اگر به تعريف کاملى از ارتباط دست يابيم افزودن صفت توده ”Mass“ به آن، قضيه را حل مى‌کند. ولى فقط براى کمى تفکر در اين مورد، سؤال‌هاى زير را مطرح مى‌نمائيم:


سادنى‌هيد مى‌گويد: ”ترکيب گيرندگان بسيار متنوع است“( Head, 1972, p105) در حالى‌که مى‌دانيم هميشه چنين نيست. مثلاً يک روزنامهٔ عمومى و پرتيراژ، داراى گيرندگان بسيار متنوعى است. اما يک مجلهٔ علمى کاملاً تخصصى مثلاً مجلهٔ ارتباط گفتارى (Speech communication) که به‌وسيلهٔ گروهى خاص مطالعه مى‌شود و در واقع گيرندگانى بسيار طبقه‌بندى شده دارد، برخلاف گفتهٔ سادنى‌هيد، ترکيب گيرندگان آن بسيار متنوع نيست. تيراژ مجلهٔ مذکور نيز تيراژ در حد يک روزنامهٔ عمومى يکى از کشورهاى جهان سوم مى‌تواند باشد. حال اين سئوال پيش مى‌آيد که آيا کار مجلهٔ مذکور ارتباط جمعى نيست؟ يا مثلاً کار مجلهٔ مذکور که در مقابل آن روزنامهٔ فرضى جهان سوم داراى تيراژ مشابهى است کمتر ارتباط جمعى است؟


سئوال‌هاى ديگرى نيز پيش مى‌آيد. مثلاً در تعريف ژوزف تى کلاپر يا در همان خصايص ذکر شده از سوى سادنى‌هيد آمده است: ”توزيع پيام سريع است“. حال اين سؤال مطرح مى‌شود که اگر فرضاً کتابى با تيراژ بيست‌ هزار نسخه منتشر و تا فروش آخرين نسخهٔ آن دو سال طول بکشد در مقابل روزنامه‌اى که با همان تيراژ، ظرف يک روز توزيع مى‌شود چه وضعى دارد؟


يا در مورد نوشتهٔ ابراهيم رشيدپور آمده است که ارتباط وقتى ارتباط جمعى است که جنبهٔ گذران داشته و براى مصرف در زمان حاضر تهيه شده باشد.


آيا هميشه همين‌طور است؟ مثلاً مجلهٔ ايرانى سخن، جنبهٔ گذران دارد و الزاماً براى مصرف در زمان حاضر تهيه شده است؟ اين مجله پس از سال‌ها با همان متن عيناً تجديد چاپ شد و سريعاً فروش رفت، در حالى‌که خريداران آن نه کلکسيونرهاى روزنامه‌‌هاى عتيقه بودند و نه مورخين تاريخ مطوعات. البته، در کنار مجلهٔ سخن، روزنامه‌هائى هستند که دقيقاً تعريف ذکر شدهٔ ابراهيم رشيدپور را دارند و فرداى انتشار، تقريباً جنبهٔ کاغذ باطله را پيدا مى‌کنند. حال آيا مجلهٔ سخن يک وسيلهٔ ارتباط جمعى نيست؟


در تعريف رايت مى‌بينيم که آمده است: ”ارتباط‌گر تمايل دارد که ارتباط جمعى درون سازمان پيچيده‌اى که ممکن است هزينهٔ زياد داشته باشد عمل کند“( Wright, 1972). خواندن اين بخش از تعريف رايت اين احساس را ايجاد مى‌کند که وى به اين قضيه صرفاً بر اساس جامعه و نظام آمريکا نگاه کرده است. در بسيارى از کشورهاى جهان مانند ايران، هنوز روزنامه‌هائى هستند که با حروف‌چينى دستي، در چهار صفحه با تک اتاقى به‌نام دفتر روزنامه و حداکثر يک يا دو کارمند منتشر مى‌شوند. بدون اينکه در يک سازمان پيچيده جاى گرفته باشند.


مقدمه‌اى از يک تحقيق، بخش آخر تعريف رايت از ارتباط جمعى دچار ترديد مى‌کند. در آغاز گزارش تحقيقى با عنوان ”ديوار نوشته‌هاى دوران انقلاب“ آمده است:


از تابستان سال ۱۳۵۷، ديوارهاى شهرها و حتى روستاهاى ايران نقش وسايل ارتباط جمعى سنتى را ايفاء کرد و هزاران شعار با قلم‌‌مو، رنگ، اسپري، ماژيک، گچ، زغال، مداد و خودکار و حتى خون بر ديوارها نقش بست. چراکه مردم، وسايل ارتباط جمعى مدرن را براى قصد و نيت خود در دسترس نداشتند.


شايد با اطمينان بتوان گفت که در تمام طول تاريخ اين کشور، هرگز در يک چنين سطح وسيعى و با چنين حجمي، ديوارها جائى براى پيام دادن به مردم نشده بود. در آن سال، ديوارهاى ساختمان‌ها، کيوسک تلفن، در و تابلوى مغازه‌ها و حتى تابلوهاى راهنمائى و رانندگي، جاهاى ثابتى بود که به‌وسيلهٔ مردم روى آنها پيام نوشته مى‌شد. گاهى نيز شعارها، روى وسايل نقليه و حتى آمبولانس‌ها نقش مى‌بست...


اگرچه، عنوان وسيلهٔ ارتباط جمعى سنتى را به اين ديوار نوشته‌ها داديم ولى اين مجموعه، چه از نظر تعداد گيرندگان پيام و چه از نظر محتوا چندان تفاوتى نيز با وسايل ارتباط جمعى مدرن مانند مجله يا روزنامه نداشت. در اين مجموعه نوشته‌ها، خبر، اطلاعيه، تفسير، نوشته‌هاى ادبي، شعر، طنز، کاريکاتور و عکس ديده مى‌شد(محسنيان‌راد، ۱۳۶۰، ص ۵).


وسايل ارتباط جمعى و در کنار آنها، وسايل ارتباط ميان‌فردي، گروهى و جمعى در حال پيشرفت‌هاى چشمگيرى هستند. اما مى‌بينيم که اگر مردم در شرايط خاص قرار بگيرند، به‌سرعت از وسايل بسيار ابتدائى نيز براى ارتباط جمعى استفاده مى‌کنند.


به هرحال، تعيين هر صفت ديگرى به جزء انبوه، توده جمعى يا اجتماعى براى اين‌نوع ارتباط شايد کار صحيحى نباشد. (واژهٔ جمعى در زبان فارسى جاافتاده است اگرچه واژه‌هاى فارسى ديگرى مانند توده نزديک‌تر به لغت mass وجود دارد).


در انتها باز هم يادآورد مى‌شويم که اگر به تعريفى جامع و مانع براى ارتباط دست يابيم، تعريف ارتباط جمعى کار ساده‌ترى است.


باتوجه به تعريف ارتباط:


ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال پيام از سوى فرستنده براى گيرنده، مشروط بر آنکه در گيرندهٔ پيام مشابهت معنى با معنى موردنظر فرستندهٔ پيام ايجاد شود.


براى ارتباط جمعى نيز تعريف همين است، فقط به‌جاى گيرندهٔ پيام بايد گيرندگان پيام نوشت.


اگر در اينجا نيز معنى موردنظر فرستنده يا فرستندگان پيام (ممکن است سرمقالهٔ يک روزنامه را فقط يک نفر بنويسد و عيناً چاپ شود، در حالى‌که يک سريال تلويزيونى از مشارکت عده‌اى آفرينندهٔ پيام به‌وجود مى‌آيد.) را با M و معنى متجلى شده در هر يک از گيرندگان پيام را با ´M نشان دهيم و تعداد فرستندگان را با n (اگر يک نفر باشد n=۱ خواهد بود) و گيرندگان پيام را با ń نشان دهيم. ارتباط وقتى کامل برقرار خواهد شد که رابطهٔ زير برقرار باشد:


(∑ M) / n = (∑ M´) /ń
يا
(N ∑ M´) / (N´∑ M) = ۱ ار تباط کامل


رسيدن به چنين نسبتى در ارتباط جمعى بسيار دشوار و تقريباً غيرممکن است. آنچه عملاً روى مى‌دهد کمتر از عدد يک است.


( (n ∑ M´) / (n´∑ M) ) < ۱ ارتباط
( (n ∑ M´) / (n´∑ M) ) = ۰ عدم ارتباط
( (n ∑ M´) / (N´∑ M) ) > ۱ ارتباط + ارتباط با خود


به‌عبارت ساده‌تر، در ارتباط جمعى مهم اين است که معنى مشابه معنى موردنظر فرستنده پيام در ذهن تعداد بيشترى از گيرندگان پيام متجلى شود. هرچه درصد اين تعداد بيشتر شود، آن ارتباط کامل‌تر است.


در ارتباط جمعى نيز متجلى شدن معنى مشابه معنى موردنظر فرستنده يا فرستندگان پيام چقدر بعيد است. ضمن آنکه وسايل ارتباط جمعى بى‌توجه به مسئلهٔ مشابهت معنى ممکن است کار ارتباطى خود را درست انجام ندهند.


بنابراين، در تعريف ارتباط جمعى مى‌توان گفت، ارتباط جمعى يا عمومي، انتقال اطلاعات با وسايلى (نظير روزنامه، کتاب، امواج راديو، تلويزيونى و غيره) براى گروه غيرمحدودى از مردم با سرعتى زياد انجام مى‌گيرد. ويژگى‌هاى اين نوع ارتباط عبارتند از:


- پيام‌گيران ناآشنا، پراکنده


- بازگشت پيام يا بازخورد با تأخير


- سرعت عمل زياد


- تکثير پيام


- ارتباط سطحى و ناپايدار.