دورکارى را مى‌توان در خانه يا در يک دورکلبه، دورمرکز، شعبهٔ اقماري، يا در مورد دورکاران سيار از يک ماشين يا اتاقى در يک مهمانسرا انجام داد. دورکاران ممکن است کارمند يا خويش‌فرما باشند. آنان ممکن است تمامى وقت کارى خود را دور از محل استقرار کارفرما يا خدمت‌گر خود بگذرانند، يا يکى دو روز از هفته را به دورکارى اختصاص دهند.


هوز (۱۹۹۷) پنج‌گونه دورکارى را مشخص مى‌کند:


- دور کارى چندجائى (Multi- Site Telewoking)، که در آن کارمند به تناوب بين محل استقرار کارفرما و محل‌هاى ديگرى از جمله خانه، در حرکت است.


- خانه‌کارى (Tele- Homworking)، که در آن دورکار منحصراً در خانه به فعاليت مى‌پردازد و فقط براى يک کارفرما کار مى‌کند.


- دورکارى آزاد يا مستقل که تماماً مبتنى بر کار در خانه يا از خانه است و يک مبناى آزاد، براى خدمتگيران گوناگون انجام مى‌گيرد، نه براى يک کارفرماى واحد.


- دورکارى سيار (Mobile Teleworking)، که در آن، کارمندان عمدهٔ زمان کارى خويش را در مکان‌هاى متفاوت، از قبيل محل مشتريان مى‌گذرانند و از تجهيزات قابل حمل براى تماس با کارفرما استفاده مى‌کنند (مثل نمايندگان فروش و بازرسان).


- دورکارى مکان غير اصلى انتقالى (ٕRe - Located Back Office Teleworking) که در آن، فعاليت‌ها در فاصله‌اى دور از ستاد کارفرما، اما در محلى تحت مالکيت وى صورت مى‌گيرد (کارهائى از قبيل ورود اطلاعات و امور بانکى تلفني).


- بحران نفتى سال ۱۹۷۳، رکود اشتغال در بخش توليد و بالارفتن تعداد افرادى که داراى مشاغل مرتبط با اطلاع‌رسانى بودند، کوچک شدن و باز مهندسى (Re - Engineering) سازمان‌ها در دههٔ ۱۹۸۰، و تفکر جديد دريارهٔ الگوهاى زندگى و کار. در سرتاسر اين دوره، قابليت‌هاى رايانه‌اى و مخابراتى بالا رفت و در عين حال هزينه‌هاى آن پائين آمد. بدين ترتيب امکان دورکارى بيش از پيش فراهم گرديد.


در ايالات متحده نويسندگانى چون جک نيلز و ديگران (۱۹۷۶) دورکارى را راهى براى کاستن از مصرف سوخت در زمان بحران نفت دانستند. نيلز تخمين زد که اگر از هر هفت مسافر شهرى يکى حذف شود، کشور ديگر نيازى به واردات نفت نخواهد داشت. چنين افکارى توسط آلوين تافلر (۱۹۸۱) به‌خصوص با کتاب موج سوم او همه‌گير شد. تافلر تشريح کرد چگونه دورهٔ صنعتى تمدن (موج دوم) دارد جاى خويش را به عصر اطلاعات (موج سوم) مى‌دهد، و پيش‌بينى نمود که تعداد فزاينده‌اى از افراد به دورکارى خواهند پرداخت.


در طى دههٔ ۱۹۸۰ با اخراج کارمندان از شرکت‌ها، بسيارى از افراد به خويش‌فرما بدل شدند و برخي، دورکارى را در پيش گرفتند. هندى (۱۹۹۰) اين روند را براساس نياز سازمان‌ها به انعطاف بيشتر براى گسترش و پيمانکارى خدمات خويش، به‌منظور برآورده ساختن تقاضاى مشتريان توصيف کرده است. سازمان‌ها براى اين کار از يک هستهٔ مرکزى از مديران و افراد حرفه‌اى که تمام وقت براى سازمان کار مى‌کنند يک حاشيهٔ پيمانکارى که کارها به آن محول مى‌شود، و نيروى کار قابل انعطافى که از کارکنان موقت پاره‌وقت تشکيل شده، استفاده مى‌نمودند.


کينزمن (۱۹۹۱/۱۹۸۷) از تحقيقات معاملات کاربردى آتى تايلور نلسن (Taylor Nelson Applied Futures) بهره جست تا نشان دهد که تعداد فزاينده‌اى از افراد هستند که به‌جاى بهرهٔ مادي، نگران ادامه دادن زندگى جارى خود هستند. وى بر اين باور است که اين افراد جلب دورکارى خواهند شد، چرا که از نظر انعطاف‌پذيري، استقلال، رضايت شغلى و رفت و آمد کمتر، مزاياى بالقوه‌اى دارد.


در دهه ۱۹۹۰، چندين گرايش مشهود است: تعداد بيشترى زنان به کار اشتغال دارند، افرادى که در استخدام تمام‌وقت هستند، ساعات طولانى‌ترى به کار مشغول مى‌باشند و معمولاً کارها را به منزل مى‌برند. ماجراهائى در رابطه با کاهش سرعت کار (Downshifting) همراه با نگرانى در مورد محيط زيست وجود دارد. کاهش سرعت کار را بيرون رفتن از سرعت جريان شغلى (مثلاً قبول داوطلبانهٔ سادگى کارها - از جمله کار کم‌تر و درآمد کم‌تر به‌منظور يافتن روشى براى زندگى رضايت‌بخش‌تر) تعريف مى‌کنند.


معماران به ساخت تعداد بيشترى از خانه‌هاى داراى دفتر کار روى مى‌آورند و پيش‌بينى مى‌کنند که محل کار براى ملاقات همکاران يا پذيرائى از خدمتگيران مورد استفاده قرار خواهد گرفت؛ ولى کارهائى که مستلزم تمرکز و خلوت هستند در خانه انجام خواهند شد (مثل ليمن و بردن ۱۹۹۳). حتى لويد (۱۹۹۳) اظهار مى‌دارد که تا پايان قرن بيستم، داشتن يک دفتر در خانه ممکن است به اندازهٔ داشتن آشپزخانه ضرورى و رايج شود.


پيش‌بينى مى‌شود که دفتر مجازى (Virtual Office) در بسيارى از صنايع به يک هنجار بدل شود (تيلور - ۱۹۹۸) و اين روندى است که با رشد استفاده از پست الکترونيکى و شبکه‌هاى داخلى تسهيل شده است. برخى از شرکت‌ها روش پُرکار (Hot Desking) يا مهمانپذيرى (Hotelling) را در پيش مى‌گيرند. که در آن، فضاى کارى در ميان همکارانى که در ساعات متفاوتى کار مى‌کنند به اشتراک گذارده مى‌شود. کارکنان داراى ايستگاه کارى خاص خويش نيستند، بلکه وقتى در اداره حضور مى‌يابند، محلى براى کار در اختيار آنها گذاشته مى‌شود. آنان داراى قفسه‌ها يا بايگانى‌هاى سيار براى نگهدارى وسايل شخصى خود هستند، و يک رايانه پيام‌هاى تلفنى يا پست الکترونيکى را برحسب ضرورت به‌سوى آنان هدايت مى‌کند.


گزارشى از کميسيون اروپائى (۱۹۹۸) حاکى از آن است که دورکارى اکنون به نقطهٔ عطفى رسيده و دارد به جريان اصلى در بخش‌هاى مشاغلى که از لحاظ اطلاعاتى غنى هستند و همين‌طور براى افراد ماهر و عالى‌رتبه بدل مى‌شود. نويسندگان پيش‌بينى مى‌کنند که در چند سال آينده، انتظار مى‌رود که گرايش به دورکارى به‌عنوان بخشى از گسترش اقتصاد جهانى شبکه‌اى و رشد وسيع سازمان‌ها به سرتاسر بخش‌ها و مشاغل ديگر سرايت کند. اصطلاح سازمان مجازى (Virtual Organization) را مى‌توان يا به سازمانى اطلاق کرد که فاقد محل فيزيکى است اما در آن اکثر تعاملات الکترونيکى است، يا به گروهى موقت از شاغلان آزاد اطلاق کرد که براى کار کردن در يک پروژهٔ خاص، دور هم جمع شده‌اند. (اسکامل - ۱۹۹۸).