در حالى که اکثر فعاليت‌هاى فردى يا ميان کنش‌هاى موجود در جامعه، به‌وسيلهٔ نمادهاى گفتارى و تصويرى انجام مى‌گيرد، بيشتر ارتباطات معنى‌دار نيز به شکل غيرکلامى صورت مى‌پذيرد. ارتباط غيرکلامي، انتقال معنى در غياب صداى نمادين يا باز نمود صدائى است. ارتباط غيرکلامى را عموماً زبان صامت مى‌خوانند.


بر طبق نظر دانکن، ارتباط غيرکلامى را به اين صورت مى‌توان طبقه‌بندى کرد:


۱. حرکات بدنى يا رفتار جنبشي: اين طبقه شمال ژست‌ها، اداها و ساير حرکات بدني، از جمله حالت چهره، حرکت چشم و حرکت وضعى است.


۲. فرازبان: اين طبقه، شامل کيفيات صدائى (انسان)، فقدان سلاست در گفتار، خنده، خميازه، و خرخر است.


۳. برداشت از مجاورت (مکان): اين طبقه، در برگيرندهٔ استفاده و درک و دريافت انسان از فضا يا مکان فيزيکى است.


۴. حس بويائي.


۵. حساسيت پوست به لمس و حرارت.


۶. استفاده از مصنوعات: اين طبقه شامل چيزهائى از قبيل لباس و لوازم آرايشي-زينتى است.


با اينکه بررسى علمى ارتباط غيرکلامي، در مرحلهٔ طفوليت خود قرار دارد، سه مورد (طبقه) نخست، اخيراً توجه قابل ملاحظه‌اى را از نظر پژوهشى به خود معطوف داشته و دائره معرفت در اين زمينه‌ها به طرز نمايائى گسترش يافته است. با هرکدام از طبقات مذکور، نام يک پژوهشگر پيشتاز و با اهميت، همراه شده است: رى بردويسل با جنبش‌شناسي، جرج تريگر با فرازبان و ادوارد.ت.هال با برداشت مکان. (لين).


ارتباط غيرکلامى پابند فرهنگ است. معنى اين سخن آن است که ارتباط غيرکلامى به‌طور غريزى در طبيعت انسان نيست. اين ارتباط، رفتارى است آموخته شده که از طريق فرآيند جامعه‌پذيرى غيررسمي، اکتساب و فراهم‌ آمده است. براى همين است که ارتباط غيرکلامى از يک فرهنگ تا فرهنگ ديگر، عملکرد و رفتارى مشخصاً متفاوت دارد.