرعت و ترتيبى که اين اطلاعات خوانده مى‌شوند، زير نفوذ خود قرار دهند: بخش‌هائى از تصوير را تکرار کنند، به ترتيب معکوس نمونه‌گيرى کنند، بعضى اطلاعات را حذف کنند، سرعت نمونه‌گيرى را تغيير دهند... و بسيارى کارهاى ديگر که از مزاياى سيستم ديجيتال محسوب مى‌شوند.


بهره‌بردارى از تصوير ويدئو امکانات متنوعى به‌وجود مى‌آورد:


۱. فشرده کردن يا منبسط کردن تصوير به صورت عمودى يا افقي، از قاب تصوير کامل تا صفر. بنابر اين مى‌توان نسبت ابعاد (قاب تصوير) را تغيير داد، اندازهٔ کلى تصوير را عوض کرد، به جلو يا عقب زوم کرد (به اندازهٔ ۴ برابر) و قاب تصوير را به‌صورت يک نقطه در آورد.


۲. تصوير کلى را مى‌توان به‌طور افقى يا عمودى حرکت داد.


۳. مى‌توان بخش‌هائى از تصوير را انتخاب کرد، تغييراتى در آنها داد يا آنها را جابه‌جا کرد؛ در حالى‌که بقيهٔ بخش‌ها يا محفوظ مانده يا حذف مى‌شوند.


۴. تصاوير را مى‌توان به‌طور افقى معکوس کرد.


۵. مى‌توان تصاوير را فشرده کرده و به تصوير جديد برش کرد و سپس در تصوير جديد به حالت اوليهٔ خود بازگرداند.


۶. تصاوير را مى‌توان به ۴/۱ اندازهٔ اصلى خود کوچک و آنها را جابه‌جا کرد.


۷. در يک قاب تصوير مى‌توان تعداد زيادى تصوير کامل جا داد.


۸. به کمک روبش‌هاى فشارى مى‌توان تصوير را از صفحهٔ تصوير بيرون راند.


۹. روبش‌هاى دروازه‌اى مى‌توانند تصوير را بريده و هر بخش را به کنارى برانند.


۱۰. مى‌توان روى عنوان‌بندى‌هاى ميان‌گذارى شده زوم کرد يا آنها را تغيير مکان داد.


۱۱. مى‌توان يک قاب تصوير را ثابت کرد، براى ايجاد جلوه‌هاى بصرى آن را لرزاند و چندين تصوير ثابت شده را به‌دنبال هم آورد.


۱۲. روبش‌هاى متحرک حلزونى (مولد الگوهاى چرخشي).


۱۳. رديابى خودکار کليد وقتى که تصوير نهائى تنظيم مى‌شود، موضع و مقياس نگين برش‌فام را حفظ مى‌کنند.


۱۴. الگوهائى که توسط صدا تحريک مى‌شوند، قابل‌توليد هستند.


۱۵. يک پردهٔ نمايش شامل چندين تصوير از توالى قاب‌هاى ثابت، مى‌تواند الگوى حرکتى موضوع را نشان دهد.


۱۶. ”رنگ‌آميزى الکترونيکى“ - سيستم کامپيوترى براى طراحى و نقاشى مستقيم روى صفحهٔ تصوير، تصاوير گرافيکى ديجيتال کمک مى‌کنند تا نقاشى‌ها به جان‌بخشى ويدئو تبديل شوند.


۱۷. شکل‌هاى غيرخطى تغيير مى‌کنند.


۱۸. يک نما در داخل نماى ديگرى رسوخ مى‌کند.