وسايل ارتباط جمعى به‌طور معمول با زمان فراغت انسان‌ها برخورد مى‌نمايند. از اين‌رو در مواردى چند، بايد موجبات جدائى موقت از واقعيت، فراموشى لحظات دشوار زندگي، تمدّد اعصاب و سرگرمى انسان‌ها را فراهم سازند. بنابراين جزئى از کارکرد وسايل ارتباطى صرفاً تفريح و تفنن انسان‌ها است تا از آن موجوداتى توانا و خلاق براى کار به بار آورد. ليکن اين نحوه گذران اوقات فراغت هم جنبه اخلاقى دارد، زيرا وسيله ارتباطى نبايد و نه مى‌تواند به هر ترتيب موجبات خنديدن و تفريح را فراهم سازد، و هم جنبه فرهنگي، زيرا فراغتى که با اين وسايل صورت مى‌پذيرد، گذران زمان است با استفاده از مقولات فرهنگي.


در منازعه با ژان ژاک روسو که انسان طبيعى را مى‌‌جست، ولتر نويسندهٔ فرانسوى مى‌نوشت: انسان بيابانى شما از بسيارى از پديده‌هاى فرهنگى نه هيچ مى‌فهمد و نه به طريق اولى هيچ لذتى مى‌برد. شنيدن يک بيت شعر عميق، مى‌تواند چنان موجبات وجد يک انسان فرهيخته را فراهم سازد که او را ساعت‌ها به دنيائى ديگر برد و به نوعى خلسه کشاند، در حالى که انسان ناآموخته اساساً هيچ از آن نفهميده باشد. پس، وسايل ارتباط جمعى زمان فراغت را بارور مى‌سازند. عاداتى فرهنگى در انسان پديد مى‌آورند، موجب تعالى سطح فراغت و هم‌سطح شدن دانش و فرهنگ انسانى مى‌شوند.