تحقيقات زيادى در جهت تشخيص اينکه علائم غيرکلامى ذاتي، يا اکتسابي، يا ژنتيکى‌اند و يا اينکه به روش ديگرى پديد مى‌آيند، انجام شده است. مدارک به‌دست آمده از تحقيق روى اشخاص ناشنوا يا نابينا که هرگز قادر به فراگيرى علائم غيرکلامى از طريق کانال‌هاى سمعى يا بصرى نبوده‌اند و نيز مشاهده ايما و اشاره چندين فرهنگ گوناگون جهانى حاکى از آن است که بعضى اشارات و حرکات در دسته‌هاى متفاوت قرار مى‌گيرند. ايبل - ايبيسفلدت (dtEibl - Eibesfel)، دانشمند آلمانى معتقد است که سيماى خندان بچه‌هائى که نابينا يا ناشنوا به‌دنيا مى‌آيند کاملاً مستقل از فراگيرى يا تقليد کردن است. بنابراين مى‌توان نتيجه گرفت که اين حرکات ذاتى مى‌باشند.


بعضى از اعتقادات اوليه داروين در زمينه اشارات‌ و‌ حرکات ذاتى توسط ايکمان (Ekmat)، فريسن (Friesen)، سورينسون (Sorenson) زمانى‌که مردم پنج فرهنگ کاملاً متفاوت را مطالعه نمودند، تأييد شد. يافته‌هاى آنها مشخص نمود که همه اقوام و فرهنگ‌ها براى ابراز احساسات، اساساً از حرکات چهره‌اى مشابهى استفاده مى‌کنند و اين نتيجه‌گيرى به ‌اعتقاد آنها مبنى به ذاتى بودن اين حرکات انجاميد.


زمانى‌که دست به سينه مى‌شويد، آيا دست راست را روى دست چپ مى‌گذاريد يا دست چپ را روى راست؟، اغلب مردم بلافاصله قادر به دادن پاسخ قاطعانه به اين سئوال‌ نيستند تا زمانى‌که اين عمل را انجام دهند. و اين در حالى است که يکى از اين دو حالت به‌راحتى صورت مى‌گيرد، و ديگرى کاملاً نادرست . ناراحت به‌نظر مى‌رسد. شواهد نشان مى‌دهد که اين حرکت احتمالاً ژنتيکى و غير‌قابل تغير مى‌باشد.


اينکه بعضى از اشارات و حرکات از نظر فرهنگى آموخته و سپس عادت مى‌شوند يا اينکه ژنتيکى هستند، هنوز مورد بحث است. به‌عنوان مثال، اغلب مردها هنگام پوشيد کت، اول دست راست را داخل آستين مى‌کنند در صورتى که اغلب زنان دست چپ را اول وارد آستين مى‌کنند. زمانى‌که يک مرد در محلى شلوغ از کنار يک زن مى‌گذرد، معمولاً بدن خود را رو به سمت زن چرخانده و عبور مى‌‌دهد، در حالى‌که زن معمولاً بدن خود را پشت به او مى‌چرخاند. آيا او به‌طور غريزى اين کار را جهت حفاظت از سينه‌هاى خود مى‌کند؟


آيا اين يک عکس‌العمل ذاتى جنس مؤنث است يا اينکه او اين حرکت را با مشاهده ناآگاهانه ديگر زنان ياد گرفته است؟