همانند اغلب کودکان، کودک شما احتمالاً آنقدر خوشبخت هست که در اکثر مواقع احساس خوشحالى کند. گاهى مواردى از ناخشنودى‌هاى کوتاه‌مدت را تجربه مى‌کند که البته اين لحظات زودگذر هستند، مثل موقعى که اسباب‌بازى‌ مورد نظر او را نخريده‌ايد و او واکنش‌هاى هيستريک نشان مى‌دهد ولى هنوز شب نشده تماماً موضوع را فراموش مى‌کند. اين حالت‌هاى کوچک ناخشنودى به همان سرعتى که بروز پيدا مى‌کنند، ناپديد مى‌‌شوند، آن هم بدون باقى ماندن هرگونه احساس پشيمانى بلندمدت اين، قسمتى طبيعى و عادى از دوران کودکى است.


با اين حال، براى برخى از کودکان، ناخشنودى موقتى نيست؛ ناراحتى و پريشانى بعد از چند دقيقه و چند ساعت از بين نمى‌رود و بدون اينکه کاهش يابد باقى‌مى‌ماند. دو ويژگى هيجانى وجود دارد که در کودکان ناراحت و عموماً مشکل‌دار گسترش مى‌يابد: اول ممکن است متوجه نباشد که تحت فشار و ناراحتى است، از اين‌رو براى او احساس بيچارگى ممکن است آنقدر تکرار شده باشد که آن را به‌عنوان يک احساس عادى در نظر بگيرد و يا ناخشنودى او آنقدر نافذ بوده که زمان ديگرى را که در آن احساسى متفاوت داشته به ياد نمى‌آورد. دوم، حتى اگر متوجه نباشد که تا اين حد احساس بيچارگى مى‌کند، احتمالاً نمى‌داند چه چيزى باعث چنين احساسى شده است. همچنين ممکن است منبع واقعى درد هيجانى خود را به بخش ناهشيار ذهن خويش واپس رانده باشد. وقتى چنين چيزى اتففاق مى‌افتد، احساس باقى مى‌ماند ولى کودک علت اين احساس را مسدود کرده، چرا که قادر به مقابله و کنار آمدن با آن نيست.