سفرنامه‌نويسى قدمت و ريشه تاريخى دارد. سفرنامه‌هاى به جامانده از نويسندگان، شعرا، جهانگردان و اهل قلم قبل از پيدايش روزنامه‌نگارى مبين اين نظر است که همواره کسانى بوده‌‌اند که راه دشوار سفرهاى آن روزى را برخود هموار مى‌کردند تا اطلاعات دقيق و ارزشمند تاريخي، جغرافى و آداب و رسوم و سنن ديگر مردمان کشورها، شهرها و ديارهاى دور و نزديک را به‌عنوان ره‌آورد سفر، در قالب سفرنامه‌ها در بازگشت به شهر خود همراه بياورند.


سفرنامه ناصرخسرو يکى از دلچسب‌ترين سفرها است که در قرن پنجم (هـ.ق) نگارش شده و تاکنون به‌جا مانده است. ناصرخسرو در سال ۴۳۷ (هـ.ق) از جوزجانان حرکت کرد و به مرو، نيشابور، سمنان، ري، قزوين، آذربايجان، آسياى صغير، سام، فلسطين و مکه رفت و از راه شام عازم مصر شد و از قاهره سه بار به زيارت مکه رفت و در آخرين زيارت در سال ۴۴۲ (هـ.ق) از راه طائف و يمن و احساء به بصره رسيد و از طريق ارجان به اصفهان رفت و در جمادى‌الآخر سال ۴۴۴ (هـ.ق) به بلخ بازگشت. سفرنامه وى حاوى اطلاعات دقيق و گرانبهاى تاريخى و جغرافى و بيان عادات و آداب مردم است.

سفرنامه مطبوعاتى يا گزارش از سفر

سفرنامه مطبوعاتى يا گزارش از سفر همچون ديگر مقوله‌هاى تحريرى روزنامه‌نگارى ويژگى‌ها ايجاز و کوتاهى را بايد دارا باشد، هرچند که گزارش از سفر در مطبوعات تا چند شماره به چاپ مى‌رسد ولى نگرش گزارشگر مطبوعاتي، يک نگرش خبرى در سفر و در نتيجه در نگارش گزارش از سفر است.


گزارش از سفر هرچند که شرح سفر است و گزارش ديدنى‌ها، شنيدنى‌ها و نکات برجسته و گاه عجيب و شرح اوضاع سياسي، اقتصادى و اجتماعى و همچنين آداب مردم است در واقع ترکيبى از گزارش‌هاى خبرى و گزارش از مکان است که با توصيف و تشريح شکل مى‌گيرد.


مشاهدات عيني، بررسى تاريخ گذشته، بررسى اجتماعى و اقتصادى و پيگيرى موضوع يا موضوع‌هاى خبرى از اجزاء گزارش از سفر است. با اين مزيت که مصاحبه با اشخاص به‌عنوان يکى از ارکان انتقال تجربيات، نظرها و خبرها در گزارش از سفر همواره مورد استفاده قرار مى‌گيرد.