مزاياى ضبط روى نوار ويدئو را مى‌توان در موارد زير خلاصه کرد:


۱. در بهترين شرايط، کيفيت نوار ويدئو از تصوير ويدئوى اصلى غيرقابل تشخيص است.


۲. به کمک ضبط روى نوار ويدئو مى‌توان برنامه را بلافاصله به‌نمايش گذاشت. بعضى اوقات مى‌توان در خلال ضبط نيز برنامه را زير نظر داشت.


۳. نوار ويدئو را مى‌توان به تعداد زياد، بدون اختلال فاحش در کيفيت آن، تکثير کرد.


۴. نوار ويدئو را مى‌توان پاک کرده و براى ضبط يک برنامهٔ ديگر مورد استفاده قرار داد.


۵. نوار ويدئو را مى‌توان تدوين کرد؛ و بخش‌هاى ناخواسته و غيرضرورى را از برنامه خارج کرد. اين تغييرات کيفيت اجراء بازيگران را بهبود مى‌بخشد. در تدوين نوار مى‌توان مکث‌هاى طولاني، بخش‌هاى غيرضرورى و ضرب‌آهنگ‌هاى کُند را به کمک نماهاى ”برون برش“ اصلاح کرد. تدوين نوار ويدئو در تداوم تصويرى و سير منطقى برنامه تأثير به‌سزائى دارد.


۶. با ضبط برنامه روى نوار ويدئو امکان برنامه‌ريزى وجود خواهد داشت؛ محتواى برنامه را مى‌توان در زمان‌هاى مناسب ضبط و به‌هنگام نياز پخش کرد.


۷. ضبط روى نوار، کمبود دوربين‌هاى تلويزيونى را جبران مى‌کند؛ به‌طورى که مى‌توان با پيوند بخش‌هاى جداگانه به يکديگر تحرک لازم را در برنامه به‌وجود آورد.


۸. مشکلات صحنه‌پردازي، زمان و مکان حل خواهد شد.


۹. هر گونه جلوهٔ بصرى مثل ”ميان‌گذارى الکترونيکي“ را مى‌توان ضبط و بلافاصله ارزيابى کرد. برنامهٔ ضبط شده را مى‌توان پخش کرده و اعمال ديگرى روى آن انجام داد.


۱۰. فيلم‌هاى سينمائى معمولاً روى نوار ويدئو منتقل مى‌شوند: براى اينکه در صورت لزوم عناوين خاصى به آنها اضافه شود؛ گفتار آن به زبان ديگرى برگردانده شود؛ بهترين ابعاد نمايش از نسخه‌هاى فيلم پرده عريض به‌دست آيد؛ موسيقى يا آثار صوتى به فيلم‌هاى صامت اضافه شود؛ نسخه‌هاى آسيب‌ديدهٔ فيلم‌ها را محفوظ نگاه‌ دارند؛ و بالاخره فيلم‌هاى سوپر ۸ را تدوين کنند.


- نوار ويدئو :

نوار ويدئو چنان ساخته شده است که با استانداردهاى مورد استفاده مطابقت داشته باشد. انواع مختلف اين نوارها با يکديگر قابل تعويض نيستند. نوارهاى مغناطيسى از مواد مختلفى ساخته شده‌اند از جمله: اکسيد گاما - فريک، دى‌اکسيد کروميوم و لايه‌‌هاى اکسيد آهن کبالت - گاما.

ضبط چهارباندى

در سيستم ضبط ويدئو، نوار مغناطيسى ۲ اينچى (که با سرعت ۳۸ سانتى‌متر در ثانيه حرکت مى‌کند) ابتدا از روى يک کلگى پاک‌کن مى‌گذرد که اين کلگى عرض نوار را قبل از رسيدن به چرخ کلگى مورب مغناطيس‌زدائى مى‌کند. اين چرخ کلگى داراى چهار کلگى ضبط / پخش است.


اين کلگى‌ها که با زاويهٔ ۹۰ درجه از يکديگر روى اين چرخ کلگى قرار گرفته به نوار چسبيده و در عرض آن به صورت يک رشته لبه‌هاى موازى به ضبط برنامه مى‌پردازند (سرعت نوشتن ۳۸۰۰ سانتى‌متر در ثانيه يا ۱۵۰۰ اينچ در ثانيه). هر لبه، بخش ۱۶ خطى را در تصوير تلويزيونى ۵۲۵ خط (آمريکائي) و يا بخش ۲۰ خطى را در سيستم‌هاى ۶۲۵ خط (اروپائي) مى‌پوشاند. عمل تعويض متناوب کلگى‌ها، ضبط پيوستهٔ سيگنال ويدئو را تضمين مى‌کند. لبه‌هاى ويدئو را معمولاً نمى‌توان در خلال ضبط زير نظر داشت، اما بعد از ضبط مى‌توان آنها را ارزيابى کرد.


لبه‌هاى ديگر در طول حاشيهٔ نوار ويدئو و در خلال حرکت آن ضبط مى‌شوند.


- لبه‌ٔ صوتى : اين لبه صداى برنامه را در بردارد. اگر چه کيفيت صدا بسيار رضايت‌بخش است اما به‌طور اجتناب ناپذيرى محدود است زيرا اين بخش در طول نوارى که با ترکيبات دانه‌اى و براى لبه‌هاى مورب به‌وجود آمده، قرار دارد.


- لبهٔ کنترل : اين لبه، پالس‌هاى همگاهى را که براى تثبيت سرعت جاروزنى است ضبط مى‌کند و موتورهاى چرخ کلگى و چرخ لنگ را دقيقاً همگاه مى‌کند.


- لبهٔ فرمان : اين لبه غالباً داراى رمز ارسال يا رمز زمانى ضبط شده‌اى است که در تدوين الکترونيکى به‌کار مى‌رود. در غير اين‌صورت، اين لبه مى‌تواند به‌عنوان لبهٔ صوتى ثانويه با کيفيت نازل‌ترى به‌کار رود.


هريک از اين سه لبه را مى‌توان به دلخواه پاک کرد و در صورت لزوم مجدداً ضبط نمود.

ضبط مارپيچ

در سيستم جاروزنى مارپيچ، نوار ويدئو از حلقهٔ مبداء حرکت کرده و از يک کلگى ثابت (که همهٔ عرض نوار را در خلال ضبط پاک مى‌کند) گذشته و در مسيرى مارپيچ به دور ”استوانهٔ کلگى / استوانهٔ جاروزني“ مى‌چرخد. از سطح اين استوانه، کلگى‌(هاي) ضبط و پخش ويدئو بيرون مى‌آيد. هنگامى که بخش فوقانى استوانه مى‌چرخد، کلگى روى آن نيز مى‌چرخد و به‌طور موزون به نوار در حال گذر فشار مى‌آورد و در عرض آن جارو مى‌کند. به‌خاطر مسير مارپيچى و اريب نوار، کلگى يک لبهٔ مورب ويدئو را ضبط مى‌کند.


در قسمت فوقاتى يا تحتانى حاشيه‌هاى نوار (لبه‌هاي) صوتي، لبهٔ کنترل و لبهٔ فرمان ضبط مى‌شوند؛ که آنها را مى‌توان به‌ دلخواه پاک کرد.


دستگاه‌هاى ضبط ويدئو با سيستم جاروزنى مارپيچ به سه شکل رايج وجود دارند:


مسير ۲۶۰ درجه (آلفا يا اُمگا) که از يک کلگى استفاده کرده و در هر گذر نوار يک ميدان را ضبط مى‌کند؛ مسير نيم‌دايرهٔ امگا (۱۸۰ درجه) که از دو کلگى استفاده مى‌کند و در هر گذر نوار يک ميدان را ضبط مى‌کند؛ و روش ضبط مشابهى که بخشى از يک ميدان را در هر گذر نوار ضبط مى‌کند.


براى دستگاه‌هاى ضبط مغناطيسى حرفه‌اى ۱ اينچى (۴/۲۵ ميلى‌متر) با سيستم جاروزنى مارپيچ دو استاندارد معرفى شده‌اند:


- نوع استاندارد SMPTE-C : عبارت است از ضبط ميدان پيوسته. در اين سيستم، کلگى ويدئو در عرض نوار حرکت مى‌کند تا يک ميدان کامل تلويزيونى را در هر لبهٔ ويدئو ضبط کند. (دو ميدان ميان‌بافته يک تصوير تلويزيونى را تشکيل مى‌دهند.) اين سيستم توسط شرکت‌هاى سازندهٔ وسايل الکترونيکى از جمله امپکس، سوني، هيتاچي، ان. اي. سي، مارکوني، و آر. سي. اِ استفاده مى‌شود.


- نوع استاندارد SMPTE-B : عبارت است از ضبط ميدان تکفيک شده. در اين روش، سيستم از يک رديف ۵ يا ۶ لبه‌اى براى ضبط هر ميدان تلويزيونى استفاده مى‌کند. مانند سيستم چهار باندي، کلگى‌هاى ويدئو به‌طور تناوبى تعويض مى‌شوند تا خروجى پيوستهٔ ويدئو را تأمين کنند. (نمونه‌هاى بي. سي. اِن. از شرکت‌هاى سازندهٔ وسايل الکترونيکى مثل بوش - فرنزده، آي. وي. سى و فيليپس.) اين روش مزاياى فنى بسيارى دارد، از جمله افزايش کيفيت ويدئو (على‌رغم مشکلات تعويض کلگى‌ها)، و استوانهٔ کلگى کوچک‌تر و سريع‌تر که به ثبات سرعت کمک کرده و دستگاه را منقول مى‌کند.


حالت ضبط پيوسته يک مزيت خاص دارد: از آنجا که يک ميدان کامل ويدئو را در هر لبه جانشين مى‌کند، امکان توقف نوار و چرخش چرخ کلگى براى باز - جاروزنى مداوم همان لبه وجود دارد، بنابر اين مى‌تواند يک قاب ثابت از يک ميدان را براى مدت کوتاهى ايجاد کند (در مدت زمان طولانى نوار آسيب مى‌بيند). گذشته از اين، با تنظيم سرعت در حين پخش نوار، مى‌توان تعدادى از ميدان‌هاى کامل را با سرعت دلخواه بازسازى کرده و بدين ترتيب حرکت آهسته، حرکت سريع، گذشت زمان (حرکت بسيار سريع) و حرکت قاب به قاب تصوير را توليد کرد. چنين امکاناتى به هنگام تدوين نوار ضبط شده بسيار با ارزش است؛ در ضمن پخش مداوم در خلال ضبط و ارزيابى نتايج تصويرى را امکان‌پذير مى‌کند.


از طرف ديگر، ضبط تفکيک‌شده، معمولاً در سرعت ضبط معمولى قابل پخش است آن هم در صورتى که قرار باشد کلگى‌ها تعدادى از لبه‌هائى که يک ميدان را مى‌سازند بازسازى کنند. براى به‌دست آوردن قاب ثابت يا حرکت آهسته، بايد از يک حافظهٔ ديجيتال قاب تصوير استفاده شود. اين وسيله مى‌تواند اطلاعات ويدئوى يک قاب تصويرى کامل، که ممکن است در هر سرعتى خوانده شود، را در حافظهٔ خود نگاه دارد.


اکثر سيستم‌هاى ضبط ويدئو با جاروزنى مارپيچ در مقايسه با سيستم‌هاى چهارباندى داراى ضعف‌هاى ذاتى هستند، مانند اتلاف اطلاعات در انتهاى هر جارو، اختلالات تصويرى و اشتباهات بصري. تغيير نوار بين دستگاه‌هاى مختلف مشکلاتى در ‌”تعقيب اطلاعات“ به‌بار مى‌آورد مگر اينکه به‌طور خودکار اين اشکال رفع شود. (منظور از تعقيب اطلاعات اين است که کلگى پخش دقيقاً لبهٔ ضبط شده را دنبال کند.)


اين اشکالات، همراه با قدرت تفکيک ضعيف جزئيات مانع صعود بسيارى از دستگاه‌هاى ضبط ويدئو با جاروزنى مارپيچ به جمع دستگاه‌هاى با کيفيت استاندارد پخش مى‌شود. با اين همه، تکنولوژى مداوماً پيشرفت کرده و از اين‌رو آيندهٔ چنين سيستمى درخشان است.