هرچند بى‌هيچ شبهه انجام تمامى فعاليت‌هاى اشاعه (۱) (Diffusion) از جمله گزينش داده‌ها در سرعتى بى‌سابقه مشکل اساسى کار وسايل خبرى سريع (۲) (Speed media) است، ليکن، امکانات بيشتر آنان در کار جمع‌آورى داده‌هاى خبرى و هم سطح داده‌ها در زمره امتيازات آنان به شمار مى‌رود. مطالعه معروف لانگ‌ها از رژهٔ مک‌آرتور (۳) (Mac Arthur) در شيکاگو نشان‌دهنده تمايز گزينش فردى از حوادث يک صحنه و گزينش تلويزيون است. لانگ‌ها در اثر خود ”چشم‌انداز منحصر به فرد تلويزيون“ نشان دادند که يک صحنه معين، زمانى که از تلويزيون ديده مى‌شود و يا به‌طور بيواسطه، دو جلوهٔ متمايز مى‌‌يابد. کسانى که در رژه معروف مک‌آرتور حضور داشتند از جهات مختلف با آنان که از تلويزيون به تماشاى آن نشستند، تمايز يافتند:


(۱) منظور توليد، توزيع و پخش داده‌هاى خبرى است به هر صورت:گفتار، نوشته، گفتگو و...


(۲) وسايلى که بايد در اسرع وقت اخبار و اطلاعات را به استفاده‌کنندگان (Audience) برسانند. اين وسايل در برابر وسايل آرام نظير کتب قرار مى‌گيرند که نويسنده در تهيه آن فرصت کافى دارد و داده‌ها با برخورد با يکديگر تصحيح مى‌شوند و با گذشت زمان صحت و سقم آنان روشن‌تر مى‌گردد.


(۳) فرماندهٔ قواى آمريکا در خاور دور که ورود پيروزمندانهٔ او به آمريکا شور و هيجان بسيار برانگيخت.


- بينندگان حاضر در صحنه، هم داده‌هاى کمترى در اختيار داشتند و هم به طريق اولى اطلاعاتى ساده‌تر، چه، فقط جزء کوچکى از صحنه را ديدند. به‌عنوان مثال، گروهى چند که در دروازه‌هاى شيکاگو گرد آمده بودند، بعد از ساعت‌ها انتظار فقط يک لحظهٔ گذر مک‌آرتور را ملاحظه کردند. در حالى که تماشاگران تلويزيون توانستند تمامى را از آغاز تا پايان ببينند، زواياى حساس و مهمّ رژه را ملاحظه کنند و انديشه‌اى از تماميت رژه به‌دست آورند. هرچند در جريان اين همه‌ داده‌ها کار گزينش دروازه‌بان خبرى دشوار بود، ليکن تعداد و تنوع داده‌هاى آنان غناى بيشتر وسيله ارتباطى را مشخص مى‌ساخت. گذشته از اين، صحنه‌هاى رژه که از طريق تلويزيون پخش مى‌شدند، داراى کيفيت بالاترى بودند، دوربين‌ها مى‌توانستند در دل صحنه‌ها رخنه کنند و هرآنچه بعد تاريخى داشت، ببينند و ضبط کنند.


- با اين همه، نبايد فراموش کرد که گزينش حضورى داده‌هاى خبرى با حضور در جمع انسان‌هاى در صحنه حائز تأثيرى است که مشاهدهٔ صحنه مزبور از طريق تلويزيون فاقد آن است. چه، از طرفى فرد حاضر در صحنه به ميل خود داده‌هاى حائز اهميت را برمى‌گزيند، در ثانى حضور مستقيم در يک صحنهٔ هيجان برانگيز (نظير رژهٔ استقبال يا مسابقه و...) به پيدائى انبوه خلق٭ (Crowd) مى‌انجامد که در درون آن هيجانات به خوبى انتقال مى‌پذيرند، سرايت مى‌کنند و تراکم مى‌يابند و حال آنکه وجود وسايل واسطه اين انتقال و تراکم هيجان را کاهش مى‌دهد.


٭ اين مفهوم توسط گوستاولوبن رواج يافت.انبوه خلق موجد ارتباطات مستقيم، بازتابى و احساس‌برانگيز است. ليکن نبايد همانند لوبن تصور رود که هر انبوه خلق وحشى است و پيدائى انبوه خلق مظهور توحش انسان‌ها است، بلکه بايد پذيرفت که در انبوه خلق ميزان احساس مسئوليت کاهش مى‌پذيرد، هيجانات سخت تسرى مى‌پذيرند، فرد قادر به اعمالى خطير مى‌شود، اما همين افرادى که تشکيل‌دهندهٔ انبوه خلق هستند، اگر از قبل زمينه‌هاى نژادپرستانه يافته باشند تمايل به انجام اعمالى چون مثله کردن سياه (Lynching) خواهند يافت، در حالى‌که اگر برعکس زمينه‌هاى انسان دوستى در آنان پديد آمده و تقويت شده باشد، همين افرادحماسه‌هائى از ايثار خواهند آفريد.