توانائى تعبير صحيح از حرکات ”دست به ‌صورت“ در يک سرى‌ موقعيت‌هاى خاص، نياز به زمان و مشاهده دارد. ما مى‌توانيم به‌راحتى فرض بر اين بگذاريم که زمانى‌که شخصى از يکى از حرکات ”دست به صورت“ استفاده مى‌کند، به اين معنا است که يک فکر منفى وارد ذهن او شده است. سؤال اين است که اين فکر منفى چيست؟ اين فکر مى‌تواند ترديد، خيانت، عدم اطمينان، اضطراب يا صرفاً دروغ باشد. مهارت واقعى در تعبير کردن، توانائى تعيين نوع ”فکر منفي“ از ميان احتمالات ذکر شده است. بهترين روش براى اين کار بررسى حرکات استفاده شده قبل از حرکت ”دست به صورت“ و تعبير آن در اين موقعيت است.


به‌عنوان مثال، يکى از دوستانم که با او شطرنج‌بازى مى‌کنم، اغلب در طول بازى گوش خود را مى‌مالد يا به بينى خود دست مى‌زند، اما فقط زمانى‌که از انجام حرکت بعدى مطمئن نيست، اين کار را مى‌کند. اخيراً متوجه يک سرى ديگر از حرکات مورد استفاده او شده‌ام که مى‌توانم آنها را به نفع خودم به کار گيرم. من متوجه شده‌ام که اگر نيت خود را درحرکت يکى از مهره‌ها با دست زدن به آن مهره نشان دهم، او بلافاصله از يک سرى حرکات استفاده مى‌کند که نظر او را راجع به حرکت احتمالى من نشان مى‌دهد. چنانچه او در صندلى خود به عقب تکيه دهد و از حرکت ”دست‌هاى شيب‌دار“ (اعتماد به نفس) استفاده کند، مى‌توانم فرض را بر اين بگذارم که حرکت بعدى مرا حدس زده و در مورد حرکت مقابل نيز فکر کرده است. حال همان‌طور که به مهره شطرنج دست مى‌زنم، دهان خود را بپوشاند يا بينى يا گوش خود را مالش دهد، به اين معنا است که از حرکت من، حرکت بعدى خود يا هيچکدام مطمئى نيست. بنابراين بعد از اينکه او با يک حرکت ”دست به صورت“ منفى عکس‌العمل نشان مى‌دهد امکان پيروزى من افزايش مى‌يابد.


اخيراً با مرد جوانى که از خارج به‌منظور کار در شرکت ما آمده بود، مصاحبه کردم. در طول مصاحبه، دست‌ها و پاهاى خود را روى هم قرار داده بود و از مجموع حرکات انتقادآميز استفاده مى‌کرد، کف دست‌هاى او به‌ندرت نمايان مى‌شد و نگاه خود را کم‌تر از يک‌سوم مدت به نگاه من مى‌دوخت. به‌طور واضح چيزى باعث نگرانى او شده بود اما تا آن زمان از مصاحبه، من اطلاعات کافى براى يک ارزيابى صحيح از حرکات منفى او نداشتم. چندين سؤال در خصوص کارفرمايان سابق او در کشور خودش پرسيدم. پاسخ‌هاى او به همراه يک سرى مالش‌هاى چشم و دست زدن به بينى بود. همچنان از دوختن نگاه خود به من اجتناب مى‌کرد. اين وضعيت تا پايان مصاحبه ادامه يافت و بالاخره من براساس چيزى که به‌طور معمول ”حس غريزي“ ناميده مى‌شود، تصميم گرفتم او را استخدام نکنم. از آنجائى که راجع به حرکات حاکى از فريبکارى او کنجکاو بودم، تصميم به بررسى معرف‌هاى خارجى او گرفتم و متوجه شدم که او راجع به سوابق خود اطلاعات نادرستى به من داده بود. احتمالاً فکر کرده بود يک کارفرما در يک کشور ديگر زحمت بررسى معرف‌هاى خارجى را به خود نمى‌دهد و اگر من از اسارات غيرکلامى آگاه نبودم، احتمال داشت که به اشتباه او را استخدام کنم.


در طى سمينار مديريت که نوارى ويديوئى از يک مصاحبه در آن نشان داده مى‌شد، شخص مصاحبه شنونده پس از اينکه سؤالى از او شد به‌طور ناگهانى دهان خود را پوشاند و بينى خود را ماليد. تا آن زمان مصاحبه‌شونده حالت باز خود را حفظ کرده بود، جلوى کت او باز بود کف دست‌ها نمايان و هنگام پاسخ دادن به سؤالات، به جلو خم شده بود، بنابراين در وهله اول ما فکر کرديم که شايد يک سرى حرکات مجزا بوده باشد. او قبل از پاسخ دادن به سؤال، چندين ثانيه از حرکت ”حفاظ دهان“ استفاده کرد و سپس به حالت اوليه خود برگشت. در پايان از او راجع به حرکت ”دست به دهان“ سؤال کرديم و او گفت، هنگامى‌که آن سؤال خاص از او پرسيده‌ شد، مى‌توانست به دو طريق پاسخ دهد، يکى منفى و ديگرى مثبت. در حالى‌که راجع به پاسخ منفى فکر مى‌کرد و اينکه مصاحبه‌گر چگونه عکس‌العمل خواهد داشت، حرکت ”حفاظ دهان“ ايجاد شد. اما زمانى‌که راجع به پاسخ مثبت فکر کرد، دست او از جلو دهانش کنار رفت و به حالت اوليه برگشت. عدم اطمينان او از عکس‌العمل احتمالى بينندگان در برابر پاسخ منفى باعث استفاده ناگهانى از حرکت ”حفاظ دهان“ شده بود.


اين مثال‌ها نشان مى‌دهد که چقدر راحت مى‌توان يک حرکت ”دست به صورت“ را اشتباه تعبير کرد و به نتايج نادرست رسيد. تنها با مطالعه مداوم و مشاهده اين حرکت‌ها و توجه به وضعيتى که در آن روى مى‌دهد، مى‌توان چگونگى ارزيابى صحيح از افکار اشخاص را آموخت.