منش و خط‌مشى

جهت‌گيرى مطالب و محتواى يک نشريه، از مهم‌ترين موارد سياستگذارى است. چنانکه آمد، مهم‌ترين زمان براى اين سياستگذاري، پيش از انتشار نشريه است. اما پس از آن نيز، براى هر نشريه و هر رسانه بسيار پيش مى‌آيد که به‌دليل خاصي، بخواهد در محتواى مطالب تجديدنظر کند و خط‌مشى تازه‌اى پيش‌ بگيرد. موارد و عناصر اين تغيير موضوع و جهت،نياز به سياستگذارى دارد.

مخاطب

بنابر ملاحظه‌هائي، لازم مى‌شود که دامنهٔ مخاطبان گسترده‌تر يا محدودتر شوند. شوراى سياستگذارى ممکن است بخواهد به مناسبتي، فکر و انديشه خاصى را در ميان اقشار مردم رواج دهد. آن‌گاه با اتخاذ روش‌هائى و با درنظر گرفتن پيامدها و آثارى تصميم گرفته مى‌شود تا مخاطبان بيشترى به نشريه روى آورند. برعکس ممکن است بخواهند (باز به ملاحظه‌هائي) نشريه در سطح محدود، اما گزيده‌اى از مخاطبان رواج يابد. در هر دو فرآيند بايد سياست روشنى انديشيده شود و به اجرا درآيد.

سطح يا کلاس

از نظر اقبال عام يا پذيرش خاص نيز نشريه نياز به سياستگذارى خاص دارد. اينکه سطح تخاطب يک نشريه، در چه ميزان و حد قرار گيرد، سرنوشت نشريه را از نظر رويکرد به عوام يا خواص روشن مى‌کند.

ويژگى‌هاى ظاهرى

نکته‌هائى چون قطع و اندازه، رنگ، نشان (لوگر) شکل حروف، شکل و حالت صفحه‌ها، کاربرد عکس و طرح و ... از مواردى است که به‌دليل تأثير در سرنوشت نشريه، نياز به سياستگذارى دارد.


پيدا است که تصميم به تجديدنظر در نشان يا قطع نشريه، از آنجا که با عادت و شناخت مخاطبان سر و کار دارد، فرآيندى معنيت که به‌سادگى و به دلخواه کسى در مورد آن تصميم‌گيرى شود.

موقعيت‌هاى ويژه

در طول فعاليت هر نشريه، دوره‌هائى پيش مى‌آيد که در آن بايد سياست و روش خاصي، عملى شود. وقوع جنگ، رويداد زلزله، هم‌زمانى انتخابات، قحطي، تهديد خارجى و... در فعاليت نشريه، به روال معمولى و عادى اثر مى‌گذارد. پيداست نشريه بايد در قبال هر يک از اين تحول‌ها، سياست به‌خصوصى را به اجراء بگذارد. چنانکه گفته شد اين سياست‌ها، در سطح عالى رسانه يا نشريه به بحث گذاشته و رويه اجرائى آن مشخص مى‌شود و سپس براى اجرا به تحريريه مى‌رسد.


در مورد سياستگذاري، ويراستار نقش هماهنگ‌کننده و مجرى دارد. او ضمن آنکه خود در حلقه سياستگذاران داراى رأى و نظر است، خط‌مشى اجرائي، مُلهم از سياستگذارى را به اجرا مى‌گذارد. اگرچه در شوراء سياستگذاري، رأى شخصى او مخالف بوده باشد.