سال‌ها است که تدوين فيلم ما را با مفاهيم زمان و مکان سينمائى آشنا کرده است. اين دو عامل به ما امکان مى‌دهد جزئيات واسطه و غيرمترادف را حذف کرده و بين زمان و مکان ارتباط صحيحى برقرار کنيم.


مکان سينمائى- رويدادهايى که در يک زمان اما در دو مکان اتفاق مى‌افتند به يکديگر پيوند مى‌خورند. به‌طور مثال، سربازى در جبههٔ جنگ کشته مى‌شود. فرزند ايشان در شهرستان به‌دنيا مى‌‌آيد.


زمان سينمائى- حذف رويدادهاى واسطه و فشرده کردن زمان. در اين حالت ضرب‌آهنگ يک صحنه سريع‌تر مى‌شود. مثلاً، از اتومبيلى که توقف مى‌کند ... به رانندهٔ آن که واد آپارتمان او مى‌شود برش مى‌کنيم.


- گذشت زمان : چگونه مى‌توان گذشت زمان را به‌طور نمايشى ارائه کرد؟ بدون شک روش‌هاى مختلفى براى اشاره به گذشت زمان وجود دارد. بعضى اوقات مى‌توان با استفاده از لوحه‌هاى نوشتارى اين اطلاعات را به بيننده داد (مانند فيلم‌هاى صامت اوليه) اما فنون ساده‌ترى نيز وجود دارند.


براى اشاره به گذشت زمان کوتاه:


۱. ناپديدى و پديدار شدن تصوير جديد بر صفحهٔ تلويزيون.


۲. برون برش از صحنه- در بازگشت چنين تصور مى‌شود که زمان گذشته است.


۳. نمايش ساعت يا شمعى که به اتمام مى‌رسد بيان‌گر گذشت زمان است.


۴. تغيير نور به‌عنوان گذشت زمان (نور‌آفتابى اتاق تدريجاً کم مى‌شود).


۵. هم‌گذارى (ديزالو) (محو تدريجى تصويرى در تصوير ديگر) بين نماهاى قبل و بعد از يک واقعه (غذا خوردن).


۶. تغيير آثار صوتى زمينهٔ صحنه - صداى جيرجيرک به صداى پرندگان صبحگاهى تبديل مى‌شود.


۷. تغيير وضوح نما، برش يا هم‌گذارى نمائى به نماى غيرواضح ديگر که تدريجاً واضح مى‌شود.


براى اشاره به گذشت زمان طولاني:


۱. تقويمى به سرعت ورق مى‌خورد.


۲. تغييرات فصول- از برف زمستان به گل‌هاى بهاري.


۳. تغييرات ظاهر بازيگر- رشد ريش صورت، پير شدن و يا تغيير حالت کلى بدن.


۴. تغيير نو به کهنه- هم‌گذارى يک روزنامهٔ نو به روزنامهٔ کهنه و مچاله.


- رجوع به گذشته : روش ديگر براى نمايش تغيير زمان، فن رجوع به گذشته است. در اين حالت زمان به عقب برگشته و وقايع پيشين براى توضيح داستان يا پيشبرد هدف‌هاى آن ارائه مى‌شوند. اين فن به کمک غيرواضح‌شدن تصوير يا هم‌گذارى موجى انجام مى‌گيرد. در کاربردهاى مدرن اين فن، براى ياد‌آورى يک خاطره گاه از درون برش‌هاى بازگشتى به طور ۲/۱ تا ۲ ثانيه نيز استفاده مى‌شود.