هنگامى که به جهان سه‌بُعدى اطراف مى‌نگريد تصورات زائيده از حس برجسته‌بينى شما را قادر مى‌سازد، تا دقيقاً فضا را تعبير و تفسير کنيد. در ضمن مى‌توانيد ديدگاه خود را تغيير دهيد و توجه خود را به هر نقطه که بخواهيد معطوف سازيد.


از طرف ديگر، تصوير تخت تلويزيونى فقط اثرى محدود و دوبُعدى از صحنه را منتقل مى‌کند. ديدگاه تصوير توسط کارگردان انتخاب مى‌شود و پس از مدتى تغيير مى‌کند. بنابراين، تعبير صحيح و تشخيص سطوح مختلف در تصوير و ارزيابى اندازه، شکل و فاصلهٔ اشياء کارى مشکل خواهد بود.


اگر موضوعى، پنهان، در سايه و يا خارج از نور باشد، براى بيننده قابل رؤيت نخواهد بود. بدين‌لحاظ طبيعتاً بيننده از حضور يا عدم‌حضور عوامل خارج از قاب تصوير بى‌اطلاع است. امکان دارد يکى از سطوح تصوير با سطحى که پشت آن قرار گرفته است، ادغام شود يا حتى شکل خود را از دست بدهد. البته بعضى اوقات، کارگردان‌ها اطلاعات غلط يا ابهامات را براى پى‌ريزى مفاهيم نمايشى به‌کار مى‌گيرند.