اگر قرار است تصويرى پيام خود را به‌سرعت و بدون ابهام منتقل کند، بيننده بايد بتواند جزئيات آن را به‌سادگى و به‌وضوح ببيند. از اين‌رو، سعى کنيد از اغتشاش، ابهام، اطلاعات نامشخص، ديدگاه‌هاى محدود و آشفتگى در تصوير اجتناب کنيد.


- ديدگاه :

ديدگاه‌هاى ضعيف قادر هستند آشناترين موضوع‌ها را به‌طور نامشخص و مبهم تصوير کنند. بعضى اوقات اين عمل آگاهانه و به‌دليل نمايشى انجام مى‌گيرد. اما بايد همواره به‌‌دنبال ارائهٔ روشن و مشخص موضوع بود؛ و اين امر ممکن است به قيمت بروز مشکلات ديگر تمام شود.


به‌طور مثال، ممکن است براى بهبود وضوح يک نما مجرى مجبور شود اشياءِ موجود در برنامه را به‌طريق غير معمول عرضه کرده يا آنها را در مکان‌هاى غير عادى قرار دهد.


- آشفتگى حواس :

نورپردازى نامناسب تفاوت رنگ‌مايه‌ها را پنهان کرده، موجب محو سطوح در يکديگر شده و سايه‌هاى مغشوش و نامفهوم ايجاد مى‌کند. چنين پرداخت نورى باعث آشفتگى حواس و گيجى بيننده خواهد شد. هم‌چنين در بيشتر اوقات ايجاد نقاط بسيار روشن، شعاع‌هاى نورى ناخواسته و بازتاب‌هاى خاص در صحنه ضرورت ندارد.


تضاد‌مندى قوى رنگ‌مايه‌اى هما‌ن‌طور که جزئيات را مشخص مى‌کند توجه بيننده را نيز منحرف مى‌سازد. هنگامى که شخصى در مقابل پس‌زمينهٔ ”درهم و برهم“ ايستاده باشد، ممکن است تصويربردار عدسى خود را سهواً روى پس‌زمينه واضح کند تا خود موضوع. تجربه نشان مى‌دهد که چنين اتفاقاتى اجتناب ناپذير بوده است.


جزئيات نيمه‌واضح به‌ويژه حروفى که بيننده قادر به خواندن آنها نيست توجه او را منحرف مى‌کند. درست به‌همين دليل بهتر است که از تصويربردارى اشياءِ رنگى و غيرواضح اجتناب کنيد.