در خلال هر برنامه، توجه و تمرکز بيننده در نوسان است؛ افزايش يافته و تحليل مى‌رود. تنش و هيجان اوج مى‌گيرد سپس همه چيز آرام مى‌شود. يک کارگردان ماهر سعى مى‌کند اين واکنش‌ها را چنان هدايت کند که در زمان لازم اتفاق بيافتند. کارگردان‌ها و نويسندگان براى تلفيق عوامل کمکى متعدد به تجربه و درک مستقيم بيش از تجزيه و تحليل متکى هستند:


۱. بافت تصوير‌نامه - ترتيب و زمان نماها، قدرت نمايشى آنها، طرح داستان و غيره.


۲. تعبير - اجراء برنامه، نحوهٔ بازيگرى و غيره.


۳. پرداخت توليدى - صحنه‌پردازي، عملکرد دوربين، تدوين، پرداخت صوتى برنامه و غيره.


تنها به‌وسيلهٔ طرح الگوى واکنش بيننده به‌صورت گرافيکى مى‌توان دريافت چگونه تأثيرات کلى در خلال برنامه تغيير کرده و عوامل جداگانه با يکديگر تلفيق مى‌شوند.


شما بايد توجه و علاقهٔ بيننده را از همان ابتداى برنامه جلب کرده، تغيير سير داستان را به ‌او نشان داده و او را به کمک نقطهٔ اوج لازم تا قبل از نتيجه‌گيرى به دنبال خود بکشيد. در همين طرح داستانى مى‌بينيد که چگونه عوامل موجود دنبالهٔ برنامه را ادامه داده و علاقهٔ بيننده را تا نقطه ٔ اوج داستان حفظ مى‌کنند.


تقويت و تخفيف تنش در يک طرح داستانى به دقت بسيار زياد نياز دارد. به‌طور مثال، بعد از يک حالت سکون، نقطهٔ اوج تأثير بيشترى پيدا مى‌کند. اما از طرف ديگر، بعد از يک دورهٔ آرامش نسبتاً طولاني، نقطهٔ اوج ناگهانى آزاردهنده خواهد بود. زيرا بيننده از واکنش سريع خود مطلع مى‌شود و ممکن اس در عوض عکس‌العمل خاص، موضوع را خنده‌دار بيابد. بايد بيننده را از نظر احساسى آماده کرد تا نقطهٔ اوج داستان را بپذيرد و گرنه ممکن است حتى متوجه وقوع آن نيز نشود.


روش بهتر در انجام اين عمل اين است که، علاقه و تمرکز بيننده يا تنش را در تعدادى از نقاط اوج متداوم به‌وجود آوريد. ليکن کندى چنين زمينه‌سازى باعث کاهش علاقهٔ بيننده مى‌شود. تخفيف تنش بعد از يک اوج، به بى‌علاقگى بيننده منتهى مى‌شود. هم‌چنين توليد تنش ناگهانى بعد از تمرکز عصبى بيننده موجب سقوط علاقهٔ او نسبت به تداوم برنامه خواهد شد.


اگر رويداد يا خط داستانى مسير مشخصى را طى مى‌کند، احتمال مى‌رود بيننده قبل از اينکه کارگردان مطلبى را بيان کند موضوع را حدس بزند. براى جلوگيرى از چنين حالتي، مى‌توانيد از بروز جزئيات بديهى به ‌کمک پرداخت دقيق اجتناب کرده و آنها را حذف کنيد.


بعضى اوقات على‌رغم تمرکز شديد بصري، توجه بيننده سرگردان مى‌شود. به‌طور مثال، هنگامى که به‌دنبال يک بخش آرام و کُند، ضرب‌آهنگ صحنه تند مى‌شود (تکه فيلمى که برش‌هاى سريع دارد و به دنبال نماهاى آرام استوديو مى‌آيد) بيننده غالباً به دنبال مفهوم صحنه‌هاى پر تحرک خواهد بود و توجهى به افزايش ضرب‌آهنگ نخواهد داشت.


اگر شما همهٔ اطلاعات را ارائه کرده يا حقايق را به سرعت روشن کنيد، حتى مشتاق‌ترين بيننده‌ها احساس درماندگى مى‌کنند و از ناتوانى خود در توجه به آن حقايق عصبانى خواهند شد.