حرکات جسمانى نوزاد شما به‌تدريج طى اولين سال زندگى تحول پيدا مى‌کند. در آغاز او با خزيدن‌هاى غيرقابل کنترل و غيرقابل پيش‌بينى ظاهر مى‌شود، اما برخى حرکات اصولى و شکل گرفته شده ناگهان ظاهر مى‌گردد. در سه‌ماهگى او را به پشت بخوابانيد؛ خواهيد ديد که دست‌ها و پاهايش حرکاتى انجام مى‌دهند که از لحاظ زمانى که با هم مطابقت و هماهنگى دارند. در شش‌ماهگى کودک مى‌تواند شانه‌هاى خود را به کف اتاق، وقتى برروى شکم خوابيده باشد، فشار دهد يا مى‌تواند از يک پهلو به پهلوى ديگر غلت بخورد، البته اگر خودش بخواهد، همچنين پاهاى او قوى‌تر شده است.


نوزادان معمولاً در نه‌ماهگى مى‌توانند با هماهنگى بيشترى در کف اتاق بخزند، زانوهاى خود را به زير شکم مى‌برند و تلاش مى‌کنند به‌سمت جلو حرکت نمايند. وقتى دستان کودک را گرفته‌ايد ممکن است بتواند وزن خود را تحمل کرده و راست بايستد. در يک‌سالگى تسلط کامل بر خزيدن پيدا مى‌کند، گاهى سعى مى‌کند از پله‌ها بالا و پائين برود (اگرچه ممکن است طى انجام اين کوشش‌ها نگران باشيد) و احتمالاً تلاش مى‌کند با گرفتن مبلمان و اثاثيه دور اتاق راه برود.


اين توانائى‌هاى روزافزون در هماهنگى حرکات دست و پاها بدين معنا است که به‌طور قابل ملاحظه‌اى قادر به استفاده از اين توانائى‌ها براى برقرارى ارتباط غيرکلامى مى‌باشد.

من لحظات کاملاً خوبى دارم

پاها و دست‌ها فعالانه در حرکت‌ هستند، حتى گاهى آنقدر شديد که ممکن است شما را نگران سازد، اما او خيلى ساده در حال نمايش لذت و خوشحالى خود مى‌باشد. همچنين شما متوجه ظاهر خوشحال و رضايتمندى ظاهر شده در چهرهٔ او و صداهاى ملايمى که ايجاد مى‌کند، خواهيدشد.

احساس خوبى ندارم

بى‌قرار است و وول مى‌خورد. احساس درد و ناراحتى مى‌تواند آنقدر قوى باشد که به اميد کسب راحتى بيشتر او را وادار به تغيير حالت بدن کند. حتى ممکن است تلاش کند خود را به اطراف بکشاند. اگر بيمار باشد در چهره‌ او شکلک‌هاى خاصى را نيز خواهيدديد.

مى‌خواهم آن اسباب‌بازى را بگيرم

ناگهان متوجه مى‌شويد که با شکم روى زمين خوابيده و با دست‌هاى خود هرچه جلوى خود مى‌بيند پخش و پلا مى‌کند. علاوه بر اين به شيء به‌خصوصى در مقابل خود خيره شده و همراه با آن، صداهاى بريده بريده‌اى که نشان‌دهنده‌ٔ تلاش و ناکامى او مى‌باشد، شنيده مى‌شود.

نمى‌خوام اين را بخورم

همان‌طور که مقابل او نشسته‌ايد و سعى مى‌کنيد غذا او را بدهيد، متوجه مى‌شويد که کارى مى‌کند تا هر بار که قاشق به دهان او نزديک مى‌‌شود آن را پس بزند و از خودش دور کند. حتى ممکن است هنگام انجام اين کار لبخند بزند، گرچه شما اين‌چنين ارتباط غيرکلامى را چندان هم خنده‌دار نمى‌دانيد.