مردم بيش از آنکه آگاهانه پيام‌هاى غيرکلامى را ارسال کنند، آگاهانه پيام‌هاى غيرکلامى ديگران را دريافت مى‌کنند. البته اين يک فرضيه است که بايد دقيقاً به روش‌هاى علمى آزمون شود. اما شواهد روزمره نشان مى‌دهد که دريافت پيام‌هاى غيرکلامى از اهميت خاصى برخوردار است.


ويليامز در مبحث دريافت پيام‌هاى غيرکلامي، ابتدا به اهميت شنيدن و دويدن پرداخته و مى‌نويسد:


شنيدن و ديدن از ديدگاه گيرندهٔ پيام مهم‌ترين منابع کسب اطلاعات هستند. علت تمايز و برترى ديدن و شنيدن در مقابل ساير حس‌ها چند ويژگى آنها است: عمل دريافت پيام را به‌طور مداوم انجام مى‌دهند، مى‌توانند پيام‌ها را هم‌زمان و يا به‌طور متوالى دريافت کنند و از اين لحاظ که گيرندهٔ پيام، از آنها به‌طور انتخابى براى دريافت پيام‌ها استفاده مى‌کند داراى اهميت هستند.


ديدن در مقابل شنيدن خود از برترى ويژه‌اى برخوردار است. در حالى‌که گوش‌هاى ما هميشه باز است. سيستم شنيدن نسبت به ديدن، کمتر فعال است در واقع ما بيشتر با چشم‌هاى خود مى‌توانيم جست و جو کنيم تا با گوش‌هايمان.


سيستم شنيدارى داراى عملکرد پى در پى است در حالى‌که سيستم ديدارى داراى توانائى بيشتر و ساده‌ترى براى دريافت محرک‌هاى هم‌زمان است. اگرچه ممکن است تمرکز برروى يکى از جنبه‌هاى فرستندهٔ پيام را به‌طور ديدارى انتخاب کنيم، ولى معمولاً به‌طور هم‌زمان علائم ديگرى را که از طريق موقعيت بدن فرستنده ارسال مى‌‌شود نيز دريافت مى‌کنيم. مانند فاصلهٔ فيزيکى و حالات چهره.


اهميت بينائى باعث شده است تا بسيارى از تحقيقات اوليه در زمينه ارتباطات غيرکلامى تنها برروى اين جنبه از دريافت پيام و به‌ويژه برروى اين موضوع که چگونه گيرنده حرکات چهره را مى‌بيند، متمرکز شود.


در شرايط عادى زندگى اجتماعي، نه در آزمايشگاه‌هاى تحقيقات ارتباطات غيرکلامي، آنچه ما مى‌بينيم، ترکيب مبهمى از حالت‌هاى چهره است.


بدون توجه به اين مسئله، هنوز ما تمايل به بکارگيرى توانائى‌هاى عمومى خود نسبت به آنچه مى‌بينيم و نتايج مغشوش آن را داريم. بديهى است که يکى از راه‌‌هاى بالا بردن ادراک ما نظارت روى ادراکات اوليه ما توسط سؤال از فرستنده در مورد نظريات او است. اما توجه به حوزه‌هاى مختلف پيام‌هاى غيرکلامى نيز مى‌تواند بسيار مفيد باشد. مثلاً اگرچه گيرندگان پيام، براى پى بردن به حيله و تزوير، نظارت بيشترى روى حالت‌هاى چهره‌اى نسبت به حرکات بدن يا تن صدا دارند اما نبايد از حرکات بدنى يا تن صدا نيز غافل باشند. برنامهٔ تحقيقى فاست که در بخش ارسال پيام‌هاى غيرکلامى به آن اشاره شد، طراحى تدوين کرد تا پاسخ اين سؤال را بيايد که آيا تمام قسمت‌هاى چهره داراى قدرت ارسال پيام يکسان هستند؟ براى کشف اين موضوع، در آزمايشگاه اکمن عکس‌هائى از چهره که شش حالت متفاوت را بيان مى‌کرد انتخاب کردند و هر عکس را به قطعات مختلف بريدند. آن‌گاه از شرکت‌کنندگان خواسته شد که قسمت‌هائى از چهره را بر حسب شش حالت، تعبير و تفسير کنند و آن را حدس بزنند. نتيجهٔ اين آزمايش را مى‌توان به‌صورت زير ارائه کرد:


- ترس: از طريق چشم، پلک و گوش به خوبى دريافت شد.


- غم: به‌طور دقيق از طريق چشم و پلک دريافت شد.


- شادى: تقريباً هميشه در گونه و دهان يا در چشم و پلک‌ها و يا در گونه و دهان با يکديگر مشاهده شد.


- تعجب: به‌طور دقيقى در ابروها، مژه‌ها و پيشانى نمايان شد.


معلوم شد که خشم و غضب را به درستى نمى‌توان از طريق يک قسمت از چهره حدس زد. محققان تصور مى‌کنند که علت اين مسئله مربوط به دو پهلو بودن خشم نسبت به ديگر حالات چهره باشد. در طول آزمايش، ديده مى‌شد که داورى آزمايش شوندگان در مورد خشم ثابت و پايدار نبود. البته اگر خشم، حداقل در دو بخش از چهره آشکار مى‌شد، داورى ثابت‌تر و پايدارتر مى‌شد.


اکمن و همکاران او شواهدى جمع‌آورى کرده‌اند حاکى از آنکه در فرهنگ‌هاى گوناگون، حوزهٔ دريافت پيام خشم از چهره يکسان است. شواهد آنها در حدى است که بتوان تصور کرد بيان چهره‌اى يک مجموعه پيام بين‌المللى است. (Ekman,1975)


لازم به توضيح است که منابع گوناگون علاوه بر خوشحالي، تعجب، ترس، غم و خشم پيام‌هاى ديگرى نيز چون توهين، علاقه، نوميدى و تصميم را جزء پيام‌هائى که به‌سرعت به‌وسيلهٔ چشم دريافت مى‌شوند بر شمرده‌اند.


شولمن در مورد پيام‌هاى غيرکلامى از طريق گوش دريافت مى‌شوند مى‌نويسد: ”ارتباط غيرکلامى فقط شامل حوزه‌هائى از دريافت پيام از طريق چشم نيست و گوش نيز در اين مورد نقش دارد. اطلاعات ديدارى معمولاً به‌طور هم‌زمان با اطلاعات شنيدارى و پيام‌هائى که ممکن است هماهنگ و يا متناقص باشند دريافت مى‌شود.


مطالعهٔ پيام‌هاى استوار و هماهنگ که حالت عادى را در روابط روزانه دارد، به‌طور کلى نشان مى‌دهد که تشخيص و اعتبار حالات مى‌تواند هم از اطلاعات ديدارى (ماننده چهره و علامات بدن) و هم اطلاعات شنيدارى (مانند تُن صدا) به‌دست آيد. اما پيام ديدارى داراى اعتبار و پايانى با درجه‌اى کمى بيشتر است. به‌علاوه، اکثر مردم ترجيح مى‌دهند وقتى در مورد حالت افراد، قضاوت مى‌کنند قادر به ديدن آنها باشند. مردم دوست ندارند تنها به پيام ديدارى تکيه کنند. در اين‌گونه موارد مى‌گويند که اطلاعات کامل ندارند و احساس مى‌کنند که قضاوت آنان توسط تجسم آنچه حالت شخص ممکن است بيان کند صورت مى‌گيرد و اين کافى نيست. به‌علاوه همهٔ مردم تمايلى به پيام شنيدارى يا ديدارى به‌طور مشابه ندارند. افراد مختلف براى دريافت پيام به نقاط مختلف چهره و بدن نگاه مى‌کنند. با وجود اين، آنها به تعبير مشابهى از آنچه حالت ۱ بيان مى‌کند، مى‌رسند.


در تعقيب اين نکته که مردم از نظر درجهٔ اعتماد به پيام‌هاى غيرکلامى با يکديگر متفاوت هستند و براى تعبير و تفسير رفتار غيرکلامى در درجات گوناگون قرار مى‌گيرند. ربرت روزنتال (Robert Rosenthal) و همکاران او تستى را مورد آزمايش قرار دادند که آن را نمودار ميزان حساسيت غيرکلامى( PANS (the profile of non-verbal sensitivity خواندند. اين آزمايش تفاوت‌هاى فردى را در داورى‌ها از کانال‌هاى مختلف بررسى مى‌کند. اين کانال‌ها عبارت هستند از سه کانال ديدارى (چهره به تنهائي، بدن به تنهائى و چهره و بدن با هم)، دو کانال شنيدارى (سخنرانى که به‌طور الکتريکى از فيلتر گذشته باشد به‌طورى که در آن کلمات، قابل تشخيص نباشد و سخنرانى دوم که به‌طور تصادفى انتخاب شود و در آن تنها صداهاى بلند و گوشخراش به گوش مى‌رسد) و سرانجام يک ترکيب شنيداري-ديداري.