نظريه‌هاى مربوط به نقش‌هاى اجتماعى و کارکردهاى ارتباطات نيز پس از جنگ جهانى دوم در ديدگاه‌هاى مطالعاتى و تحقيقاتى ارتباطي، تأثيرهاى خاصى به‌جا گذاشته‌اند.


تعريف و طبقه‌بندى دقيق نقش‌هاى اجتماعى ارتباطات، براى نخستين بار از سوى هارولدلاسول، محقق معروف آمريکائى در مقاله‌اى که در سال ۱۹۴۸ در اين باره نوشت ، صورت گرفت. وى در اين مقاله سه نقش اساسى نظارت بر محيط، نقش خبري)، ايجاد و توسعهٔ همبستگى‌هاى اجتماعى (نقش تشريحي) و انتقال ميراث فرهنگى (نقش آموزشي)، براى وسايل ارتباط جمعى در نظر گرفت. چند سال بعد، چارلزرايت، محقق آمريکائى نقش اجتماعى ديگرى در مورد ايجاد سرگرمى (نقش تفريحي)، به نقش‌هاى قبل اضافه کرد.


Harold Lasswell”The Structure and Function of Communication in Society“in L . Brysonl (ed.) The Communication of Ideas New Yourk: Harper. 1984.


Charles R. Wright, Mass Communication: A Socilogical Perspective, Second Edition, New York: Random House. .1975


- نقش نظارت بر محيط و ضرورت هماهنگى افراد با دگرگونى‌هاى جامعه، لزوم انتشار اخبار را توجيه مى‌کند که يکى از نقش‌هاى اصلى وسايل ارتباط جمعى در جوامع آزادى‌گراى سرمايه‌دارى است. در اين جوامع با وجود آزادى اطلاعات، اخبار هميشه هماهنگ با نظام موجود و مصالح آن انتشار مى‌يابند.


- ضرورت تکميل اخبار و تجزيه و تحليل و تفسير خبرى و به‌طور کلى آموزش عمومي، در نقش دوم قرار مى‌گيرد. در اين زمينه هم تفسيرها از زمينهٔ کلى سياست‌هاى خبرى جدا نيستند و با مصالح نظام هماهنگى دارند.


- در نقش سوم، معيارها و ارزش‌هاى خاص جوامع ليبرال غربى و از آن جمله، عقايد مربوط به دموکراسي، آزادى فردي، حقوق بشر و نظاير آن، براى انتقال ميراث فرهنگى طرف توجه قرار مى‌گيرند و ترويج مى‌شوند.


- نقش سرگرم‌کنندهٔ وسايل ارتباط جمعي، که بيش از پيش مورد توجه گردانندگان وسايل ارتباط جمعى غربى است با وجود همهٔ جاذبه‌هاى ظاهرى آن، با غير سياسى کردن جوامع و بى‌اعتنا ساختن مردم به امور عمومي، بيشترين آثار منفى را پديد مى‌آورد.


تکيه بر نقش‌ها و کاربردهاى اجتماعى و سايل ارتباط جمعي، در مطالعات و تحقيقات ارتباطى چند دههٔ اخير دربارهٔ جهان سوم، تأثير فراوان باقى گذاشته است. در اين زمينه نظريهٔ مشهور دانيل لرنر آمريکائى دربارهٔ ”نوسازي“ جهان سوم و نقش قاطع وسايل ارتباط جمعى در پيشرفت کشورهاى در حال توسعه - که در کتاب معروف او به نام ”گذر از جامعهٔ سنتي: نوسازى خاورميانه٭“ تشريح شده است اهميت خاص دارد.


Danil Lerner, The Passing of Traditional Society: Modernizing the Middle East ,New York: Free Press. 1958.


وى ارتباطات جمعى را عامل اصلى تحرک جوامع ”سنتي“ و تبديل انسان‌هاى ”سنتي“ به انسان‌هاى ”متجدد“ معرفى مى‌کند و با تأکيد بر ضرورت گسترش چند عامل مهم ”نوسازي“ مانند ”شهرنشيني“، ”سوادآموزي“، ”استفاده از وسايل ارتباط جمعي“ و “مشارکت اقتصادى و سياسي“، براى کشورهاى جهان سوم نيز براساس تجربيات چند قرنى کشورهاى غربى در راه نيل به ”تجدد“ و ”دموکراسي“، همان راه واحد، ولى بسيار سريع‌تر ”تجددطلبي“ و ”مشارکت جوئي“ را توصيه مى‌کند.


عده‌اى از محققان ارتباطي، در دو دههٔ اخير ضمن انتقاد از نظريه‌ها و الگوهاى يک‌سو نگر ارتباطى و از آن جمله نظريهٔ ”نوسازي“ دانيل لرنر که به‌عنوان نظريهٔ حاکم در مورد ارتباطات توسعه‌بخش معرفى مى‌شود، بر ضرورت دو طرفه بودن ارتباط تأکيد گذاشته‌اند و در بررسى‌هاى خود راجع به نقش‌هاى اجتماعى ارتباطات، چنين نتيجه گرفته‌اند که مردم نه تنها علاقه دارند از منابع موجود و افراد ديگر پيام دريافت دارند، بلکه خود نيز خواهان انتقال احساسات و انديشه‌هاى خويش به ديگران هستند. به همين جهت، برخى از اين محققان، مفاهيمى همچون ”بيان“(Expression) ،”رابطه“ (Relationship )و ”مشارکت“ (Participation) را نيز به تعريف ارتباط افزوده‌اند.


بر اثر توجه خاصى که در مطالعات ”فراگرد ارتباط“ به دريافت‌کنندگان پيام شده است، مفهوم ”همگرائي“( Co-orientation),که معرف استنباط‌ها و ادراک‌هاى مشترک افراد در مورد موضوع‌ها و مسائل معين است نيز اهميت خاص يافته است. با تکيه بر اين مفهوم، گفته مى‌شود که هرچه ميزان همگرائى افراد بيشتر باشد، جريان ارتباط بين آنها مؤثرتر مى‌شود.


بايد گفت که طرز تفکر مبتنى بر ارتباط به‌منظور اقناع و کسب نتايج موردنظر، چنان در ميان برنامه‌ريزان توسعه و کارگزاران دگرگونى‌هاى اجتماعى حاکم است که با وجود توجه بعضى از محققان به نيازهاى انسانى در زمينهٔ بيان، رابطه و مشارکت، هنوز اين مفاهيم به گونه‌اى مناسب ارزش‌گذارى نشده‌اند. در واقع، وقوف به‌ اهميت اين مفاهيم، بيشتر سبب شده است که در جهت تحکيم و تقويت تکنيک‌هاى اقناع و فريبکارى و دستکارى فکرى (Manipulation ) به‌کار گرفته شوند. اين واقعيتى است که افراد يک نوآورى را هرگاه نخست در جمع دربارهٔ آن بحث و تبادل‌نظر کنند، راحت‌تر مى‌پذيرند و پس از آن به‌طور دسته جمعى براى اقتباس آن تصميم مى‌گيرند. همين امر باعث شده است که ضرورت توأم کردن عملکردهاى پويائى گروهى با کوشش‌هاى اقناع‌آميز، مورد توجه قرار گيرد. به همين گونه، وقوف به اهميت نقش واسطهٔ ارتباط، بين فرستندگان و گيرندگان پيام‌ها، که براى ”رهبران عقايد“ در نظر گرفته مى‌شود، موجب شده است که ارتباط‌گران متکى بر نتايج ارتباط، از آن براى طرح‌ريزى بهتر استراتژى‌هاى اقناع جمعى استفاده کنند و به تأمين نيازهاى افراد براى همگرائى ارتباطى و همکارى در حل مسائل مشترک ،بى‌توجه بمانند.