براى درک بهتر سيستم ارتباط غيرکلامي، شولمن و پنمن پيشنهاد مى‌کنند اين‌ فراگرد را نه از پايان آن بلکه از ديد ناظرى که به کل فراگرد مى‌نگرد بايد مطالعه کرد.


براى چنين مطالعه‌اى بايد به اين سؤال پاسخ گفت که فراگرد ارتباط غيرکلامى چگونه به‌وجود مى‌آيد؟ معنى چه نقشى دارد و اثر کنش متقابل مردم با يکديگر در آن چگونه است؟ توضيحات شولمن و پنمن به دنبال طرح اين سؤال‌ها به شرح زير است:


”ما معمولاً در زندگى روزمره خود ارتباط غيرکلامى را انجام مى‌دهيم براى اين کار، بايد برخى از جنبه‌هاى جريان اطلاعات را به‌‌عنوان اطلاعات مهم و پرمعنى انتخاب کرده و برخى را صرف‌نظر کنيم. آنچه را که صرف‌نظر مى‌کنيم از نظر ما بى‌معنى يا غير مهم است.“ (Shulman,1981,p67)


آدام کندون با تحقيقات خود ثابت مى‌کند که مردم قادر هستند نشان دهند که کدام رفتار ديگران يک رفتار غيرکلامى با معنى است و کدام رفتار بى‌معنى است (رفتار ارتباطى نيست). کندون يک فيلم صامت از مردى که يک گروه از مردم را به پاپا گينهٔ نو (Papa Newe Guinea)، راهنمائى مى‌کرد تا به يک عدهٔ بيست نفرى از آمريکائيان سفيدپوست نشان داد. پس از چندين بار تماشاى فيلم به‌صورتى طبيعي، آنها حرکت آرام فيلم را تماشا کردند. به‌ويژه حرکات بدنى گوناگون آن مرد به آنان نشان داده شد. نتايج اين آزمايش بيانگر اين بود که آنها حرکات با معنى و بى‌معنى را درک مى‌کردند. مخصوصاً برحسب اينکه آنها فکر مى‌کردند که کسانى که در فيلم حرف مى‌زدند در تلاش گفتن چه چيزى بودند. چه چيز سنجيدهٔ آگاهانه و چه چيز معمولى يا نامفهوم. (Kendon,1975)


کندون يک سرى از نتايج اين مطالعات را چنين ترسيم مى‌کند که اولاً نه تنها همهٔ آنانى که فيلم را ديده‌اند حدفاصل روشنى بين حرکات معنادار (significant movements) و حرکات بى‌معنى تشخيص داده‌اند بلکه همهٔ آنها ابتدا به حرکات معنادار پى برده‌اند. آنچه بسيار جالب است، توانائى آنها به مشخص کردن حرکات سنجيدهٔ مربوط به صحبت کردن از بقيهٔ حرکات بوده است. جالب اينجا است که در طول فيلم حتى هيچ صدائى که آنها را راهنمائى کند يا هيچ آگاهى که با آن بتوانند حرکات لب سخنران را تعبير کنند در اختيار نداشتند. (Kendon,1975)


در اين آزمايش تمام حرکات معنادار وابسته به جريان اصلى صحبت کردن به‌وسيلهٔ ناظران شناسائى شد و دقيقاً با آنچه کندون قبلاً به‌عنوان دستگاه‌هاى اشاره‌اى (gesture units) از آن ياد کرده بود، مطابق بود. نکتهٔ اصلى که از اين آزمايش به‌دست مى‌آيد، آن است که مردم مى‌توانند حرکات سنجيده و معنى‌دار را که در ارتباط با پيام شخص سخنگو است، فقط توسط نگاه کردن به حرکات بدن تشخيص دهند. شواهدى وجود دارد که نشان مى‌دهد اين شناسائى حتى در بچه‌‌هاى خيلى کوچک نيز انجام مى‌شود. (Shulman,1981,p67)


آشکار است که معمولاً درجه‌اى از هماهنگى يا همکارى متقابل بين مردم وجود دارد.اگرچه آزمايش‌ها در مورد شناخت اين هماهنگى در بعضى اوقات به شکست منجر شد اما طبق نظر کندون، شکست‌ها، اغلب نتيجهٔ سوء تفاهم‌هاى مربوط به تعريف اجتماعى يا زمينه‌اى است که به‌وسيلهٔ آن ارتباط تنظيم مى‌شود.


ارتباط همواره توسط يک سرى از تعاريف اجتماعى (social definition) شکل مى‌گيرد که ممکن است موافق با مردمى که درگير آن هستند نباشد و زمانى که توافق نباشد، همکارى و هماهنگى مشکل به‌دست مى‌‌آيد.


تعريف اجتماعى همچنين بر آنچه ما به‌عنوان معنا دريافت مى‌کنيم، تأثير مى‌گذارد براى مثال اگر موقعيت اجتماعى به‌طور دوجانبه‌‌اى (نه صريحاً لازم) به‌عنوان مبادله بين يک فرد محلى و يک توريست که از آن محل بازديد مى‌کند، تعريف شود ديده خواهد شد که توريست بيشترين معنى را در حرکات و فرد محلى بيشترين معنى را در حالات چهره‌اى ادراک خواهند کرد، در آن شرايط توريست و فرد محلى احتمالاً موقعيت پا يا ساق پا را به‌عنوان معنى تلقى نمى‌کنند. همان‌گونه که از اين مثال ديده مى‌شود، طبيعت اين چارچوب همچنين بر طبيعت روابط بين فرستنده و گيرنده نيز تأثير مى‌گذارد. ما شمارى از رفتارهاى غيرکلامى مختلف که مى‌تواند براى نشان دادن روابط متفاوت به‌کار برده شود در دست داريم. به‌علاوه استفادهٔ ويژهٔ چنين نشانه‌هاى غيرکلامى مى‌تواند در چارچوب جريان زمان تغيير يابد. بنابراين طبيعت فراگرد ارتباطات، همان‌گونه که ادامه مى‌يابد هماهنگ با رابطهٔ بين مردم مى‌تواند مورد تفسير قرار گيرد.


جدا از اينکه کدام يک از رفتارهائى که ما هم‌زمان با آنها روبه‌رو مى‌شويم، معنى‌دار است يا معنى‌دار نيست، ما بايد رفتارمان را براى هماهنگى با افراد ديگر تنظيم کنيم. ارتباطات مى‌تواند هم با نگاه خيره و هم با اشارات بدنى جريان يابد. اين دو در واکنش‌هاى متقابل ابتدائى نقش مهمى بازى مى‌کنند.. مطالعات کنش‌هاى متقابل طبيعى (natural interaction) نشان مى‌دهد که مردم به‌طور کلى به منطقهٔ چشم‌ها بيش از ساير مناطق نگاه مى‌کنند. در ابتداى کنش متقابل نگاه مستقيم قاطع است. قبل از اينکه شروع به صحبت کنيم ما بايد به اصطلاح چشم‌ها را از ديگران بقاپيم. اجتناب از برخورد نگاه، آنچه گوفمن (Goffman) آن را بى‌توجهى داخلى (civil inattention) خوانده است، براى تفهيم اين موضوع که ادامهٔ صحبت مورد تمايل نيست به‌کار برده مى‌شود. در وسايل نقليهٔ شلوغ، زمانى که افراد خيلى به هم نزديک هستند، انسان مى‌تواند به‌راحتى ببيند که افراد به سختى براى اجتناب از نگاه کردن به هم تلاش مى‌کنند و برعکس در مواردى پس از برخورد اوليهٔ چشمي، فرد با ادامهٔ نگاه کردن مى‌تواند بدون صحبت کردن نشان دهد که تمايل به ادامهٔ کنش دارد. (Shulman,1981,pp67-68)


ما همچنين مواجه با وضع و حرکات مختلف چهره در شروع برخورد هستيم. کندون و شلفن (Kendon and Schelfen) نشان داده‌اند که ارائهٔ حرکات بدن و چهره به‌عنوان چارچوبى براى کنش متقابل عمل مى‌کنند. به‌ويژه در جائى که مردم به‌صورت چهره به چهره با يکديگر صحبت مى‌کنند و تشکيل يک دايره از يک گروه کوچک را مى‌دهند اين چارچوب بيشتر وجود دارد.