ارتباط ميان‌فردي، ارتباطى است مستقيم بين دو نفر يا تعداد بيشترى از افراد که در مجاورت فيزيکى قرار دارند. طى اين ارتباط، تمامى حواس پنجگانه مى‌تواند به کار گرفته شود و پس‌فرست آنى و بلاواسطه در جريان کار حضور دارد.


يکى از مفاهيمى که به گستردگى در اين زمينه از آن استفاده مى‌شود (مفهومى منطبق با نظر هاولند)، ارتباط ميان‌فردى را به مثابهٔ کنش متقابلى تعبير مى‌کند که طى آن يک شخص (ارتباط‌گرا) انگيزه‌هائى (معمولاً نمادهاى کلامي) را جهت تعديل رفتار ديگر اشخاص (ارتباط‌گيرها)، در موضع رودررو، ارسال مى‌کند.


سال‌ها پس از هاولند، بارنلاند پنج خصلت ويژه را براى اين نوع فعاليت ارتباطى بر مى‌شمارد:


۱. در وهلهٔ نخست، يک مشغوليت يا تعهد ادراکي-دريافتى از جانب دو يا تعداد بيشترى از اشخاص که در مجاورت فيزيکى قرار دارند، مشاهده مى‌شوند. اين تماس يا برخورد اجتماعى آغازين، با اينکه براى ارتباط ميان‌فردى زيربنائى ناقص است، اما نسبت به اين نوع فعاليت خود يک پيش‌نياز به شمار مى‌آيد.


۲. تعهد ادراکي-دريافتي، وابستگى متقابل ارتباطى را فراهم مى‌آورد که آن نيز به نوبهٔ خود به کنش متقابل متمرکز (کانون تمرکز واحدى از توجه ادراکى و بصري، مثل آنچه که در محاوره ديده مى‌شود) ميدان مى‌دهد. در کنش متقابل متمرکز، هرکدام از شرکت‌کننده‌ها، اشاراتى را در پاسخ مستقيم به اشارات شرکت‌‌کننده‌هاى ديگر، عرضه مى‌کند.


۳. اين کنش متقابل متمرکز از طريق مبادلهٔ پيام‌ها پيش مى‌رود. در اين مبادله، شرکت‌کنندگان اشاراتى را به يکديگر عرضه مى‌کنند که بنا به تصور آنها طرف ديگر، آنها را به‌عنوان اشارات مقصود، تعبير خواهد کرد؛ اشاراتى که پيام موردنظر را به طرف‌هاى ديگر مى‌رساند.


۴. کنش متقابل براساس وضعيت رودررو قرار دارد. به همين جهت، مى‌توان از تمامى حواس (پنجگانه) در آن بهره گرفت، و شرکت‌کنندگان مى‌توانند به‌طور کلى با يکديگر مواجه شوند.


۵. سرانجام، موضع ميان‌فردى عمدتاً ناساخته يا بى‌ساختار است. تنها قواعد اندکى بر تواتر، شکل، يا محتواء پيام‌هاى ميان‌فردى حاکم است.


به‌طور خلاصه، بنا به گفته بارنلاند، مطالعه در باب ارتباط ميان‌فردى با پژوهش در اوضاع و احوال، و نهادهاى اجتماعى بالنسبه غيررسمى مربوط مى‌شود، نهادهائى که در آنها اشخاص، با مواجهه رودررو، کنش متقابل متمرکزى را از طريق مبادلهٔ دوجانبهٔ اشارات کلامى و غيرکلامي، اختيار مى‌کنند.