هرجا ترديد کرديد که زبان بدن کودک شما ناخشنودى عميق وى را آشکار مى‌کند، اولين قدم بايد اين باشد که صريح از او سؤال کنيم که آيا چيزى هست که او را رنج مى‌دهد يا نه. معمولاً رايج‌ترين پاسخ اين است که فکر نمى‌کند چيز خاصى وجود داشته باشد و اصلاً ناراحت نيست و يا اينکه غالباً فقط کمى احساس ناراحتى مى‌کند. به هر حال در مورد نقاط کليدى زندگى وى صحبت کنيد، مثل روابط دوستانه، فعاليت‌هاى اوقات فراغت، مدرسه و غيره. در هر شکل از طريق چنين مباحث کلي، او مقدارى بينش نسبت به احساسات درونى خويش پيدا مى‌کند.


مواقعى را براى درنظر گرفتن شرايط احتمالى که توانسته براى او مشکل‌ساز باشد، صرف کنيد، گرچه نمى‌توانيد با قطعيت حدس بزنيد. با اشخاص ديگرى که کودک شما را مى‌شناسند، به‌منظور کسب نظر آنها صحبت کنيد. اين افراد مى‌توانند پرستار، مربي، معلم، کودکان بزرگتر يا يکى از دوستان شما که او را به‌خوبى مى‌شناسد، باشد. به آنچه مى‌گويند گوش فرا دهيد. حتى اگر واکنش اوليهٔ شما مخالفت با آنها باشد.


اين نکات را به‌طريقى که متوجه شود با وى در ميان بگذاريد. ممکن است واکنش او مخالفت کامل با نظرات و حدسيات شما باشد و بگويد که هيچ مشکلى ندارد. به‌عبارت ديگر، ممکن است براى آغاز و کشف ماجرا موشکافى بيشترى انجام دهيد که حتى اشک او را درآورد. با همهٔ اين اوصاف، تلاش شما براى بحث در اين زمينه به ياد او مى‌آورد که مراقب او و سلامتى او هستيد، همچنين نگران او هستيد و مى‌خواهيد خوشحال باشد. اين خود قدم مثبتى رو به جلو است.


وقتى اين مرحلهٔ جمع‌آورى اطلاعات و گفت‌وگوها انجام شد، در زندگى کودک خود تغييراتى ايجاد کنيد. هر آنچه مى‌توانيد براى جايگزين کردن امکانات نسبى در زندگى روزمره او فراهم آوريد و اثر اين تغييرات را تا زمانى‌که از آرامش او مطمئن و خرسند نشده‌ايد، مورد بازبينى قرار دهيد. به‌عنوان مثال، اگر فکر مى‌کنيد چون دوستى ندارد ناراحت است، او را در کلاس‌هاى فوق برنامه و تفريحى ثبت‌نام کنيد و يا اگر تصور مى‌کنيد مشکلى در مورد تکاليف و امور مدرسه دارد، با معلم او صحبت کنيد. در انجام تکاليف او را يارى کنيد و ميزان تشويق و ترغيب او را افزايش دهيد. اگر نگران اين هستيد که کودک شما به‌خاطر جر و بحث و مشاجرات زياد شما و همسر شما که اخيراً اتفاق افتاده ناراحت است، او را مطمئن سازيد که دوستش داريد و کاملاً در امن و امان مى‌باشد.