از لحاظ تاريخي، کهن‌ترين پژوهش‌ها در زمينهٔ ارتباطات سياسي، متعلق به انديشمندان يونان باستان است که گورجياس (Gorgias) اثر معروف افلاطون در رأس آنها قرار دارد. اين کتاب که فلاطون، نام يک سوفيست را بر آن نهاده است، دربارهٔ فن سخنورى براى دستيابى به قدرت نوشته شده است. افلاطون، اين موضوع را با قلمى نقّاد مورد بررسى قرار داده است. اثر ديگر به نام ريطويقا (Rhetoric) متعلق به ارسطو، پژوهشى است در زمينهٔ فن بيان که مى‌توان آن را مترادف ارتباط دانست. کتاب معروف ديگر، تحت عنوان ”شاهزاده“ متعلق به ماکياول است. او در اين کتاب، با واقع‌بينى خاصى به تشريح قدرت‌هاى سياسى و چگونگى حفظ آن پرداخته است. ماکياول معتقد است که ”زمامدار اگر بخواهد باقى بماند و موفق باشد، نبايد از شرارت بهراسد و از آن احتراز کند؛ زيرا بدون شرارت، حفظ حکومت ممکن نيست. هيچ معيارى جز موفقيت زمامدار و افزايش قدرت او وجود ندارد.


زمامدار براى نيل به حفظ آن مجاز است به هر عملى از زور و حيله و غدر و خيانت و تقلّب و نقض عهد دست زند (۱) “. اما از قرن شانزدهم تا قرن هيجدهم، در اثر تحولات عظيم اجتماعي، نظير فعاليت مطبوعات، چارچوب زندگى و روشنفکرى در هم ريخت. در اين دوران، انديشمندانى مانند توماس هابس، جان لاک و ژان‌ژاک روسو، نظريات جديدى در زمينهٔ آزادى‌هاى سياسى عرضه کردند که اين نظريات سياسى امروزه کمک شايان توجهى در امر توسعهٔ فرهنگ سياسى مى‌کنند. در اين دوران، کندرسه(Condorcet) (۱۷۴۳-۱۷۹۳) و ديگران، تاريخ را حديث حماسهٔ خرد و داستان پيشرفت فکر بشر مى‌دانستند و بر آن بودند که خردورزي، رشد آزادى بشر را هموار خواهد کرد. حقيقت و آزادى همگام با يکديگر رشد مى‌کنند (۲) “. در واقع، تحولات اقتصادى و جنبش‌هاى سياسى نيمه دوم و به‌ويژه نيمهٔ نخست قرن نوزدهم، شئون مختلف زندگى سياسى اجتماعى را در هم مى‌نوردد و در آنها تزلزل و اضطراب پديد مى‌آورد و سبب نظريه‌پردازى‌هاى سياسى مهمى مى‌شود.


(۱) آشوري، داريوش ”فرهنگ سياسي“ ص ۱۵۳-۱۵۲، انتشارات مراواريد، تهران، ۱۳۵۱.


(۲) اسپريگن، توماس ”فهم نظريه‌هاى سياسي“ ترجمهٔ فرهنگ رجائي، ص ۴۵.


در چنين شرايطى است که نوشته‌هاى افرادى نظير کارل مارکس و جان استوارت ميل و ديگران شکل مى‌گيرد. در اين هنگام، مارکس اثر برجستهٔ خود به نام ”ايدئولوژى آلماني“ (۱۸۳۲) را به رشته تحرير درمى‌آورد. او در اين کتاب، تأثير ايدئولوژى را بر روابط عمومى مورد بررسى قرار مى‌دهد و نشان مى‌دهد که چگونه ايدئولوژى هيئت حاکمه در هر جامعه، ايدئولوژى مسلط آن جامعه به شمار مى‌رود. در همين دوران، اثر معروف ديگرى از استوارت ميل تحت عنوان ”نظام منطق“ که کتابى است در زمينهٔ ارتباطات سياسى منتشر مى‌شود. او در اين کتاب، ساخت استدلالى ترغيب را مورد مطالعه قرار مى‌دهد. کتاب ديگرى که در زمينهٔ ارتباطات سياسى نوشته شده و به عصر ما نزديک است، کتاب ”چه بايد کرد؟“ اثر لنين است. او در اين کتاب، توسعهٔ وسايل ارتباط جمعى را عاملى مى‌داند که به وسيلهٔ آن مى‌توان به ”نظام اجتماعى به‌عنوان پديدهٔ عصر جديد تسلط پيدا کرد (۱) “ با آغاز قرن بيستم، پژوهشگران بى‌شمارى در کشورهاى مختلف مانند آمريکا، انگلستان، شوروى و آلمان، از طريق روش تحليل محتواء (۲)، سخنرانى‌هاى عمومى و سياسي، نامه‌هاى شخصى و به‌طور کلى تمام پيام‌هاى سياسى را مورد بررسى قرار دادند.


(۱) Mcquail Denis “Socialogy of Mass Communication” p.43 Penguin Books.1972.


(۲) روش تحليل محتوا Content Analysis ريشه در اعصار گذشته دارد، و سرودها و کتاب‌هاى مذهبى و پيوسته مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.


در سال ۱۹۳۰ هارولد لاسول، از روش تحليل محتواء براى مقايسهٔ تبليغات سياسى و نتايج آن در زمان‌ها و مکان‌هاى مختلف استفاده کرد. او در اين پژوهش، از نمادهاى سياسى که به وسيلهٔ پنج روزنامهٔ مهم در پنج کشور به مدت شصت سال به کار برده شده بود، بهرهٔ فراوان جست. از اين تاريخ، تحليل محتواء از روزنامه‌ها به راديو و تلويزيون، کتاب، شعر و تبليغات نيز تعميم يافت. از سال‌هاى دههٔ ۱۹۴۰ به بعد، چند آژانس در اروپا و آمريکا تبليغات کشورهاى در حال جنگ را از طريق رسانه‌هاى آنها مورد تجزيه و تحليل قرار دادند و کوشيدند برنامه‌هاى خط‌‌ مشيء دشمن را مشخص و پيش‌بينى کنند. از اين‌رو مطالعه سخرانى‌هاى سياسى و تحليل محتواى آنها رواج بسيارى پيدا کرد. در سال ۱۹۴۰ لاسول و ليتز (Leittes) با کمک يکديگر، تئورى‌هاى تحليل محتواء و روش‌هاى آن را تدوين کردند و در زمينه تبليغات سياسى به کار گرفتند. به‌طورى که در جنگ جهانى دوم، تحليل محتواء که بر پيام‌هاى پخش شدهٔ دشمن صورت مى‌گرفت و توسط آمريکائى‌ها و انگليسى‌ها براى منحرف ساختن تبليغات نازى‌ها انجام مى‌‌شد، مورد توجه قرار گرفت. همچنين در انتخابات رياست جمهورى ۱۹۴۰ ايالات متحده، رأى‌دهندگان حوزهٔ انتخاباتى آراء در ايالت اوهايو بايد تصميم مى‌گرفتند که يا به روزولت که براى سومين بار، خود را نامزد رياست جمهورى کرده بود و يا به واندل ويلکى نامزد حزب جمهورى خواهان رأى دهند و يا آنکه از خير رأى دادن بگذرند.


پروفسور پل لازار سفلد، رئيس واحد پژوهش دانشگاه کلمبيا، در جريان يک بررسى مى‌کوشد تا عوامل مؤثر در تصميم‌گيرى آنان را مشخص سازد. نتيجهٔ اين بررسي، گزارشى است در قريب به دويست صفحه که تأثيرى بسيار عظيم در ابعاد نظرى و عملى سياست ايالات متحده به جا گذاشت. از آن تاريخ به بعد، بررسى در زمينهٔ ارتباطات سياسى متداول شد که از آن جمله مى‌توان به آثار اوليهٔ کارل دويچ، به‌ويژه‌ دربارهٔ ”مدل‌هاى ارتباطى در علوم اجتماعي“ (۱۹۵۲)، ”ملى گرائى و ارتباطات اجتماعي“ (۱۹۵۲)و ”جامعهٔ سياسى در سطح بين‌المللي“ (۱۹۴۵) اشاره کرد. بدين ترتيب از جنگ جهانى دوم تاکنون، پژوهش در زمينهٔ ارتباطات سياسى در سطح ملى و بين‌المللي، توسط افرادى مانند لوسين پاى (Lucian Pye)، دانيل لرنر (Daniel, Lemer)، ريموند بوئر (Raymand Baure)، گابريل آلموند (Almond, Gabriel)، و... بالا گرفت؛ تا آنجا که امروزه، ارتباطات سياسى به‌عنوان يکى از دروس رشتهٔ ارتباطات و علوم سياسى به حساب مى‌آيد.