معمولاً (به‌طور سنتي) فرآيند ارتباط به دو مقولهٔ کلى تقسيم مى‌شود: ارتباط ميان‌فردى و ارتباط جمعي. اما اخيراً همراه با افزايش توجه و پژوهش در امر ارتباط، زمينه‌يابى در دامنهٔ فعاليت‌هاى ارتباطي، نشان داده است که اين تقسيم دو ارزشي، دربرگيرندهٔ تمامى انواع ارتباط نبوده و اکثر فعاليت‌هاى ارتباطى جارى را نمى‌توان در يکى از دو مقولهٔ استاندارد طبقه‌بندى کرد.


آنچه از اين ميان برآمد، حوزهٔ سوم مطالعه يعنى ارتباط بينابين بود و آن، مربوط به حوزهٔ خاصى از فعاليت ارتباطى است که در فصل مشترک ميان ارتباط رودررو و ارتباط جمعى قرار دارد.


ارتباط بينابين از راه حضور يک آلت فنى که اغلب اوقات تحت شرايط محدود و با دخالت شرکت‌کنندگان قابل شناسائي، از آن استفاده مى‌شود، تشخيص داده مى‌شود. پس ارتباط بينابين، سطح واسطه يا ميانى ارتباط است که ويژگى‌هاى هر دو ارتباط ميان‌فردى و جمعى را دارد.


همانند ارتباط ميان‌فردي، معمولاً گيرندگان پيام در ارتباط بينابين از لحاظ تعداد، اندک هستند (غالباً، تنها يک نفر) و از نظر ارتباط‌‌گر شناخته شده؛ پيام در اکثر اوقات تحت شرايط محدود، منتقل مى‌شود (زيرا پيام براى همگان نيست). شرکت‌کنندگان به‌طور معمول از مشارکت فکرى که غالباً ملازم ارتباط ميان‌فردى است، برخوردار هستند. و دست آخر اينکه، الگوى کنش متقابل تا حد قابل توجهى ناساخته (بى‌ساختار) است.


از طرف ديگر، همچون موقعيت‌هاى ارتباطى جمعي، اعضاء گيرندهٔ پيام در ارتباط بينابين مى‌توانند نامتجانس بوده، و از نظر مکان تا حدود زيادى از يکديگر جدا باشند، پعنى پيامى يکسان را در مکان‌هاى فيزيکى متفاوت دريافت نمايند. پيام به‌سرعت انتقال يافته و بر اکثر گيرندگان پيام به‌طور هم‌زمان اثر مى‌گذارد. ممکن است ارتباط‌گر در محدودهٔ يک سازمان پيچيده عمل کند يا نکند، اما مجرائى که وى از آن استفاده مى‌کند، غالب اوقات، گران‌قيمت است. سرانجام، همچون ارتباط جمعي، ويژگى متمايز ارتباط بينابين، وجود يک آلت فنى براى انتقال پيام است.


ارتباط بينابين، شامل ارتباطات دور نقطه به نقطه (تلفن، تله‌تايپ، فکس، راديوى سيار، راديوى هوا به زمين ارتباط از طريق شبکه‌هاى کامپيوترى و غيره)، ارتباطات نظارتى از راه دور (رادار، بازنگرى آلودگى جوي، ماهوارهٔ هواشناسى و غيره) تلويزيون مداربسته (صنعتي، آموزشى و غيره)، فيلم‌هاى خانگى و بسيارى چيزهاى ديگر است.