طبقه‌بندى سؤالات

۱- سؤالات حافظه‌اى:

اين نوع سؤالات صرفاً با يادآورى اطلاعات سر و کار دارد، چه اطلاعات مربوط به واقعيات و چه اطلاعات مربوط به مفاهيم، روش‌ها، ترکيب‌ها، و تعميم‌هاى بيان شده.


براى مثال:


”وزن مخصوص جيوه چه‌قدر است؟“


”تاريخچهٔ سازمان ملل را به اختصار بيان کنيد.“


۲ؤالات ترجمه‌اى:

اين نوع سؤالات مستلزم بيان انديشه‌ها و مقاصد به‌صورتى غير از صورت اصلى است (مثل تبديل کلمات به نشانه‌ها، نشانه‌ها به اَشکال، کلمات به کلمات يا صورت‌هاى ديگر، و غيره.)


براى مثال:


”از روى مطالب نوشته شده، مراحل جذب را به‌صورت نمودار نشان دهيد.“


”معنى اين فرمول انيشتن: E=mc2 را به زبان خودتان بنويسيد.“


۳ؤالات تفسيرى:

اين‌گونه سؤالات مستلزم کشف روابط ميان اطلاعات واقعي، تعريف‌ها، تعميم‌ها، يا ارزش‌ها است، چون سؤالات مقايسه‌اى يا مقابله‌اي، يا سؤالاتى که به‌دنبال روابط علت و معلولى هستند.


براى مثال:


”فرق اثرات الکل و مارى جوانا را بر روى آدميان باهم مقايسه کنيد.“


”تفاوت ميان مفهوم ”دموکراسي“ در ايالات‌متحد آمريکا و اتحاد جماهير شوروى چيست؟“


۴- سؤالات کاربردى:

سؤالات کاربردى از خواننده مى‌خواهند تا مطالب عملى را به مسائل روزمره ربط دهد و آنها را در عمل وارد کند.


براى مثال:


”انفجار جمعيت بر من چه تأثيرى خواهد داشت؟“


”اثر پاداش فورى بر يادگيرى زبان در نزد کودکان چيست؟“


۵ؤالات تحليلى:

اين سؤالات به يادگيرنده کمک مى‌کنند تا قدم‌هاى منطقى به‌کار رفته در يک نظام فکرى را که براى رسيدن به يک نتيجه لازم است تشخيص دهد.


براى مثال:


”جفرسون چگونه به اين نتيجه رسيد که تمام آدميان برابر خلق شده‌اند؟“


”چگونه بعضى از رهبران سياه‌پوستان نظر خود را از اختلاط نژادها به ”قدرت سياه“ تغيير داده‌اند؟“


طراح اين سؤال در موقع طرح سؤالات ”تحليلي“، بايد هم از قسمت‌هاى مختلف مطلب و هم از استدلال مربوط به جمله کردن قسمت‌ها و ربط دادن آنها با يکديگر آگاهى کامل داشته باشد.


۶ؤالات ترکيبى:

سؤالات ترکيبى مستلزم اين است که خواننده با پهلوى هم قرار دادن اطلاعات و اجزاء يک اثر يا انديشهٔ تازه به‌وجود آورد که قبلاً به اين‌صورت ديده نشده باشد.


براى مثال:


”يک تعريف عملى براى اطلاعات معتبر تاريخى چيست؟“


”براى روابط بين آمريکا و آسياى جنوب شرقى در ده سال آينده يک خط‌مشى سياسى پيشنهاد کنيد.“


سؤالات ترکيبى امکان نوعى ”کنترل همراه با آزادي“ براى دادن پاسخ‌ها فراهم آوردند. اين سؤالات امکان شناسايى طرق مختلف انديشيدن و تفکر خلاق را فراهم مى‌آورند، در حالى‌که هنوز پاسخ در چارچوب محدودهٔ تعيين شده قرار خواهد داشت. پاسخ به يک سؤال ترکيبى هميشه بايد دربرگيرندهٔ نوعى محصول فکرى باشد.


۷ؤالات ارزش‌يابى:

سؤالات ارزش‌يابى مستلزم داورى دربارهٔ ارزش و اعتبار يک مطلب يا يک اثر براى منظورى معين با کمک معيارهاى تعيين شده است. اين داورى بر اساس معيارهاى درونى و (يا) معيارهاى بيرونى صورت مى‌گيرد.


براى مثال:


”کدام يک از آثار داستانى زير را مى‌توان بزرگترين داستان آمريکايى به‌حساب آورد: موبى ديک، هاکل برى‌فين، يا گتسبى بزرگ؟ چرا؟“


”چه وقت بايد آزادى فردى را بر رفاه اجتماعى ترجيح داد، و چه وقت بايد رفاه اجتماعى را بر آزادى فردى ارجح دانست؟ چرا؟“


به هنگام مراجعه به اين هفت طبقه از سؤال کردن چهار نکته را بايد در نظر داشت:


۱. اين طبقه‌بندى به‌صورت يک سلسله مراتب از ساده به دشوار تهيه شده است.


۲. طبقه‌ها هر يکى بر روى ديگرى سوار است، و در حالى‌که هر طبقه داراى ويژگى‌هاى مخصوص به آن طبقه است داراى ويژگى‌هائى از طبقات پائين‌تر نيز هست.


۳. هر سؤال را بايد در بالاترين طبقه به‌حساب آورد، و در نظر داشت که مواردى که از طبقات پائين‌تر در سؤال گنجانده شده است مراحل مقدماتى است که بايد براى رسيدن به طبقهٔ بالا طى شوند.


۴. طبقه‌بندى هر سؤال در آخر سر وابسته است به تجربيات و مطالعات قبلى طراح سؤال؛ مثلاً شخصى ممکن است يک سؤال رياضى را در طبقهٔ ”ترکيب“ جاى دهد، اگر اين سؤال به يک فرمول يا محصول تازه منتهى مى‌شود، در حالى‌که شخصى ديگر ممکن است همين سؤال را در طبقهٔ ”حافظه“ قرار دهد، اگر سؤال تنها نياز به يادآورى يک فرمول و يا يک اطلاع دارد. به ‌همين طريق، براى يک دانش‌آموز کلاس پنجم که کتاب علوم را خوانده است اين سؤال: ”علت بيمارى مالاريا چيست؟“ يک سؤال حافظه‌اى است، در حالى‌که اين سؤال براى دکتر ويليام گُرگس، پيش از کشف رابطهٔ بين پشهٔ مالاريا و بيمارى مالاريا، يک سؤال ترکيبى بود.



البته علاوه بر طبقه‌بندى فوق راه‌هاى ديگرى براى انديشيدن دربارهٔ سؤالات وجود دارد.


براى مثال:


۱. سؤالات را مى‌توان برحسب اين موارد از هم تفکيک کرد:


الف- اطلاعات واقعي


ب- معاني


پ- اهميت شخصى


۲. سؤالات را مى‌توان برحسب موارد زير از هم تفکيک کرد:


الف- روابط بين مطالب


ب- روابط بين مطالب و تجربيات ديگر


پ- فرض‌هاى اساسى يا اهميت ارزش‌ها


۳. سؤالات را مى‌توان بر حسب اين کلمات از هم تفکيک کرد:


(الف) کي، (ب) چه، (پ) کجا، (ت) چه موقع، (ث) چرا، (ج) چگونه. از ميان اين کلمات، با ”چرا“ و ”چگونه“ سؤالات بهترى مى‌توان ساخت.