کارگردان‌هاى تلويزيون، در خلال سال‌هاى متمادي، روش‌هاى متعددى را در تهيهٔ برنامهٔ تلويزيونى به‌کار برده‌اند. نتايج بعضى از اين روش‌ها موفقيت‌آميز و بعضى نيز ناموفق بوده است. با اين وجود، تقريباً همهٔ آنها بر اين عقيده هستند که هيچ‌گونه ”روش خاص و استاندارد“ى در ارائهٔ يک موضوع وجود ندارد. از طرفى به‌راحتى مى‌توان از برداشت‌ها و تلقى‌هاى نامناسب اجتناب کرد. زيرا ممکن است بيننده دچار اغتشاش ذهنى و بى‌توجهى شود و نتيجتاً علاقه وى نسبت به برنامه تحليل رود.


- چه چيز مناسب است؟ ممکن است اين سؤال در ذهن خواننده باشد که چه چيز ”مناسب“ است؟ جواب مستقيم به اين سؤال مشکل خواهد بود، اما آنچه روشن است اين است که ”مناسب“ بودن تا حدود زيادى به ظاهر و قالب برنامه و قراردادهاى موجود بستگى دارد.


۱- موقعيت‌هاى عادى - اين‌گونه موقعيت‌ها غالباً در محيط‌هاى طبيعى وجود دارند، به‌طور مثال، صنعت‌کار در کارگاه خود، روستا و حومهٔ شهر، و مصاحبه‌هاى غير رسمي.


۲- موقعيت‌هاى خاص - در اين مورد قالب مصنوعى و پرداخت برنامه ضرورت مى‌يابد (صندلى‌هاى جا گرفته در موضع خود، ميز مخصوص و بالاخره سلسله قوانين اجراء).


۳- نمايش مستقيم - اين موقعيت‌ها معمولاً قالب طبيعى ندارند و بيشتر بر جلوه‌هاى تزئينى متکى هستند (دستهٔ ارکستر و خوانندگان).


۴- طرح‌هاى بازسازى شده - در اين روش محيطى واقع‌گرا ايجاد مى‌شود (نمايش صحنه‌اي) و هر گونه اشاره‌اى به مصنوعى بودن آن تأثير برنامه را خنثى مى‌کند.


۵- واقعيت نگارى - گاهى مى‌توان با آشکار کردن عمدى بعضى حالات بر واقعيت تأکيد گذارد - و يا از آن تقليد کرد - به‌طور مثال، حرکت روى دست دوربين يا ورود ميکروفن‌ها به داخل قاب تصوير به صداقت و صميميت برنامه مى‌افزايد.