برخى از آدم‌ها با قراردادن کف دست بر سينه و پائين‌آوردن مختصر سر، به ديگران اظهار ارادت و دوستى مى‌کنند. اين يک عمل ارادى است که فرد براساس قراردادهائى که در اجتماع او وجود دارد پيامى را مى‌فرستد. ممکن است شما با فردى شروع به صحبت کنيد و ببينيد که رنگ رخسار او به‌تدريج سرخ مى‌شود. از اين سرخ شدن صورت او نيز پيامى دريافت مى‌کنيد. اما در اينجا فرستندهٔ اين پيام، پيام خود را به‌صورت غير ارادى مى‌فرستد. از همين دو مثال ساده مى‌توان دريافت که پيام‌هاى غيرکلامي، هم ارادى و هم غير ارادى هستند. اين پيام‌هاى غيرکلاميى سهم خاصى در دامنهٔ ارتباطات انسانى دارند.


بوس ماجيان در تعريف توضيحى خود از ارتباطات غيرکلامي، مى‌نويسد: ”واژهٔ ارتباط غيرکلامى به دامنهٔ وسيعى از پديده‌هائى گفته مى‌شود که پهنهٔ وسيعى را مى‌پوشانند. از بيان چهره‌اى و اشاره تا مد؛ از وضعيت نمادى تا رقص، تئاتر، موسيقى و پانتوميم، از جريان تأثيرگذارى (flow of affect)، تا جريان ترافيک، از حاکميت‌جوئى (territoriality)، حيوانات تا تشريفات ديپلماتيک، از ادراکات مافوق حسى (extrasensory perception.E.S.P)، تا کامپيوترهاى تمثيلى (analogue computer)، و از علم معانى مربوط به خشونت (rhetoric of violence) تا علم معانى مربوط به رقص‌هاى ابتدائي.“ (Bosmajian,1971)


هاريسون، استاد دانشگاه ميشيگان، حتى اشاره به ارتباط بالقوه با موجودات ذى‌‌شعور کيهانى مى‌کند ولى تأکيد دارد که ادراکات مافوق حسى و ارتباط بالقوه با موجودات ذى‌شعور کيهانى از قلمروهاى کمتر جست‌وجو شده و مرموزى هستند که مى‌توان از حوزهٔ ارتباط غيرکلامى حذف کرد و بيشتر به بررسى مسائلى که روشن‌بينانه‌تر هستند پرداخت. (Harisson,1973)


در دههٔ اخير تحقيقات بسيار زيادي، در زمينهٔ ارتباط غيرکلامى آغاز شده است. هاريسون در زمينهٔ اين تحقيقات مى‌نويسد که بررسى ارتباط غيرکلامي، يکى از تازه‌ترين زمينه‌هاى مطالعات در چند سال اخير است. در اين تحقيقات نه تنها موضوع در حال بررسى است بلکه روش‌هاى جديدى نيز براى پژوهش در اين‌باره ابداع مى‌شود.


شولمن مبحث ارتباط غيرکلامى را در کتاب خود از يادآورى حرکات چارلى چاپلين در فيلم‌هاى صامت به يادمندنى او آغاز مى‌کند و مى‌نويسد که در دورهٔ فيلم‌هاى صامت، چارلى چاپلين توانست با تماشاگران خود بدون کلام ارتباط برقرار کند. دست‌هاى او، چهرهٔ او، راه رفتن مضحک او و لباس‌هاى او همه پيام‌هاى او را منتقل مى‌کردند. فيلم‌هاى صامت چارلى چاپلين فقط گاهى نياز به زيرنويس داشت.


شولمن مى‌افزايد: ما در زندگى روزمره مرتباً پيام‌هاى غيرکلامى (non-verbal message)، مى‌فرستيم، چشمک مى‌زنيم، اداء در مى‌آوريم. دست‌هاى خود را حرکت مى‌دهيم، با دست‌ها اشاره مى‌کنيم و يا آهسته با پاى خود ضرب مى‌گيريم.. اين پيام‌هاى غيرکلامى در کنش‌هاى متقابل انسانى (human interaction) مى‌توانند بسيار مهم‌تر از اعتبارى باشند که ما براى آنها قائل هستيم. (Schulman,1981,p58)


براى آگاهى شما از اين رشتهٔ تازه از علوم اجتماعي، قسمتى از نوشته‌هاى دو تن از اساتيد دانشگاه، آرتور شولمن (از دانشگاه واشنگتن) و روباين پنمن (از دانشگاه ملبورن Arthur D.Shulman Washington University St.:Louis. and Rabyn Penman University of Mellbornbe). را از کتاب ارتباطات انسانى آنها نقل مى‌کنم و نتايج دو تحقيق خود را در همين زمينه که در ايران انجام شده است خواهم آورد.


آرتور شولمن و همکارانش مى‌نويسند: ”زبان گفتارى (Spoken Language) نشانه‌اى از هوشيارى انسان است به همين ترتيب ارتباط غيرکلامى نيز شامل حرکات و اشارات ارادى است ضمن آنکه شامل حرکات غير ارادى مثل تغيير در اندازهٔ مردمک نيز هست. علائمى که به آنها علائم خودکار (automatic signal) مى‌گويند و حرکاتى که فقط تا حدودى زير نظارت ارادى ما هستند مثل آنچه چهره، تن صدا، وضع پا و فاصلهٔ فيزيکى ديگران به ما مى‌گويد- وجود فاصله بين فرستنده و گيرندهٔ پيام، خود نوعى پيام است.


قبل از تکامل شيوه‌هاى ارتباط کلامى از سوى انسان، ارتباط بدنى (boidily communication)، از قسمت‌هاى اصلى سيستم ارتباطى بوده است. اکنون نيز حرکات بدنى يکى از وسيله‌هاى اصلى براى انتقال پيام در ارتباطات انسانى است. زيرا سخن گفتن به تنهائى قادر به انجام آن نيست.


فراگرد ارتباط بيش از تبادل کلام است و در حقيقت ارتباط مى‌تواند بدون هيچ کلامى نيز صورت گيرد. چنان‌که اکثراً چنين اتفاق مى‌افتد. مثلاً هرگاه دو يا چند نفر با هم باشند مى‌بينيم که ارتباط غيرکلامى بين آنان در تمام مدت در حال انجام است در حالى‌که ارتباط کلامى فقط گاهى صورت مى‌گيرد.


اما فقط در سال‌‌هاى اخير است که گونه‌هاى مختلف ارتباط غيرکلامي، به‌طور جدي، به‌عنوان يک علم مورد توجه و بررسى قرار گرفته است. يکى از حوزه‌هاى مطالعاتى در اين زمينه بررسى رفتارهاى غيرکلامى انسان‌هاى گوناگون در گوشه و کنار جهان است. رفتارهائى که حالت جهانى دارد و نسبت به حيوانات از توازنى کامل برخوردار است. مثلاً چگونگى تسلط و تسليم در مواجه شدن افراد با يکديگر تشابه زيادى به حالت تسليم بودن در مراسم مذهبى کليسا دارد.“ (Shulman,1981,p58)


شولمن و پنمن، ضمن اشاره به فراگرد بودن ارتباط، به مسئلهٔ مهمى توجه کرده‌اند و مى‌نويسند که رفتارهاى غيرکلامى انسان‌ها الزاماً به معناى حضور فراگرد ارتباط نيست؛ اما همين انسان‌ها وقتى در شرايط اجتماعى قرار مى‌گيرند ديگر افراد غيرخودکفا (not-self-sufficeint) يا واحدهاى تجزيه شده نيستند بلکه درگير يا ديگران هستند. در چنين شرايط اجتماعى است که رفتارهاى افراد با يکديگر شکل جديدى پيدا مى‌کنند و به‌صورت پيام‌هائى درمى‌آيند که ارسال و دريافت مى‌شوند.


اما بررسى اين‌گونه ارتباطات و به‌ويژه اين نوع پيام‌ها به سادگى بررسى پيام‌هاى نوشتارى يا گفتارى نيست. بايد روش‌ها و فرمول‌هائى براى ضبط و يادداشت بردارى از ارتباطات غيرکلامى اختراع شود. بايد نوآوران به روش‌هائى دست يابند که بتوان آن را به‌صورت دقيق و سازمان‌يافته‌اى مورد استفاده قرار داد. بنابراين شايد فکر کنيم که با شيوه و شکلى از ارتباط تاريخى کهنه و شناخته شده مواجه هستيم. چنين فکرى کاملاً باطل است. بايد براى دستيابى به شيوه‌ها و واژه‌هاى آکادميک در زمينهٔ چيزى که به ظاهر پيش‌پا افتاده است و در تجريهٔ روزانهٔ ما جاى دارد تلاش کرد. (Shulman,1981,p58)