در برخى از وسايل همچون کتاب، کار گزينش دشوار نيست. چه نويسنده از وقت و فرصت کافى جهت اعمال معيارها و گزينش داده‌ها و اخبار برخوردار است، ليکن در مورد راديو، روزنامه يا تلويزيون چنين نيست. مسئول صحنه‌اى را تجسم کنيد که از يک حادثه به‌‌طور زنده فيلمى پخش مى‌کند، چندين دوربين در کار هستند، هر يک بخشى از صحنه را به تصوير مى‌کشد، او در کمترين زمان ممکن بايد از بين همهٔ اين داده‌ها ( تصاوير) يکى را برگزيند و در کانال قرار دهد، و در همين زمان اندک بايد همه معيارها را رعايت کند، به خواست و سليقهٔ بينندگان پاسخ دهد و تأميّت صحنه را مراعات نمايد. مثال ويلبور شرام در مورد مشکل سرعت در کار گزينش جالب است. او مى‌نويسد: ”يک ويراستار خبر در يک روزنامه با مشکلاتى بسيار روبه‌رو است. يک روزنامه با مشکلاتى بسيار روبه‌رو است.


يک روزنامه عصر ممکن است، حدود ۴۰۰،۰۰۰ کلمه يا ۲۵۰۰ مضمون دريافت دارد که بايد از بين آنان ده درصد را برگزيند، او بايد تمامى اين اقدام را (طرد ۲۲۵۰ مضمون و ۳۶۰،۰۰۰ کلمه) ظرف چند ساعت بعدازظهر قبل از انتشار روزنامه به انجام رساند“ (W.Schramm: Men, Message and Media:p:141) توصيف بگديکيان از يک روزنامهٔ عصر از اين هم دقيق‌تر است او در اثرش ”ماشين‌هاى خبرى و اثرات آنان بر انسان‌ها و وسايل خبري“ مى‌نويسد: ”بين ساعات شش صبح تا يک بعدازظهر اين ”دروازه‌بان“ ۱۱۰،۰۰۰ کلمه يا خبر را مورد پردازش (Process) قرار داد که ۵،۰۰۰ کلمهٔ آن مربوط به اخبار محلى بود. او تصميم گرفت ۲۰،۰۰۰ کلمه را برگزيند، در خلال همين مدت، او ۹۶ عکس را مورد بررسى قرار داد و از بين آنان ۱۶ عدد را برگزيد. همچنين در همين چند ساعت شمارى از مطالب روزنامه را به بررسى نهاد و جهات مثبت يا منفى آن را سنجيد. پس از آن، طرح صفحات روزنامه را مورد توجه قرار داد و تصميم‌ نهائى را در همين مدت در مورد تمامى آنان اتخاذ کرد. او درصدد به‌هنگام‌سازى و بازنويسى نوشته‌ها برآمد، با خبرنگاران و ديگران به گفتگو پرداخت و تمامى اين فعاليت‌ها در خلال هفت ساعت يک روز صورت يافت“.


Bagdikian: The information machines: their impact on men and the media: p:99


تعدد وظايف، تنوع کارها و در عين حال سرعت لازم در انجام آنها در کار وسايل ارتباطى در عصر سرعت، از خلال اين سطور به خوبى ديده مى‌شود.