با نزديک شدن به پايان قرن بيستم شاهد پيدائى نوعى جامعه‌شناسى جديد هستيم - جامعه‌شناسى غيرکلامي. همان‌طور که علاقمندان به پرندگان از تماشاى آنان و رفتارهاى خود لذت مى‌برند، علاقمندان به پرندگان از تماشاى حرکات انسان‌ها لذت مى‌برند. آنان اشخاص را در مهمانى‌ها، لب ساحل، در تلويزيون و در محل کار و يا اساساً هر جائى‌که مردم‌ در تعامل با يکديگر هستند مورد مشاهده قرار مى‌دهند چرا که مى‌خواهند با آموختن در مورد رفتار و کردار هم‌نوعان خود گامى در جهت شناخت بهتر خويش بردارند و بدين‌ ترتيب روابط خود را با ديگران بهبود بخشند.


شگفت‌انگيز است که در طى يک ميليون سال تکامل انسان (و يا بيشتر) جنبه‌هاى غيرکلامى فقط از دهه ۱۹۶۰ فعالانه مورد مطالعه قرار گرفته و مردم فقط زمانى متوجه آن شدند که جوليس‌فست (julius Fast) کتابى در مورد حرکات در سال ۱۹۷۰ منتشر ساخت. اين کتاب چکيده‌اى از بافته‌هاى دانشمندان رفتارگرا در مورد ارتباطات غير‌کلامى تا آن زمان است. حتى امروزه نيز بيشتر مردم هنوز نسبت به‌وجود زبان ‌‌بدن بى‌اعتنا هستند چه برسد به‌ اهميت آن در زندگى خود.


چارلى‌چاپين و بسيارى ديگر از هنرپيشگان فيلم‌هاى صامت ‌پيشگان فنون ارتباط غيرکلامى بوده‌اند. آنها تنها وسيله ارتباط موجود بر روى پرده سينما بودند. خوبى و بدى هر هنرپيشه مستقيماً به اين نکته بستگى داشت که تا چه حد قادر باشد براى قرار کردن ارتباط مؤثر، از ايما و اشاره و ديگر حرکات و علائم جسمى سود جويد. وقتى فيلم‌هاى ناطق به‌روى پرده آمدند . تأکيد کم‌ترى برابعاد غير‌کلامى بازيگرى گذارده شد بسيارى از بازيگران فيلم‌هاى صامت از صحنه محو شدند و آنهائى که مهارت‌هاى کلامى بهترى داشتند عرصه را فتح کردند.


در زمينه مطالعات تخصصى زبان بدن، احتمالاً مؤثرترين کار پيش از قرن بيستم از آنِ چارلز‌داروين در کتاب Tde Man in Emotions the of Expression and Animals بوده که در سال ۱۸۷۲ منتشر گرديد. اين کتاب آغازگر مطالعات نوين راجع به حالات صورت و زبانِ‌ بدن بود و بسيارى از عقايد و مشاهدات داروين از آن موقع توسط اغلب محققان به تأييد رسيده‌اند. از آن پس پژوهشگران تقريباً يک ميليون نشانه غيرکلامى را شناسائى کرده و به ثبت رسانده‌اند. يکى از اين پژوهشگران به‌نام آلبرت‌مهرابيان به اين نتيجه رسيده که تأثير کلى يک پيام ، ۷ درصد کلامى (فقط به‌صورت کلام) . ۳۸ درصد صوتى (شامل تُن صدا، نوسان صدا، و ديگر عوامل صوتي) و ۵۵ درصد غيرکلامى است. پروفسور بردويستل (Birdwhistell) برآورد مشابهى از ميزان ارتباطات غيرکلامى که ما بين انسان‌ها صورت مى‌گيرد به‌عمل آورده است. طبق برآورد او و انسان معمولى در مجموع حدود ۱۰ تا ۱۱ دقيقه در روز صحبت مى‌کند و يک جمله معمولى فقط ۵/۲ ثانيه به‌ طول مى‌انجامد. وى نيز مانند مهرابيان به اين نتيجه رسيده که بخش کلامي، حداکثر ۳۵ درصد يک پيام را تشکيل مى‌دهد و بيش از ۶۵ درصد آن غيرکلامى است.


اغلب پژوهشگران کلاً بر اين عقيده‌اند که ارتباط کلامى عمدتاً جهت تبادل اطلاعات مورد استفاده قرار مى‌گيرد حال آنکه ارتباط غيرکلامى جهت تبادل حالات ميان - فردى و در برخى موارد به‌عنوان بدلى براى نمونه يک زن مى‌تواند به مردى نگاه عاشقانه بيندازد و به‌ اين ترتيب بدون بازکردن دهان خود پيامى بسيار واضح به او بدهد.


صرف‌نظر از فرهنگ، کلمات و حرکات آنقدر پيش‌بينى شده پديد مى‌آيند که بردويستل معتقد است که يک فرد متخصص تنها با شنيدن صداى يک مرد، قادر به تشخيص حرکات او است. به‌همين‌ ترتيب، بروديستل موفق به تشخيص نوع زبان مورد استفاده يک فرد با تماشاى حرکات او نيز شده است.


براى خيلى از مردم پذيرفتن اينکه انسان‌ها هنوز از نظر بيولوژيکى حيوان هستند، مشکل است. هومو‌ساپينز Homo sepiensيا جنس بشر يک گونه از نخستيان است، يک ميمون بدون مو که ياد گرفته روى دو پا قدم بزند و داراى مغزى پيشرفته و هوشمند است. قوانين بيولوژيکى که فعاليت‌ها، عکس‌العمل‌ها، زبان بدن و علائم ما را کنترل مى‌کنند، بر ما نيز همانند هر جاندار ديگر تسلط دارند. جالب اينجا است که انسان‌ها به‌ندرت از حرکات و اشارات خود که مى‌توانند گوياى روايتى متفاوت با بيان او باشند، آگاهى دارند.