اگر به ريشه‌هاى تاريخى ژورناليسم راديو ــ‌تلويزيونى باز گرديم، مى‌بينيم که انطباق‌ها و انعطاف‌هاى فراوان نهادين و حرفه‌اى لازم گشت تا موقعيّت ژورناليسم، اول در راديو و سپس در تلويزيون تثبيت شود. گرايش فرهنگى به مطبوعات، عمق زيادى داشت. اما به‌تدريج رسانه‌هاى الکترونيکى و از جمله ژورناليسم تلويزيونى به جمع واقعيّت‌هاى زندگى انسان مى‌پيوستند، پس انطباق و تطبيق براى پذيرش اين رسانه‌هاى نوين لازم بود. رفته‌رفته، ژورناليسم راديوــ تلويزيونى نه تنها در ميان تخصصان، بلکه در جرگهٔ عامهٔ مردم پذيرفته شد. تاريخچهٔ اين ژورناليسم در کشورهاى مختلف متفاوت است، اما عموماً مى‌توان گفت انواعى از کُنش خبرنگاران در حرفهٔ مزبور ابداع و ترويج گرديد که به‌سرعت ژورناليسم راديو- تلويزيونى را به‌عنوان مکمل مطبوعات به موقعيّت معتبرى رسانيد. همزمان با گرايش افزون‌تر سياست در جوامع غربى به‌سوى تلويزيون، و در عين حال صدرنشينى تدريجى تلويزيون در حيات عمومى اين جوامع، ژورناليسم تلويزيون، به موقعيّت بلامنازعى دست يافت، اگرچه در برخى محافل همواره در مورد ”تلويزيونى بودن“ اين ژورناليسم ترديدها و بدبينى‌هاى مداومى ابراز شده است.


در ايالات‌متحده آمريکا، ژورناليسم تلويزيونى از يک سو براساس اهداف محض ژورناليسم و از سوى ديگر مبتنى بر انگيزه‌هاى تجارى و آن فهم فرهنگى از تلويزيون که آن را يک رسانهٔ سرگرم کننده مى‌داند، تعريف شده است. سال‌ها اين عقيده رواج داشت که ژورناليسم تلويزيونى در قبال منافع عمومى متعهد است اما منبع درآمد اقتصادى چشمگيرى نيست. اين عقيده به‌تدريج در دههٔ ۱۹۷۰ با پيدايش روش‌هاى نوين ارائه اخبار در برنامه‌هاى خبرى محلى دستخوش تغيير گشت. سبک نوينى در تهيّهٔ اخبار تلويزيونى ظهور کرد که به ”سخن شاد“ مشهور شد. با رواج تدابير و روش‌هائى نظير احساسات‌گرائي، تأکيد بر جاذبهٔ و چهرهٔ خوانندهٔ اخبار (لازم نبود وى سابقهٔ تخصصى در ژورناليسم داشته باشد: حسن ”حضور“ او بر صفحهٔ تلويزيون اهميّت داشت)، استفاده ازيک گويندهٔ دوم که با همکار خود در برابر ديدگان تودهٔ مخاطبان به بذله‌گويى‌هاى شاد و دوستانه بپردازد (که درمواردى حتى به شوخى‌هاى حرکتى و دلقک‌آميز نيز بگرايد)، بهره‌بردارى از گزارش وضع هوا و رواج اخبار مربوط به زندگى خصوصى اشخاص، برنامه‌هاى خبرى محلّى به‌سرعت به يک سرمايهٔ ارزشمند اقتصادى تبديل شدند.


ابهامات و مسائل مطرح دربارهٔ مفهوم حرفه‌اى گرايى ژورناليستى که در فصل قبل ذکر گرديد. مضاعف شدند. حرکت به سمت ”سخن شاد“ با انتقاد حرفه‌اى شديد درون سازمان‌هاى تلويزيونى مواجه شد، اما منافع اقتصادى حاصل از آن را نمى‌شد کتمان کرد. منتقدان به‌تدريج خود را با اين انديشهٔ تسلى دادند که حداقل شبکه‌هاى خبرى ملى سنت‌هاى متعالى و موجه ژورناليسم خبرى را حفظ کرده و بدان‌ها وفادار مانده‌اند. اما با فرا رسيدن سال‌هاى آخر دههٔ ۱۹۸۰، در ايالات‌متحده شبکه‌هاى ملى سراسرى حدود يک‌سوم از بينندگان خويش را به شبکه‌هاى نوين کابلى واگذار کردند و به‌تدريج ناگزير از اين وفادارى عدول کردند. در ابتدا، بودجهٔ واحدهاى خبرى اين شبکه‌ها با کاهش شديد و ناگهانى مواجه گشت و سپس سبک‌هاى پر زرق و برق، ضرب‌آهنگ‌هاى تند و حتى گرايش‌هاى احساسات‌گرايانه در تهيه و عرضهٔ اخبار تلويزيونى از اين شبکه‌ها رواج پيدا کرد.


اگرچه در اروپاى غربي، انگيزه‌هاى تجارى در ژورناليسم تلويزيونى کمرنگ‌تر بودند، اما با ظهور شبکه‌هاى ثانوى حتى در اين منطقه نيز رقابت براى جذب بيننده بين شبکه‌هاى مختلف درگرفت. همچنين، در سوئد و احتمالاً در ساير کشورهائى نيز که داراى تلويزيون دولتى هستند، خبرنگاران و تهيه‌کنندگان اخبار تلويزيونى از توصيه‌هاى محققان مبنى بر رعايت روش‌هائى که ارزش آموزشى اخبار را افزايش مى‌دهند ــ‌از جمله سرعت آهسته‌تر اخبار مندرج در متون خبرى‌ــ پيروى نکردند. بى‌ترديد، اين خبرنگاران رعايت سرعت آهسته‌تر و ساير روش‌هاى آموزنده در متون اخبار تلويزيونى را براى اهداف حرفه‌اى خويش مخاطره‌آميز تلقى مى‌کردند. اين روش‌ها قانون حاکم بر تلويزيون را زير پا مى‌گذاشتند: اخبار تلويزيونى در صورت کاربرد روش‌هاى مزبور، براى بينندگان ملال‌آور مى‌شد. درآن صورت، بينندگان يا به‌تماشاى برنامه‌هاى شبکهٔ ديگرى مى‌پرداختند يا اصلاً دستگاه تلويزيون خود را خاموش مى‌کردند. بالدى (۱۹۹۴) که در شهر ژنو به تحليل رسانه‌هاى گروهى مشغول بوده است، در تحليل‌هائى که از برنامه‌هاى تلويزيونى شبکه‌هاى اروپائى به‌عمل آورده به اين نتيجه رسيده است که تلفيق اطلاع‌رسانى و سرگرمى يا ترکيب ميزگردهاى عمومى با برنامه‌هاى مستند، در پنج کشور عمدهٔ اروپائى چشمگيرترين رشد را در ميان انواع برنامه‌هاى تلويزيونى داشته است.


سال‌هاى دههٔ ۱۹۸۰ شاهد بروز تحوّل و دگرگونى عميق در رسانهٔ تلويزيون در سراسر جهان بودند. در اينجا به تمام ابعاد اين تحوّل اشاره نخواهيم کرد اما براى روشن‌تر شدن بحث حاضر فقط به ذکر اين نکته مى‌پردازيم که نظام قديمى تلويزيون در ايالات‌متحده ــ‌که سه شبکهٔ تلويزيونى در آن رواج داشتندــ‌ و نيز الگوى تلويزيون دولتى در اروپا بنا به دلايل گوناگون و از جمله تخفيف قوانين دولتي، جذب روزافزون صنعت تلويزيون به درون بنيادهاى اقتصادى بين‌المللي، و ظهور شبکه‌هاى ماهواره‌اى و کابلي، دستخوش دگرديسى جدى گشتند. در نتيجه، عوامل نهادين و عوامل فن‌شناختى ژورناليسم تلويزيونى از يک‌سو و مجموعهٔ سنن، رموز و انواع صورى مشترک آن از سوى ديگر بين‌المللى شده‌اند. البته هنوز هم تفاوت‌هائى در روش‌هاى گزارشگرى وجود دارد: واليس و بَرِن (۱۹۹۰) در مطالعهٔ تطبيقى خود دربارهٔ ژورناليسم تلويزيونى به اين نتيجه رسيده‌اند که در سطح کشورها، همچنان تفاوت‌هائى در عناصر سازماني، سياسي، اقتصادى و فرهنگى تهيهٔ خبر وجود دارد. علاوه بر اين، تحقيق کوهِن و همکاران وى دربارهٔ ”واحد جهانى اخبار“ (۱۹۹۵) نشان مى‌دهد که در نحوهٔ پردازش و ارائه ”مواد خام“ خبرى مربوط به يک رويداد يکسان تفاوت‌هاى فرهنگى‌اى وجود دارد که موجب تفاوت زاويهٔ آن رويداد در هر شبکهٔ خبرى مى‌شود. اين تفاوت در ارائهٔ خبر فقط براى هماهنگى با ”ابر روايت‌هائي“ است که در هر فرهنگ رواج و غلبه دارد. با وجود اين، به‌طور کلي، مى‌توان گرايشى عمومى را به‌سوى همسان‌سازى بين‌المللى گفتمان‌هاى اوليهٔ ژورناليستى در تلويزيون مشاهده کرد.


گرچه تنش بنيادين بين اطلاع‌رسانى و سرگرمى هنوز برقرار است، نمى‌توانيم اين واقعيّت را کتمان کرد که مدافعان اصول سنتى ژورناليسم اطلاع‌رسان با تشديد ضروريات صنعتى تلويزيون، در مواضع محکم پيشين خود قدرى متزلزل گشته‌اند. ژورناليسم تلويزيوني، خود را در محيط رسانه‌اى متفاوتى يافته است. امروزه، بينندگان از اختيار و تنوع انتخاب بيشترى برخوردارند. گسترش فن‌آورى‌هائى از قبيل دستگاه کنترل از راه دور و ويدئو، مخاطبان را سيال‌تر و گذراتر ساخته است. مبارزه براى جذب و حفظ بيننده تشديد گرديده است. از ديدگاهى اقتصادي، افزايش و رواج عناصر عامه‌پسند در ژورناليسم تلويزيونى ناگزير به‌نظر مى‌رسد. از منظرى حرفه‌اي، بسيارى از صاحب‌نظران به‌اين نتيجه رسيده‌اند که چنانچه ژورناليسم سنتى نتواند بينندگان را به‌خود جذب کند، ديگر دليلى براى دفاع از آن وجود نخواهد داشت. از همان اوان ظهور ژورناليسم تلويزيوني، مشخص بود که برنامه‌هاى خبرى نمى‌توانند از اصول اوليهٔ ”تلويزيون عامه‌پسند“ فاصلهٔ چندانى بگيرند.