در دهه‌هاى اخير به‌تدريج، متخصصان و محققان ارتباطي، به نقش ”ساختارهاى اجتماعي“ Social Structure، در مطالعات و تحقيقات خويش نيز توجه کرده‌اند. از ديدگاه مطالعه‌کنندگان ساختار اجتماعي، جامعه به مثابهٔ شبکه‌اى از مقررات و نقش‌ها است که در آن برخى از افراد از لحاظ قدرت و کنترل عمومي، نسبت به ديگران موقعيت ممتازترى دارند. بر اين مبنا، سلسله مراتب اجتماعى خاصى در جامعه برقرار است که عبارتند از گروه کوچک سرآمدن صاحب قدرت، گروه‌هاى وسيع طبقهٔ متوسط و انبوه و عظيم عامهٔ مردم. در بسيارى از کشورهاى جهان سوم در کنار اين گروه‌ها، برخى گروه‌هاى خارجى نيز وجود دارند که از جهت سلسله مراتب نسبت به سرآمدن صاحب قدرت نيز مقام ممتازترى دارا مى‌باشند و قادر هستند تصميم‌ها، معيارها، ارزش‌ها و استراتژى‌هاى خود را به جامعه تحميل کنند.


در چنين نظامي، قشرهاى پائين‌تر جامعه، به همانندجوئى با گروه ممتاز کشيده مى‌شوند و از برداشت‌هاى اجتماعي، ارزش‌ها و شيوه‌هاى رفتارى و به‌طور خلاصه از ايدئولوژى حاکم آنها، تقليد مى‌کنند. در اين شرايط، وسايل ارتباط جمعى نيز به حامل‌هاى انتقال ايدئولوژى تبديل مى‌شوند و مردم نيز بدون آنکه خود متوجه باشند، با استفاده از اخبار و اطلاعات و سرگرمى‌هائى که به‌وسيلهٔ مجراهاى مختلف ارتباطي، مانند روزنامه‌ها، مجله‌ها، برنامه‌هاى راديوئى و تلويزيونى و فيلم‌هاى سينمائى و آگاهى‌هاى بازرگاني، پخش مى‌شوند، از ايدئولوژى گروه حاکم تبعيت مى‌کنند. بدين ترتيب، در عمل انديشه‌ها و ارزش‌هاى متضادى که در داخل جامعه وجود دارند در جهت حفظ و مصالح سرآمدان جامعه، خنثى مى‌شوند.


در اين نظام‌ها، ارتباطات، در خدمت نظام مستقر و حفظ وضع موجود به کار گرفته مى‌شوند. به‌طورى که بسيارى از انديشه‌هاى مخالف جو و ضد نظام، به سبب عدم تائيد آنها از سوى گروه سرآمدان، در ارتباطات جمعى انعکاس پيدا نمى‌کنند و بعضى از انديشه‌هاى مخالف هم که به‌گونه‌اى محدود در وسايل ارتباطى منتشر مى‌شوند، معمولاً تحريف شده‌اند و به‌صورتى که براى نظم موجود، مزاحمت و خطر نداشته باشند، انعکاس مى‌يابند.


وقوف به اهميت تأثيرگذارى فکرى از طريق وسايل ارتباط جمعي، عدهٔ زيادى از محققان و متخصصان ارتباطات را بر آن داشته است که محتوى وسايل ارتباط جمعى و به‌ويژه اخبار روزنامه‌ها و راديوها و تلويزيون‌ها، داستان‌هاى راديوئى و سريال‌هاى تلويزيونى و کتاب‌ها و مجله‌ها و... را با ديدگاه انتقادى تجزيه و تحليل کنند. اين بررسى‌ها نشان مى‌دهد که در بعضى از کشورهاى جهان سوم، وسايل ارتباط جمعي، عملاً ارزش‌ها و انديشه‌هائى نظير مصرف‌گرائي، فردگرائى افراطي، خشونت‌طلبى و نخبه‌گرائى را- که از عوامل غيرمستقيم سلطه‌گرى استعمار جديد به شمار مى‌روند و در فراگرد توسعه آنها تأثير نامطلوب برجا مى‌گذارند- گسترش مى‌دهند. با آگاهى به آثار منفى اين عملکردها، اکنون کارشناسان ارتباطى کشورهاى در حال توسعه نسبت به کاربرد ارتباطات جمعى در برنامه‌هاى پيشرفت ملي، محتاط‌تر شده‌اند. آنها با کمک مطالعات و تحقيقات جديد خود، نتيجه گرفته‌اند که بسيارى از پيام‌هاى ارتباطى که قبلاً فرض مى‌شد که در پشتيبانى از توسعهٔ ملى آثار مثبت به بار مى‌آورند، در عمل فقط به ترويج ”غرب‌گرائي“ و حفظ ساختارهاى اجتماعى عقب‌ماندگي، کمک کرده‌اند.