سؤال کردن فنون مطالعه براى درک زيبائى

سهم اعظم روش خواندن براى درک زيبايى مبتنى بر سؤال کردن است؛ سؤالاتى از اين قبيل که: منظور اصلى نويسنده چيست؟ اعمال يا گفتار يک شخصيت داستان دربارهٔ اين شخصيت چه چيزى را حکايت مى‌کند؟ چرا نويسنده در طرح داستان روشى را به‌روش ديگر ترجيح داده است؟ بعد چه اتفاقى مى‌افتد؟ آيا نويسنده از سمبل‌ها و تصويرهاى تکرارى استفاده مى‌کند؟ صحنه‌هاى داستان در نتيجه‌گيرى کلى چه اثرى دارند؟ اعتقادات و احساس‌هاى نويسنده چه هستند؟ سؤال کردن استفاده از ساير فنون را امکان‌پذير مى‌سازد، و به شما کمک مى‌کند تا به‌نحو مؤثرتر به کشف معانى مهم مطلب دست بيابيد.

تجسم کردن فنون براى مطالعه براى درک زيبائى

در بيشتر اَشکال کارهاى ادبى رابطهٔ بين نويسنده و شما از طريق ديدن يا احساس کردن آنچه که نويسنده قصد داشته است بگويد تکميل مى‌شود. تصويرى که او آفريده است نمايانگر انديشه‌ها، احساس‌ها، و تجربياتى است که وى مى‌خواهد شما در آنها شريک شويد. اصطلاح تجسم کردن تنها به تجسم کردن از طريق حس بينايى محدود نمى‌شود، بلکه شامل حس شنيدن، بوئيدن، و حرکت نيز هست.

به قطعهٔ زير اثر خليل جبران توجه کنيد:


چشم:

روزى چشم گفت، من فراسوى اين دره‌ها يک کوهسار پوشيده از مه مى‌بينم. چه‌قدر قشنگ است.


گوش شنيد، و پس از چند لحظه به‌دقت گوش دادن گفت، اين کوه کجاست، من آن را نمى‌شنوم؟


بعد دست به صحبت درآمد که، من عبث مى‌کوشم، هرچه جستجو مى‌کنم اثرى از اين کوه نمى‌يابم.


و بعد بينى گفت، کوهى وجود ندارد، من بوى آن را استشمام نمى‌کنم.


پس چشم روى برگرداند، و آنها همگى دربارهٔ اشتباه عجيبش به صحبت پرداختند. آنها گفتند، حتماً اتفاقى براى چشم افتاده است.


آيا چشم چيزيش هست؟ يا گوش و دست و بينى مى‌توانستند از وجود کوه باخبر شوند؟ استفاده از حواس به‌ميزان علاقهٔ شما نسبت به مطالعه مى‌افزايد. اين امر خصوصاً در مورد شعر صادق است، زيرا در اشعار کلمات به‌دقت انتخاب شده‌اند تا به مضمون احساس بدهند.