تکثر وسايل ارتباط جمعى (راديو، تلويزيون، سينما، تئاتر، کتب و روزنامه‌ها) و تنوع دورنى هر يک از آنان (تعدد روزنامه‌ها، راديوها و...) از طرفي، موجب کوچک شدن و قابل حمل شدن اين وسايل شد و از طرف ديگر، موجبات تشعب تازه‌اى بين مردم را فراهم مى‌سازند. تصور يک واحد کوچک نظير خانواده همين مراحل را مشخص مى‌دارد:


مرحله اول: خانواده با برخورد با وسايل ارتباط جمعى (مثلاً تلويزيون) بعدى تازه مى‌يابد. به اين ترتيب در خانه مى‌توان نه تنها استراحت کرد، بلکه از اخبار جهان نيز اطلاع يافت و حتى آموزش رسمى نيز يافت ٭ در ساعاتى خاص (اوايل شب) تمامى افراد در يک فضا (هال خانه) جمع مى‌شوند و از منبعى واحد کسب پيام‌هائى مى‌نمايند که با کمى اغماض مى‌توان فرهنگى در معناى وسيع آن خواند. بدينسان همگى به نوعى تشابه دست مى‌يابند و خواست‌ها و سليقه‌‌هاى آن بالنسبه يکسان مى‌شوند.


٭ در برخى از کشورها، از جمله فرانسه، برنامه درسى اساتيد نيز در مواردى از طريق راديوپخش مى‌شود. بدين‌قرار يک دانشجو نيز براى شرکت در کلاس استاد خود مجبور نيست از خانه خارج شود.


مرحله دوم: افزايش سطح زندگى و قدرت خريد افراد خانه به همراه تعدد و تنوع برنامه‌هاى راديوئى و تلويزيوني (۱) و وجود دستگاه‌هاى راديوئى و تلويزيونى در ابعاد کوچک موجب مى‌شود که هرکس در اتاق خود راديو و تلويزيون کوچک خويشتن را جاى دهد و از آن استفاده کند. به همراه اين حرکت روزنامه‌ها و مجلات نيز امکانات بيشترى در راه تنوع مى‌يابند. مجلات خاص پزشکان، دندانپزشکان و غيره به‌وجود مى‌آيند که هر يک آخرين داده‌هاى رشته موردنظر خود را براى متخصصان آن عرضه مى‌کند. به اين ترتيب مدرسه‌اى بدون ديوار آموزش مستدام (۲) (Permaanent Education) انسان‌ها را تضمين مى‌نمايد.پس،بار ديگر دوران تنوع و تمايز آغاز مى‌شود، ليکن اين دوران با دوران پيش يکسان نيست. بدين معنى که بارديگر به دورانى باز نمى‌گرديم که در آن قبايل گوناگون جدا از يکديگر در لاک و پوسته خويش به سر مى‌بردند.(۳)


(۱) در برخى از کشور يک شبکه تلويزيونى در ۱۴ کانال برنامه پخش مى‌کند که هر کانال تلويزيونى به پخش برنامه‌هاى مورد علاقه‌ٔ قشر خاصى از جامعه مى‌پردازد.


(۲) از رسالت‌هاى اساسى وسايل ارتباط جمعى و تمايز آن از آموزش مقطعى مدرسه است. حرکت سريع تکنولوژى جديد لزوم چنين آموزشى را اجتناب‌ناپذير مى‌سازد.


(۳) برخلاف آنان که در حرکت تاريخ به دوران‌هاى بسته مى‌انديشند که بازگشت به مرحله‌اى خاص از تاريخ و عود تاريخى را مى‌‌رساند، بر اين انديشه‌ايم که در شرايطى چند، شاهد نوعى حرکت مارپيچى تاريخ خواهيم بود. بدين معنى که دوران‌هائى با دوران‌هاى پيشين به نوعى تشابه مى‌‌يابند، بدون آنکه دوران پيشين عيناً تکرار شود. برخى چون ماکس‌وبر بر اين اعتقاد هستند که حتى نظام‌هاى جهانى نيز قابل تکرار نيستند. او زمانى که پيدائى سرمايه‌دارى را در اروپاى غربى به تحليل مى‌نهاد و علل بنيادى تکوين آن را در اثر برجسته‌اش ”روحيه سرمايه‌دارى و اخلاق پروتستان‌ها“ کنکاش مى‌نمود، به اين نتيجه رسيد که سرمايه‌دارى در آغاز با آنچه امروز با نام سرمايه‌دارى ارشادى با هدايت شده خوانده مى‌شود هرگز يکى نيست. اين مطلب يعنى عدم تکرار تاريخ بدين معنى نيست که تاريخ آموزگارى شايان توجه نخواهد بود. بشر بايد همواره از تاريخ عبرت گيرد و اشتباهات تاريخى را تکرار نکند، ليکن منتظر آن نباشد که در بحبوحهٔ تحول تند زير ساخت (شرايط مادى و ابزارى هستي) عيناً تمامى يکى جامعه پيشين تکرار شود.


در دوران ارتباطات الکترونيک، چندگانگى ساکنان يک ملت به پيدائى قبيله‌گرائي٭ (Tribalism) که در آن هر گروه يا قبيله داراى فرهنگى خاص و بدون هرگونه وجه تشابه با همسايگان خود باشد، منجر نخواهد شد، بلکه موجد پيدائى عصرى در حيات تاريخى يک ملت است که در آن ارکان فرهنگ کل يا ملى پا گرفته‌اند، ليکن گروه‌‌هاى مختلف يک جامعه ضمن احراز همگنى نسبى با يکديگر و آگاهى از آن و کوشش در راه حراست از آن به نوعى هويت گروهى (Group Identity) خود را پديد آورده رشد و قوام مى‌بخشند. اين تعدد و تنوع گروهى و فرهنگ‌هاى متنوع ناشى از آن، چنانچه در درون يک جامعه درست هدايت شود، از جانبى از فرهنگ توده‌ها (Mass Culture) متمايز خواهد بود، از جانب ديگر از فرهنگ خواص (Elite Culture). جمع‌سازى در دورانى نضج مى‌يابد که مشخص‌کننده اولين برخورد جامعه با وسايل ارتباط جمعى است و در آن تنوع نسبى جامعه ناپديد مى‌شود. فرهنگ خواص شاخص جامعه‌اى است داراى شکاف طبقاتي، با تکوين اريستو کراسى از سوئى و رنجبران (Proletariat) از سوى ديگر؛ همزيستى استکبار و استضعاف در کنار يکديگر با تفويض امتيازات اساسى جامعه به گروه اول. اين هويت گروهى و آگاهى از آن ضمن آگاهى از وفاق و تعلق به کل جامعه را پيدائى همگنى نسبى در عصر ارتباطات مى‌خوانيم و همان است که روژه کلوس از آن با نام وظيفه وسايل ارتباط جمعى جديد در راه ”جلوگيرى از گوشه‌گيرى و جستجوى پيوندهاى حرفه‌اى به جاى روابط خويشاوندى و دوستانه گذشته و کمک به ايجاد هماهنگى و همبستگى بين انسان‌ها“ (به نقل از: معتمدنژاد (کاظم)، وسايل ارتباط جمعي، ص ۲۰) ياد مى‌کند. هرچند که مفهوم پيوندهاى حرفه‌اى در اين تعريف نارسا است.


٭ تشعب يک جامعه به قبايل گوناگون بدون آنکه هيج ارتباط فرهنگى يا همگنى و آگاهى از تعلق ملى در آنان باشد، در بسيارى از موارد نوعى جامعه نايگانه (Non-integrated)، و متفرق پديد مى‌آورد که در آن تعلق به مرزهاى ملى صرفاً با فشار دولت صورت‌پذير است و کوچکترين کاستى در قدرت مرکزى موجبات برانگيخته شدن احساس جدائى‌طلبى در بين قبايل را فراهم مى‌سازد. بسيارى از جنگ‌هاى داخلى آفريقاى معاصر ناشى از همين پديده است. جنگ بيافرا که سال‌ها شاهد آن بوديم نمونه‌اى از همين فراگرد است. ورود وسايل ارتباط جمعى موجب مى‌شود که يک جامعه از حداقل آگاهى در راه وحدت خويش برخوردار شود. پايتخت سياسى کشور، بعد فرهنگى يابد و شاهد پيدائى و سپس شکوفائى پايخت فرهنگى کشور شويم. دولت مرکزى مى‌تواند پايه‌هاى حداقل وفاق يا اجماع يا همرأئى را در جامعه پى ريزد تا پيوند بين گروه‌هاى مختلف صرفاً تابع ابعاد سياسى نباشد.


بدين ترتيب، ابزارى نو پديد آمد، که بر تمامى حيات جامعه اثر نهاد و وظايفى دشوار در راه نزديکى جوامع به يکديگر و نزديک‌سازى گروه‌ها در يک جامعه با يکديگر تقبل نمود و آموزش را مرزهائى نو بخشيد و راه‌هائى تازه را در راه بى‌انتهاى آموختن فراهم ساخت. تفريح و تفنن را به صورى تازه صورت بخشيد و غناى فرهنگ فراغت را موجب آمد، داده‌هاى خبرى را به‌صورتى بى‌سابقه در تاريخ حيات انسان پخش کرد و سرعتى مافوق تصور بدان بخشيد. ليکن همين وسايل، چنانچه به درستى به کار نيايند، موجبات پيدائى کارکردهائى نامطلوب يا به اصطلاح کارکرد گرايان (Functionalists)، دژ کارکرد ( Dysfunction Eufunctionدر برابر کارکردهاى مطلوب) را فراهم مى‌سازند. کارکردها يا وظايفى که بر تعدد بيماران روانى خواهد افزود، تعادل حيات را ناپديد خواهد ساخت و انهدام بشريت را موجب خواهد گرديد.