جدى نگرفتن ميزان علاقهٔ بيننده به برنامه عمل عاقلانه‌اى نيست. مى‌توان به طرق مختلف با توجه به نحوهٔ جمع‌آورى و عرضهٔ موضوع‌ها، توجه بينندگان را متمرکز کرد.


بيننده به سادگى تمرکز خود را از دست مى‌دهد و بايد مداوماً توجه او را جلب و هدايت کرد يا در مسير خاصى نگاه داشت. اين‌گونه هدايت توجه بيننده، مستلزم تغيير (صحنه، نما، موضوع و ...) است. اما تغييرات بى‌اساس و نامنظم موجب اغتشاش ذهنى و اذيت بيننده خواهند شد. تغييرات تصويرى بايد داراى انگيزهٔ روشن باشد، تا به بيننده امکان دهد خود را در مسير اتفاقات بازيابد.

تمرکز ناپيوسته

بين تمرکز طولانى بيننده (زيرا توجه بيننده به سرعت منحرف مى‌شود) و شرکت ذهنى آزاد او (زيرا ذهن به جوانب مختلف موضوع متوجه مى‌شود)، بايد تعادل مناسبى برقرار کرد:


۱. در بعضى نماها، هدف شما متمرکز کردن ذهن بيننده بر کانون توجه خاصى خواهد بود.


۲. در ديگر نماها، تغييرات توجه بيننده را در خطوطى منظم تشويق خواهيد کرد.


۳. در نماهائى که داراى خصوصيات کلى هستند، بررسى آزاد و کنکاش‌گرانه تشويق مى‌شود؛ به‌طور مثال، توجه بيننده بر صداى برنامه متمرکز خواهد شد (گفتار و موسيقي).


اگر چه نمى‌توان انتظار داشت توجه بيننده کاملاً جلب شود اما مى‌توان او را در مسير مشخصى هدايت کرد و افکار نامنظم او را تحت تأثير قرار داد.

انتقال کانون توجه

به همان اندازه که متمرکز کردن توجه بيننده ضرورت دارد، انتقال تمرکز بيننده به جنبهٔ ديگرى از موضوع نيز لازم است. مى‌توان با تغيير و تبديلاتى در روش‌هاى زير به اين کار جامهٔ عمل پوشاند:


۱. قرار دادن شخصى ايستاده در ميان جمعى نشسته.


۲. حرکات ضعيف شخص اول (پشت به دوربين) حرکات موضوع جديد را تقويت مى‌کند (رو به دوربين).


۳. انتقال تأکيد اصلى به موضوع جديد (تضاد موجود در صحنه يا منزوى کردن موضوع).


۴. استفاده از رويداد ارتباطي؛ شخص اول به سمت راست دوربين نگاه مى‌کند... برش به موضوع جديد در سمت راست صفحهٔ تلويزيون.


۵. قرار دادن موضوع اصلى در موضع ضعيف باعث تقويت موضوع جديد مى‌شود.


۶. تغيير اندازهٔ نما، ارتفاع دوربين و غيره.


۷. تغيير وضوح از موضوع قديم به موضوع جديد.


۸. تغيير منبع صدا؛ شخص جديد رشتهٔ کلام را به‌دست مى‌گيرد.