حروف‌چينى تيترها اگرچه در واقع تابع همان مسيرها و تحول‌هاى حروف چينى در متن است. اما معمولاً در تحريريه‌ها (به‌ويژه روزنامه‌ها) مسير نسبتاً مستقلى را مى‌پيمايد.

انواع تيترنويسى

خطاطى

قديمى‌ترين روش تيترنويسي، خطاطى است. در اين روش تيتر را با انواع سبک‌هاى خطاطي، مى‌نوشتند و مى‌نويسند. در اين سبک خطاط مى‌توانست به ميل خود، يا حال و هواى مطلب در شکل تيتر تصرف‌هائى نيز بکند.

حروفى

بعضى از ”قلم‌هاي“ سربى داراى اندازه‌هاى بزرگ، براى استفاده در تيتر نيز هست. تيتر حروفي، به‌خصوص وقتى ”قلم“ آن با حروف متن، همخوانى داشته باشد، به يک‌دستى صفحه يا ستون کمک مى‌کند.

دفورمه (تغييرشکل داده شده):

گاهى با تصرف‌هائي، بسته به مورد مطلب، حروف‌چينى شده را تغيير شکل مى‌دهند. نگاتيو کردن تمام تيتر، نگاتيو کردن نيمى از تيتر، (تيتر دو رنگ) ترامه کردن تمام يا بخشى از تيتر، کشيدن يا موج‌دار کردن تيتر با کمک فيلم (مثل عکاسي) بلند يا کوتاه کردن و... از جملهٔ اين موارد است.

لتراست

لتراست ورق‌هاى نايلونى که حروف به اندازه‌هاى مختلف روى آن قرار داد. براى کار، حروف موجود روى لتراست را با مداد يا خودکار، روى صفحهٔ کاغذ منتقل مى‌کنند و با کنار هم چيدن حروف تيتر مى‌سازد. در بازار قلم‌هاى زيبائى از لتراست مى‌توان سراغ کرد. در اين نوع تيترزني، مهم تنظيم حروف هنگام کنار هم گذاشتن انتقال به صفحه است.

شابلون

نوع ديگرى از انتقال حروف با قطعات شابلون صورت مى‌گيرد. شابلون خط‌کشى پلاستيکى است که حروف از سطح آن، خالى شده است. در واقع حروف به شکل طرح‌هاى قالب گرفته روى اين قطعات پلاستيکى کنده شده‌اند. اين خط‌کشى‌ها را روى کاغذ مى‌گذارند و با کشيدن قلم در درون خالى حروف (معمولاً با راپيد) حروف را برروى کاغذ منتقل مى‌سازند. شابلون ولتراست اندازه‌ها و قلم‌هاى متنوع دارند.


گاهى نيز همهٔ حروف لازم براى تيتر را يک‌جا بر روى برگ‌هاى مستقل چاپ مى‌کنند. سپس حروف جدا و چسبيده را از اين صفحات مى‌بُرند و کنار هم مى‌چسبانند. اين تيترها را با کمک عکاسى مى‌توان به هر اندازهٔ موردنظر، بزرگ يا کوچک کرد.

لاتين فارسى

گاه براى تهيهٔ برخى تيترهاى ويژه (بيشتر مجله‌ها) يا عنوان ثابت نشريان (نشان يا لوگو). حروف بزرگ تزئينى لاتين را مى‌برند و به شکل حروف فارسي، درمى‌آورند. مثلاً از (W) براى حرف (س) يا از (U) براى (د) از (P) براى (ف و ق وسط) و... بهره مى‌گيرند.


گروهى از طراحان، مى‌گويند که خط فارسى به اندازهٔ خط لاتين قابليت کارهاى گرافيک ندارد. اين گروه، با ذکر اين واقعيت که قلم (طرح) حروف بايد با محتوا و حال و هواى متن خبر و گزارش متناسب باشد. از محدوديت ترکيبى حروف فارسي، گله مى‌کنند و مى‌گويند حالت چسبيدن حروف در خط فارسى و شکل حروف که (برخلاف لاتين)، همهٔ حروف را نمى‌توان از بالا و پائين در يک خط صاف قرار داد، به استفادهٔ گرافيک از خط لطمه مى‌زند. عده‌اى ديگر از طراحان، در سال‌هاى اخير کوشش‌هاى ارزنده‌اى را براى طراحى قلم‌هاى مناسب براى انواع کاربردهاى محتوائى (صنعتي، هنري، ورزشي، ادبي، سياسى و...) به‌کار گرفته‌اند. گاه نيز نتيجه‌هاى خوبى به‌دست آمده است. اما بايد پذيرفت اين کوشش‌‌ها هنوز تا توفيق کامل، فاصله زيادى دارد. توفيق در اين کار به همکارى صميمانه و مسئولانه ميان روزنامه‌نگاران، طراحان و مديران و صاحبان مطبوعات نياز دارد.


اين نظريه که شکل حروف و تيترها (قلم حروف) بايد با روح هر مطلب، تناسب داشته باشد، از اوايل قرن ميلادى حاضر مطرح شد. در غرب (به‌ويژه در اروپا)، در رسانه‌هاى نوشتارى اين سليقه را با دقت و وسواس پيگيرى مى‌کنند. قلم مطالب اقتصادى کوتاه ضخيم و تا حد امکان سياه، قلم متن‌هاى ادبى ظريف و پرچرخش، قلم مطالب ورزشي، مايل و غيريکنواخت و قلم مطلب تفريحى و طنز، ساده و کودکانه انتخاب مى‌شوند. ضمن آنکه امروز چنين تنوعى راحتى در نوع صفحه‌بندى و انتخاب رنگ‌ها هم رعايت مى‌کنند. در مطبوعات ما، اين حرکت از سال‌هاى پيش آغاز شده است. اما هنوز نمى‌توان رعايت آن را با جديت طلب کرد.

تيترنويسى

تيتر (Title)، با عنوان، در واقع ويترين و نام و نشان يک خبر يا مطلب، در رسانه‌هاى نوشتارى است. اگرچه رسانه‌هاى شنيدارى و تصويرى نيز به نوعى از عنوان يا تيتر استفاده مى‌کنند، اما اين استفاده به اندازهٔ رسانه‌هاي، نوشتارى تعيين‌کننده و راهنما نيست. ”عنوان در واقع روشن‌کنندهٔ مطالب مطبوعات از يکديگر است“. (روزنامه‌نگاري، تأليف دکتر معتمدنژاد). اگرچه با تمرين و با کسب تجربه، همهٔ روزنامه‌نگاران با اين هنر آشنا مى‌شوند، اما در واقع تيتر خوب نوشتن، مثل ديگر کارهاى مطبوعاتي، نياز به زمينه و استعداد ويژه نيز دارد. در روزنامه‌ها همهٔ خبرنگاران و نويسندگان نمى‌توانند تيترهاى جاذب و کامل انتخاب کنند.


به‌طور خلاصه، تيتر در مطبوعات نقش‌هاى زير را معمولاً دارد:


- جدا کردن محدودهٔ خبرها از يکديگر:

تيترهاى يک نشريه، خواننده را متوجه استقلال مطالب از يکديگر مى‌کند. همين‌‌طور ويراستار و متصدى صفحه‌بندى نيز با کمک تيتر، اين جداسازى را مى‌تواند عملى سازد. بدون تيتر، يا بدون تيترهاى مشخص، مطالب يک نشريه درهم مى‌ريزد. خبرها، گزارش‌ها، مقاله‌ها، آگهى‌ها و ديگر مضمون‌ها بدون حضور تيتر مخلوط مى‌شوند و کار مجزا کردن مطالب را هم دشوار مى‌سازند.


- تصويرى فورى از مضمون مطلب:

تيتر فشرده‌اى از مطلب يا نمودى از گوشه‌اى مهم از مطلب است. خواننده بانگاهى به تيتر مى‌تواند دريابد که مطلب، در مورد چه موضوعى مى‌خواهد با او حرف بزند. بدون تيتر، خواننده براى يافتن مطلب، خبر يا نوشته‌ٔ موردنظر خود ناچار از خواندن تمامى نشريه خواهد بود. ضمن آنکه ويراستار نيز به کمک تيتر، حوزه، حجم و طول هر مطلب را مشخص مى‌سازد.


- توجه‌انگيزي:

تيتر اگر خوب انتخاب شود مى‌تواند به توجه و رغبت خواننده به مطالعهٔ آن خبر يا مطلب را برانگيزد. ”نخستين تماس روزنامه (مطبوعات) با خواننده به‌وسيلهٔ تيتر برقرار مى‌شود و به همين جهت بايد در اولين تماس، خواننده را براى خواندن و دنبال کردن موضوع علاقه‌مند کرد“، (روزنامه‌نگاري، تأليف دکتر معتمدنژاد).


- ارزيابى ميزان اهميت مطلب:

مضمون تيتر، اندازهٔ آن و محلى که در نشريه اشغال کرده است، خواننده را بى‌اختيار متوجه اهميت خبر مى‌کند. گويا، با اعتماد نشريه، خواننده اين ارزيابى را از چشم ويراستار، طلب مى‌‌کند.


- شکل‌دهى صفحه:

تيتر، عکس، طرح، رنگ و عناصر ديگر از تزئين‌هاى نشريه به حساب مى‌آيد. به‌ويژه اگر تيتر با قلم مناسب، در اندازهٔ مطلوب و با شکل جذاب طراحى شود و در صفحه به اجرا درآيد.


- نماياندن جهت‌گيري:

يک رويداد مشخص از نشريه‌هاى مختلف، حتى با مضمون نزديک به هم، تيتر يکسان نمى‌پذيرد. مقايسهٔ چنين مطلبى در روزنامه‌هاى يک کشور به‌ويژه از نظر تيترها جهت‌گيرى‌ها و علاقه‌هاى يک روزنامه را نيز مشخص مى‌کند.


بنابراين، نگاهى به تيترهاى يک روزنامه و روزنامه‌هاى يک‌روز در کنار هم، از سوى يک رهگذر يا خواننده به اين مى‌ماند که در بازار، رهگذرى از ميان انبوه فروشندگان و عرضه‌کنندگان کالاهاى مختلف، عبور کند. اين رهگذر، اگر براى خريد آمده باشد، به کالائى توجه مى‌کند که با صداى بلندتر آن را تيغ مى‌کنند، با واژه‌ها و ”ضرباهنگ“‌هاى مناسب‌تر معرفى مى‌کنند، يا بيشتر و فورى‌تر مورد نياز او مى‌تواند باشد. وقتى مثلاً صفحهٔ اول يک روزنامه يا هفته‌نامه را روبه‌روى خود باز مى‌کنيد مثل آن است که کس يا کساني، داشته‌هاى خود را بر شما عرضه مى‌کنند. تيترهاى درشت‌تر و زيباتر، صداهاى رساتر و خوش‌آهنگ‌تر هستند و تيترهاى کوچکتر به نجواهائى مى‌مانند که آرام و کم دامنه شما را به خود مى‌خوانند. هرگز در بازار، صداى آرام اما ناخوش و ناهموار فروشنده‌اي، شما را به خريدن راغب کرده است؟