ارتباط درون فردي، يک دادوستد ارتباطى است که در درون (وجود) شخص روى مى‌دهد. به‌طور خلاصه، اين ارتباط حرف زدن با خود است.


ارتباط درون فردى از آن روى امکان‌پذير مى‌شود که انسان مى‌تواند با استفاده از نمادهائى که در ارتباط خويش به کار مى‌گيرد، موضوع يا منظور خودش واقع شود. از طريق اين نمادها است که آنچه انسان ”به ديگران مى‌گويد مى‌تواند همان معنى و مفهوم را براى خودش داشته باشد که براى ديگران دارد.“ (دانکن)


با اينکه تمامى انواع ارتباط، تا حدى ارتباط درون فردى است (يعنى معانى درگير در هر ارتباطى همواره در معرض تعبير شخصى خود ما است) اما مفهوم ارتباط درون فردي، به‌عنوان مفهومى مشخص و متمايز، براى بسيارى از دانش‌پژوهان اين جنبه از موضوع و عنوانى گسترده‌تر (ارتباط) سودمند خواهد بود: ”فرآيند رمزگذارى - رمزگشائى که به هنگام انتظار کشيدن انسان در تنهائي، بيرون اطاق عمل رخ مى‌دهد يا درون‌نگرى او نسبت به يک مصيبت شخصي، خود نوعى ارتباط به قدر کافى متمايز است که نيازمند تحليلى جداگانه است. به همين دليل، بهتر است ارتباط درون‌فردى را به بهره‌بردارى از اشارت درون شخص که در غياب ديگر مردمان رخ مى‌دهد، محدود کرد (اگرچه ممکن است اين اشارات، حضورى نمادين در تخيل شخص داشته باشد). بدين ترتيب، محمل (عرض) اين ارتباط، محصور در تنها يک شخص است که با محيط خويش بده و بستان دارد و هم او است که آنچه را مقاصدش ايجاب کرده، مى‌بيند و آنچه را که اندامگان او پذيرفته، حس مى‌کند و نشانه‌ها را بر طبق پويش شخصيت خويش تداعى و به يکديگر پيوند مى‌زند“. (بارنلاند)


اين تمايز به ارتباط درون فردى اجازه مى‌دهد تا در سلک زنجيره‌اى از انواع ارتباط که شامل ارتباطات درون فردي، ميان فردي، بينابين و جمعى مى‌شود، درآيد.